سوغات سفر حج

• یکی از نکات جالب توجه در این سفر این بود که هر جا با راننده¬های هندی یا زائرین هندی صحبت می¬کردم می¬دیدم با افتخار از هند صحبت می¬کنند. همه به رشد سریع آن مباهات می¬کردند و آن را به رخ می¬کشیدند. این در حالی است که در بیست سال قبل هند وضعیت اسف باری داشت و از فرط بیکاری، مهاجرت نیروی کار شدیدی به کشورهای دیگر داشت
• به یکی از هندی¬ها گفتم که دوست هندی من می گفت وقتی بین هند و پاکستان مسابقه ورزشی برگزار می شد و پاکستان پیروز می شد مسلمانان هند جشن می گیرند. تایید کرد و گفت آری این چنین بود ولی دیگر چنین نیست. الان این شادی را اظهار نمی کنیم و در دلمان می ماند و سعی می کنیم خود را بیشتر هندی بدانیم. همه از این که پاکستان در مشکلات متعدد گرفتار آمده اظهار تاسف می کردند و اینکه به راحتی نمی تواند از این مشکلات سر بیرون آورد.
• یک عراقی را دیدم. بلافاصله از من پرسید شیعه هستی یا سنی؟ گفتم شیعه. سری تکان داد. گفتم اهل کدام شهری؟ گفت از استان الانبار. گفتم اوضاع چطور است؟ گفت خدا مالکی را لعنت کند. همه بدبختی¬ها زیر سر اوست. چقدر آدم¬ها را کشته و چقدر خانه¬ها را ویران کرده است! به او گفتم شما با شیعیان مشکل دارید یا با مالکی؟ گفت با مالکی. گفتم اگر مالکی برود با شیعیان مشکلی نخواهید داشت؟ گفت نه.
• سر نماز باب صحبت را با یک مصری باز کردم. اگرچه عربی را به شکل بدی صحبت می¬کرد و به زور می¬فهمیدم چه می¬گوید. از او پرسیدم که اوضاع مصر چطور است؟ گفت اوضاع دارد رو به راه می¬شود. گفت السیسی دارد امنیت را بر می¬گرداند. قبلا در شهرها دزدها حاکم شده بودند. نظم و نسق از بین رفته بود. امنیتی نبود. مجددا اوضاع دارد خوب می¬شود. گفتم ولی اخوان چی؟ گفت اخوانی¬ها انقلاب را از جوانان دزدیده بودند….
• از یک یمنی که فروشنده بودم پرسیدم اوضاع اقتصادی یمن چطور است؟ گفت از زمانی که انقلاب شده وضع خراب است و مشکلات زیادی در آنجا هست. با یک ایرانی که قبلا در سفارت ایران در یمن کار کرده سر میز نهار صحبت می¬کردم. خیلی از زیبایی و سرسبزی یمن تعریف می کرد و می ¬گفت بعضی جاهای یمن سرسبزتر از شمال ایران است. مشتاق شدم یمن را ببینم.
• در کنارم یک سعودی بود. لغت لباس عربی را از او سوال کردم. گفت ثوب. گفتم مقصودم لباس عربی است. گفت همان ثوب کافی است. گفتم دشداشه نمی شود؟ گفت چی؟ هی گفتم دشداشه تا بالاخره فهمید و گفت آهان دیشداشی! نه همان ثوب کافی است. یاد حکایت رکسانا در فیلم مهران مدیری افتادم. سرصحبت باز شده بود و گفت من از عقاید شما شیعیان تعجب می کنم. گفتم چطور؟ گفت ما به اهل بیت پیامبر احترام می گذاریم ولی آنها بشر بودند نه خدا. بین خدا و بشر فرق است. دوم اینکه ما به مهدی اعتقاد داریم و شما هم اعتقاد دارید. ولی مهدی ما در آخر الزمان ظهور می کند و همه دشمنان را نابود می کند و در کل زمین عدل را برقرار می¬سازد ولی مهدی شما به سرداب رفته و ناپدید شده! سوم اینکه این کارهایی که شما در عزاداری می کنید و به بدن خود آسیب می زنید برای چیست؟ راستش شانس آوردم که نماز شروع شد و صحبت ناتمام ماند وگرنه نمی دانستم چه پاسخی دهم.
• با یکی دو بنگلادشی صحبت کردم. هر دو احمدی نژاد را یاد آوری می کردند و از شجاعت او تعریف می کردند. یکی از آنها می گفت در تمام بلاد مسلمین مشکلاتی هست ولی شکر خدا در ایران اوضاع به سامان است. واقعیت این است که امروز ایران را در جهان نه به اسم امام خمینی، نه هاشمی، نه خاتمی و نه روحانی بلکه به اسم احمدی نژاد می شناسند.
• با یک راننده سعودی صحبت می کردم. گفتم در اینجا شرکت¬های خارجی زیاد است. اینطور نیست؟ گفت بله و من هم در یکی از آنها کار می کنم ولی می خواهم کارم را عوض کنم و به ارتش بروم. گفتم چرا؟ گفت چون سخت است. گفتم ارتش که سخت تر است اگر جنگ بشود. نمی ترسی؟ گفت من دوست دارم که جانم را فدای وطن و اسلام کنم.
• قبلا گفته بودم که در هر شب ماه رمضان بیست و یک رکعت نماز (در نمازهای دو رکعتی) بعد از نماز عشا خوانده می شودکه صلاه تراویح گفته و در هر رکعت یک صفحه قرآن می خوانند و به این ترتیب هر شب یک جزء قرآن تلاوت می شود. شیعیان آن را بدعت می دانند و حرام می شمارند. نکته جالب در آن این است که در رکعت آخر قنوت می گیرند و مفصل ادعیه خوانده می شود. در پایان ادعیه نیز کلی برای پادشاه عربستان دعا می شود. هرجا بروی (در خاورمیانه) آسمان همین رنگ است.
• در عربستان برنامه وسیعی برای گسترش حرم موجود است. در حال حاضر برای حج تمتع حدود دو میلیون زایر پذیرش می شود ولی با برنامه توسعه حرم قرار است این رقم به شش میلیون برسد. متناسب با آن برنامه وسیعی در ایجاد هتل در دست انجام است. انصافا کیفیت هتل¬های مکه و مدینه قابل مقایسه با هتل¬ها و مهانپذیرهای مشهد نیست. شانس آوردیم که حرمین شریفین در ایران نیست. واقعا هتل¬های با استاندارد بالا و خوبی در این شهر وجود دارد و ساخته می شود در حالیکه در مشهد همه هتل آپارتمان¬هایی است که در واقع خانه مسکونی بوده و بعدا تغییر کاربری یافته است.
• هزینه حج عمره با هزینه اندکی حدود 2 میلیون تومان انجام می شود که بسیار اندک است و شامل هزینه هواپیما، اقامت (گاه تا 20 روز)، پذیرایی (سه وعده به همراه دسر) و رفت و آمد می¬شود. این نشان می دهد که اقتصاد مقیاس چنان عمل می کند که هزینه سفر حج عمره تا این حد تقلیل یافته است. من نشنیده ام که سوبسیدی برای این کار توسط دولت پرداخت شود.
• در مکه و مدینه آدمی دائم به این فکر می¬افتد که ای کاش ما هم ایران خودرو و سایپا نداشتیم تا می¬توانستیم مثل آنها از ماشین¬های با کیفیت استفاده کنیم.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: