عرب ستیزی بی معنا

سالها ترکیه بی حاصل تلاش کرد که خود را عضو اتحادیه اروپا کند در حالیکه ربطی به اروپا نداشت. بالاخره ناامید شد و حاضر شد قبول کند که به لحاظ فرهنگی و تاریخی متعلق به خاورمیانه است و باید در این منطقه ایفای نقش کند. وقتی این واقعیت را پذیرفت دیدیم که اهمیت قابل توجهی یافت و موقعیت ممتازی پیدا کرد. حکایت ما و اعراب نیز به همین صورت است. ما چه بخواهیم چه نخواهیم در این منطقه از جهان قرار گرفته ایم و میراث دار همین فرهنگ و تاریخ هستیم. ما عضو اروپا شرق آسیا آمریکای شمالی و غیره نیستیم و نمی توانیم شویم. باید پذیریم که اعراب همسایه ما هستند و نه این واقعیت را نه با تلخی که به شکل مثبت بپذیریم. وقتی این واقعیت را پذیریم آن وقت با آن کنار می آییم و در قبال آن منافع و فرصت هایی جستجو می کنیم. حداقل این است که بیشتر کشورهای حاشیه خیج فارس درآمد بالایی دارند و می توانند بازار خوبی برای محصولات و نیروی انسانی ما باشد. نزدیکی زبان فارسی و اشتراک فرهنگی می تواند تسهیل کننده این ارتباط باشد اگر بیش از حد روی نقاط افتراق سرمایه گذاری نکنیم. از همین زاویه است که عمیقا معتقدم باید قدردان وجود درس زبان عربی در برنامه درسی مدارس بود و سیلابس آن را طوری تغییر داد که ایجاد ارتباط میان ایرانی ها و اعراب را امکان پذیر سازد. در حال حاضر درس عربی مدارس فقط به کار قرآن خواندن می آید اما باید هدف آن کاربرد در ارتباطات بین فرهنگی گردد و متناسب با این نیاز دگرگونی یابد. در برخی کشورها نظیر سوئیس یا شمال ایتالیا مثل ترنتو مدارس با افتخار چند زبان را به بچه های دبستان آموزش می دهند و یادگیری زبان های متعدد را یک امتیاز قلمداد می کنند. باعث تاسف است که ما با وجود قرابت زبانی نمی توانیم با یک میلیارد جمعیت مسلمان وعرب ارتباط برقرار کنیم و به رغم یادگیری عربی برای سالهای متمادی از برقرار ی ارتباط ساده عاجز هستیم. باید عربی را جدی گرفت و سیاست خارجی و سیاست های آموزشی ما تسهیل کننده این ارتباط باشد. اخیرا شنیده ام که برخی بیمارستان های خصوصی در تهران بیماران پولدار عرب را جذب می کنند. چرا این کار توسط دیگر نهادها نظیر دانشگاه ها، مدارس، بانک ها و …. صورت نگیرد؟ بپذیریم که تقدیر ما مبادله با این بخش از جهان است و برای آن برنامه ریزی کنیم

8 دیدگاه

  1. هویج said,

    اکتبر 10, 2011 در 7:48 ب.ظ.

    سلام آقای سرزعیم. کلیت حرف شما به نظرم ارزشمند و قابل توجه می آید. ولی راستش من با نتیجه گیری اول نوشته تان مشکل دارم. اینکه ترکیه الان نقش فعال تر و مهمتری در منطقه ایفا می کند آیا به خاطر قدرتمند شدن موضع این کشور از نظر اقتصادی و سیاسی نیست؟ (دقیقاً چیزی شبیه همان مسیری که امیر قطر برای کشورش در نظر دارد). رشد اقتصادی و توسعه ی سیاسی و البته بهبود مناسبات منطقه ای باعث قدرتمند شدن موضع ترکیه شده اما شما فقط به آخری اشاره کردید و آن دیگری ها را نادیده گرفتید. لاجرم با من هم عقیده اید که همین ترکیه -بویژه اگر بعد از اردوغان حزب مخالفش سر کار بیاید- مسیر نسبتاً متفاوتی در مناسبات خارجی پیش خواهد گرفت و ثانیاً پیوستنش به اتحادیه اروپا هنوز هم دور از ذهن نیست!

  2. نوید said,

    اکتبر 10, 2011 در 9:05 ب.ظ.

    عااالی! شیوه آموزش عربی در مدارس ایران فقط هدر دادن منابع و ایجاد تتنفر دانش آموزان از درس عربی است.

  3. حسین said,

    اکتبر 11, 2011 در 2:34 ق.ظ.

    با هویج موافقم. ترکیه به دلیل علاقه به پیوستن به اروپا بود که سیاستهای اقتصادی و سیاسی مناسب اتخاذ کرد. حالا که این سیاستها جواب داده و ترکیه موقعیت مناسبی پیدا کرده دارد از این موقعیت در منطقه هم استفاده می کند.

  4. مانی ب said,

    اکتبر 11, 2011 در 9:35 ق.ظ.

    مثال ترکیه لازم نبود. ولی فکرتون دقیق و فوق العاده بود.

  5. علی said,

    اکتبر 22, 2011 در 8:02 ب.ظ.

    ترکیه در سیاستهای اقتصادی سیاسیش موفق بوده است و این باعث شده است تا بتواند در منطقه اعمال نفوذ کند. اما با توجه به سیاستش درقبال اسراییل فکر می کنم اولویت سیاست خارجیش تغییر استراتژیک کرده باشد.

  6. امیر said,

    دسامبر 15, 2011 در 7:00 ق.ظ.

    برادرا توجه کنن:
    بخشی از سیاستهای اقتصادی سیاسی همان روابط خوب با همسایگانه.
    اینقدر این عبارت را در خلاء تصور نکنید.

  7. ebrahim said,

    مارس 24, 2012 در 2:25 ق.ظ.

    به نظر من ما باید سه زبان را قبل از زبان – لااقل آلمانی یا فرانسه – یاد بگیریم:

    عربی – روسی – ترکی

    که بتوانیم رابطه با مردم منطقه داشته باشیم و این ارتباط را با آگاهی به پیش بریم.

    زبان اسپانیایی هم بسیار لازم است.

  8. ebrahim said,

    مارس 24, 2012 در 2:37 ق.ظ.

    ترکیه نه بعلت «سیاست های دولت» بلکه بعلت نقشی که غرب – بخصوص آمریکا و اسراییل – برای ترکیه ورق زده اند باعث وزنه ترکیه شد. اگر ما مورد غضب اسراییل /آمریکا نبودیم امروز ایران
    بود که بدون هیچ تردیدی قدرت بلامنازع بود نه ترکیه که بالاترین درصد ژورنالیست های در بند و محکومین «تروریست» را در پرونده سیاه خود دارد.

    اردوغان یک جنایتکار جنگی است. ترکیه بیش از 63 سال است که در خدمت اسراییل است و به آمریکا سرویس می دهد. آمریکا برای بزیر کشیدن ایران به ترکیه پر و بال می دهد. ترکیه تحت هیچ تحریم یا فشار سیاسی نیست. چند سال پیش پول ترکیه به اندازه یک ورق کاغذ سفید هم ارزش نداشت. بعلت در تنگنا قرار دادن ایران بوسیله تحریم اقتصادی و سیاسی و فرهنگی به کشورهای دیگر از جمله اسراییل ، ترکیه ، روسیه و هند امتیازات فراوان دادند.

    ترکیه و روسیه و هند از کارت ایران حداکثر استفاده را کردند. لطفا» مزخرف نگویید که تقصیر ایران است زیرا طبق نوشته حسین موسویان – از اصلاح طلبان – ایران در عرض 33 سال گذشته برای بهبود رابطه با آمریکا فعالیت زیاد کرده است. رفسنجانی امتیازات فراوان حاضر بود که به آمریکاییان بدهد ولی در اثر فشار صهیونیستهای یهودی – لابی اسراییل – بخصوص در کابینه کلینتون که توسط یهودیان حامی اسراییل احاطه شده بود کار بجایی نرسید. امروز اوباما نوکرصهیونیسم ایران را بیش از بوش بطرف جنگ سوق داده است تا صهیونیستها را از خود راضی نگه دارد تا به انتخاب دوباره او رضایت دهند و شغل کوچک خود را برای 4 سال دیگر داشته باشد.

    خدا را شکر که احمدی نژاد به این درجه از بردگی و خفت سقوط نکرده است.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: