ظرفیت رشد

در اقتصاد میان رشد بلندمدت و کوتاه مدت تفکیک قائل می شوند. برخی معتقدند که رشد بلندمدت نهایتا بر اساس ظرفیت نهادی (institutioanl capabilities)  هر کشور تعیین می شود در حالیکه در کوتاه مدت چیزهایی می توانند نرخ رشد را زیاد یا کم کنند. مسئله این است که در بلندمدت کشور به روند بلندمدت خود بر می گردد. مثال جالب این مسئله کشورهای دارای درآمد نفتی هستند. گفته می شود که این درآمدها چون ظرفیت نهادی را تغییر نداده عملا با این درآمد نفت رشد های کوتاه مدتی ایجاد می شود اما نهایتا کشور به مسیر بلندمدت خود بر می گردد.

من از این تحلیل خوشم می آید و به نظر در مسائل فردی هم صادق است. ظرفیت درک و هضم مفاهیم جدید در هر کس به تناسب شخصیت و استعداد فرق می کند. اگر هر کس بیش از این حد کتاب بخواند یا کلاس برود یا در سخنرانی شرکت کند اینها در کوتاه مدت ممکن است تعابیر یا اصطلاحاتی در اختیارش بگذارد اما در بلندمدت چیزی بر جا نمی گذارد.نمی دانم آیا می شود همین حرف ها را در مورد اخلاق و خوبی هم بکار برد. یک جورهایی احساس می کنم واقعا وراثت تاثیر جدی بر شخصیت و آنچه که در زندگی عادی ظرفیت آدمها می گویند دارد.

2 دیدگاه

  1. روح الله said,

    اکتبر 10, 2009 در 9:54 ب.ظ.

    من مدت چند سالیه به طور پراکنده به این موضوع (اخلاق و وراثت) فکر میکنم، مخصوصا این اواخر! البته همیشه مردان و زنانی وجود داشته و دارند که برهان خلف هستند ولی به نظرم همحرکتی بالائی بین وراثت و اخلاق وجود داره. البته نباید عامل تربیت خانواده که رابطه بسیار بالائی میتونه با وراثت (به عبارتی خانواده) داشته باشه در نظر نگرفت. افرادی که فاقد این ویژگی باشند حتی با وجود آنکه تلاش بیشتری دررسیدن به موقعیتهای بالای اجتماعی کرده باشند ولی نهایتا به دلیل فقدان برخی ویژگیها، همیشه خلاهائی دارند که در موقعیتهای مختلف خودشو نشون میده. این مساله حتی در علمای دینی هم دیده میشه هرچند به نظرم نسبت به سایر حیطه ها کمرنگتر باشه (به خاطر خودشناسی و خودسازی بالائی که در میان این قشر وجود داره). در زمینه وراثت میشه ریشه دار بودن و اصیل بودن خانواده رو هم مطرح کرد، بارها مشاهده کردم دوستانی که دارای اصالت خانوادگی بودن سریعتر تونستن خودشونو پیدا کنن. برای مثال یک روستا زاده ای که در روستای دورافتاده خودشان دارای جایگاه و حترام اجتماعی بوده بعد از قرار گرفتن در موقعیتهای جدید و بزرگتر مثل تهران یا خارج سریعتر خودشو پیدا میکنه تا یک شهری از طبقه پائین در شهر و حتی تهران.

  2. محمد جنتی فرد said,

    اکتبر 22, 2009 در 4:51 ب.ظ.

    پس بحث وابستگی به مسیر چه می شود؟
    ممکن است یک کشوری در یک زمینه ای ظرفیت نهادی بیشتری داشته باشد اما چون کشور همسایه زودتر در آن زمینه اقدام کرده به دلایل مختلف (first mover advantage) دیگر کشور اول مزیت رقابتی خود را در آن زمینه از دست دهد.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: