ضرورت بازنگری در قانون انتخابات

نوشته شده برای سایت اقتصاد آنلاین

رویکرد حقوق و اقتصاد در این نوشته روشن است. پیشنهاد من چیزی است که اصطلاحا درونی کردن هزینه های جانبی خوانده می شود

 

اینک که انتخابات ریاست جمهوری و شوراها به اتمام رسید ضروری است تا از تجربه موجود استفاده کرده و نقاط ضعف قانون انتخابات موجود شناسایی و برای انتخابات های بعد اصلاح شود. بیم آن می رود که رضایت نسبی از نتیجه حاصله از این دو انتخابات میان گروه ها و اقشار مختلف مانع از توجه جدی به اشکالات سیستم فعلی گردد.

یک اشکال مهم در هر دو انتخابات به شکل جدی به چشم می خورد و آن اشکال وجود نامزدهایی بود که احتمال رای آوری بسیار ناچیزی داشتند. در انتخابات ریاست جمهوری آقای غرضی در کنار دیگر کاندیداها به شکل مستقل حضور داشت و خود ایشان آنقدر احتمال رای آوری خود را پایین می دانست که حاضر نبود هزینه چندانی برای این فعالیت انجام دهد. نامزدی انتخابات و رقابت انتخاباتی امری هزینه زاست. این هزینه را نباید صرفا در چاپ پوسترهای انتخاباتی دید که خوشبختانه در این انتخابات کاهش یافت بلکه هزینه اصلی در سازماندهی ستادها و کمیته های مردمی و وجود تشکیلاتی برای تدوین برنامه و تنظیم برنامه سفرهای استانی است.

وجود این هزینه ها را نباید صرفا عیب موضوع دانست بلکه می تواند حسن آن نیز قلمداد شود زیرا خود به عنوان یک مانع ورود برای انبوه کسانی قلمداد می شود که میل حضور در عرصه سیاست دارند. اگر هیچ مانع هزینه ای نباشد افراد میل دارند که به نحوی در انتخابات ریاست جمهوری حاضر شده و به رغم اینکه احتمال پیروزی ندارند صرفا خود را به جامعه معرفی کنند و در اشتهار و شناساندن نام خود یا حتی عقاید و دیدگاه های خود فعالیت نمایند. این دسته از افراد از این قبیل فعالیت ها در رقابت های انتخاباتی مطلوبیتی به شکل شهرت بیشتر و یا کسب وجهه و احترام اجتماعی و یا تبلیغ دیدگاه های خود کسب می کنند اما هزینه ای به دیگران تحمیل می نمایند.

حداقل هزینه ای که حضور آنها ایجاد می کند تراکم کاندیداهاست. در مناظرات انتخابات ریاست جمهوری تعداد زیاد کاندیداها موجب شد تا مناظرات آنقدر جدی که مخاطبین توقع داشتند نشود. کافی است که تصور کنید مناظرات از همان ابتدا با وجود 5 کاندیدا برگزار می شد. قطعا زمان بیشتری به هر کاندیدا اختصاص می یافت و بحث های دو جانبه به شکل جدیتری انجام می شد. در عین حال وجود تعداد کاندیدای بیشتر سردرگمی و حیرت بیشتری برای رای دهندگان ایجاد می کند و به اصطلاح هزینه جستجوی اطلاعات را برای رای دهندگان بالا می برد.

در انتخابات شورای شهر وضعیت اسف بارتر بود. کسانی که احتمال رای آوری صفر داشتند اعلام حضور کردند و این امر موجب شد تا لیست کاندیداهای این انتخابات مثلا در شهر تهران بسیار طولانی گردد به نحوی که شناسایی 30 کاندید به همراه شماره داوطلبی حدود 30 دقیقه زمان می برد. این به معنی آن است که داوطلب شدن عده ای هزینه رای دادن را برای تعداد زیادی از انسان ها (زمان پر کردن برگه های رای) به شدت بالا برده بود. طبیعی است که وقتی کسی از اقدامی به شکل احتمالی منفعت یا مطلوبیتی کسب کند اما هزینه آن به دوش دیگران بیافتد، تردیدی در انجام آن نخواهد داشت.

برای سادگی فرض کنید که شما به مسابقه ای دعوت می شوید که با احتمال یک بر روی یک میلیارد احتمال برد 1000 دلار را دارید و با احتمال یک منهای (یک بر روی یک میلیارد) احتمال کسب 0 دلار خواهید داشت. در این صورت شما همواره انگیزه خواهید داشت که در چنین مسابقه ای شرکت کنید چرا که بازده انتظاری شما (امیدریاضی این بازی) مثبت است. حال اگر شرکت شما از روی تفنن و سنجش بخت و اقبال تان برای دیگران هزینه ای به دنبال داشته باشد معمولا به این امر توجه نخواهید کرد چرا که دیگران متحمل هزینه می شوند نه خود شما.

از این رو اصلاح قانون انتخابات باید با این انگیزه ایجاد شود که شرکت از روی تفنن و سنجش بخت و اقبال را مانع شود و هزینه ای را متوجه شخص کاندیدا کند. این امر از طریق پیشنهاد زیر قابل حصول است.

«اگر فردی در انتخابات شرکت کرد و کاندیدا شد اما میزان آرای کسب کرده وی از یک حد خاص مثلا 5% کل آرای صحیح کمتر بود وی متحمل جریمه نقدی شود یا از قبل مبلغی به عنوان وثیقه نزد وزارت کشور سپرده شود و اگر حد مذکور محقق نشد آن مبلغ به نفع وزارت کشور و در راستای پوشش هزینه های مالی برگزاری انتخابات مصادره شود»

با این کار افراد یک ارزیابی شخصی از احتمال پیروزی خود خواهند کرد و تنها وقتی که احتمال واقعی برای پیروزی داشته باشند کاندیدا می شوند در غیر این صورت ترجیح خواهند داد که اصلا وارد نشوند. پیامد مستقیم این قانون این خواهد بود که تحزب و فعالیت جمعی به شکل سازمان های مردم نهاد (NGO) در کشور تقویت می شود چرا که وجود احزاب و شبکه های مختلف جامعه مدنی به عنوان پشتیبان یک کاندیدا احتمال رای آوری وی را بالا می برد. در این صورت انگیزه کاندیدا شدن به شکل مستقل کاهش می یابد.

در جامعه ما که نگاه منفی به احزاب و فعالیت های تشکیلاتی سنت و سابقه زیادی دارد مستقل کاندیدا شدن مطلوب قلمداد می شود اما تجربه حاصل از عملکرد آقای احمدی نژاد نشان داد که اتکا به اشخاص حقیقی به جای یک شخصیت حقوقی با سابقه نظیر احزاب شناسنامه دار تا چه اندازه سیاست گذاری و عملکرد را غیرقابل پیش بینی می کند. اشکال دیگری که همسو با این اشکال ممکن است مطرح شود این است که به حق کاندیدا شدن افراد خصوصا افراد ضعیف آسیب می رساند.

پاسخ همانگونه که گفته شد این است که هر امری هزینه ای دارد. می شود حق کاندیدا شدن را وسیع دید و در این حالت هزینه ای را به رای دهندگان و جامعه (دولت به نمایندگی از جامعه) تحمیل کرد یا اینکه این حق را مضیق کرد تا از هزینه های مذکور جلوگیری به عمل آید و در عین حال جامعه را از خطرات فردگرایی در عرصه سیاست و سلیقه ای شدن امور رهانید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: