چالش¬های تامین مالی در سال 91 و فرصت های پیش رو در سال 92

مهمترین ویژگی اقتصاد ایران در سال 91 سخت شدن تحریم­ها علیه اقتصاد ایران و بالارفتن نرخ تورم در داخل بود. این دو پدیده اگرچه به ظاهر مستقل هستند اما در واقع نمی توان از تاثیر تحریم­ها بر رشد قیمتها چشم پوشی کرد و در عین حال نمی توان بالارفتن بی سابقه تورم نسبت به ده سال گذشته را صرفا به حساب تحریم ها گذاشت. این دو پدیده اثر خود را به طور مستقیم و جداگانه بر امر تامین مالی بنگاه ها برجا گذاشتند.

تحریم های بین المللی با ایجاد محدودیت در فروش و صادرات نفت، دسترسی ایران به ارز خارجی و تجارت بین الملل را محدود نمود و همین امر اثر خود را به شکل بالارفتن قیمت کالاهای وارداتی و بالارفتن نرخ ارز ظاهر کرد. طی سال های گذشته سیاست ارزی تثبیت نرخ همراه با بالارفتن درآمد ارزی موجب شده بود تا کالاهای وارداتی جای بزرگی در سبد مصرفی خانوارها پیدا کند. به همین دلیل رشد قیمت کالاهای وارداتی نقش مهمی در بالارفتن شاخص قیمت مصرف کننده برجا گذاشت. از سوی دیگر، نحوه اجرای سیاست هدفمند کردن یارانه و سیاست های انبساطی مالی از سوی دولت موجب شد تا هزینه های دولت بیش از درآمدش گردد و برای رفع این مشکل به استقراض از بانک مرکزی روی آورد. افزایش استقراض از بانک مرکزی موجب افزایش پایه پولی و به تبع آن رشد نقدینگی در اقتصاد شد. رشد نقدینگی نیز موجب رشد قیمت ها گردید. آمارهای منتشره توسط مرکز آمار در مورد روند قیمت ها در سال 1391 نشان می دهد که رشد اقلام مصرفی و خوراکی­جات نسبتا شدید بوده و رشدی حدود 85 درصد داشته است.

از سوی دیگر رشد قیمت ارز و طلا موجب شد که جذابیت سرمایه گذاری در این دو بازار افزایش یابد و نقدینگی موجود در بازار برای سوداگری متوجه این دو بازار شود که خود رشد قیمت ارز و طلا را تشدید می نمود. بالارفتن نرخ ارز و طلا با واکنش عمومی روبرو شد چرا که به معنی کاهش قدرت خرید عمومی بود به رغم اینکه برای دارندگان ارز و طلا منافعی به دنبال داشت. این امر حاکمیت را به سمت کنترل بازار ارز سوق داد. راه افتادن اتاق مبادلات ارزی و کنترل امنیتی بازار ارز موجب شد تا نقدینگی متوجه بازار طلا شود. از آنجا که مبادله خارجی بر اساس طلا ترفندی بود که ایران از طریق آن مشکلات ارزی خود را دور می زد، بازار ارز نیز از جاذبه کمتری برخوردار شد. در چنین وضعیتی نقدینگی سرگردن متوجه بازار مسکن گردید و رشد قیمت مسکن در تابستان و در بهمن ماه را رقم زد. هرچه نرخ تورم بالاتر می رفت، عدم ثبات در اقتصاد تشدید می شد و عاملین اقتصادی برای حفظ ارزش دارایی خود به تکاپوی بیشتری می افتادند. در این شرایط بخش بانکی که ناگزیر بود تا زیرنظر بانک مرکزی و بر اساس مصوبات شورای پول و اعتبار فعالیت کند، از تعدیل قیمت­های خود با این تحولات ناتوان ماند. شورای پول و اعتبار نشان داده که نسبت به افزایش نرخ بهره بسیار حساس است و با اکراه به آن تن می دهد. پایین ماندن نرخ بهره، پایین ماندن نرخ سپرده را به دنبال دارد چراکه بانک ها غیر از بالا بردن نرخ بهره گریزی برای تامین مالی نرخ های سپرده ندارند. رشد نسبتا شدید تورم و پایین ماندن نسبی نرخ سپرده موجب شد تا بازدهی واقعی سرمایه گذاری در بانک ها و شبکه بانکی و موسسات اعتباری منفی باشد و پس اندازکنندگان که اقشار آسیب پذیر به لحاظ مالی و شدیدا ریسک گریز هستند از سپرده گذاری در بانک تنبیه شوند. رشد تورم موجب بی ثباتی در اقتصاد می شود و بی ثباتی سم مهلک برای برنامه ریزی های بلندمدت است. به همین دلیل سپرده گذاری بلندمدت در بانکها کاهش یافت و بسیاری از سپرده های بلندمدت به سپرده های کوتاه مدت تغییروضعیت دادند.

در سمت عرضه وام نیز، پایین ماندن نرخ بهره در شرایط تورمی به منفی شدن نرخ بهره واقعی منجر شد. در این شرایط وام گیری تحت هر بهانه و دلیلی امری سودآور ارزیابی می شود. این امر تقاضای عمومی برای تسهیلات را به شدت افزایش می داد در حالیکه به طور طبیعی بخش عمده ای از این تسهیلات در مسیرسوداگری و بهره برداری از نوسانات قیمت ها مورد استفاده قرار می گرفت. لذا شبکه بانکی در سمت تجهیز منابع با دشواری روبرو بود و در سمت اعطای تسهیلات با مازاد تقاضا روبرو بود.

از سوی بنگاه ها نیز مشکل چندبرابر بود. بی ثباتی ناشی از تورم شدید برای بازداشتن بنگاه ها از سرمایه گذاری کافی بود ولی تغییرات نرخ ارز و پیش بینی ناپذیری آینده مشکلات سیاسی به آنها افزوده شد. بنگاه ها برای تامین اقلام سرمایه ای از خارج با دشواری های متعددی روبرو بودند و فرصت های سودآوری ناشی از سوداگری آنها را نسبت به سرمایه گذاری های بلندمدت دلسرد می کرد. مازاد تقاضای تسهیلات بانکی موجب می شد تا بنگاه های صنعتی که برای تامین سرمایه درگردش خود به شبکه بانکی وابسته بودند با دشواری بیشتری روبرو شوند. در چنین فضایی تامین مالی بنگاه ها اساسا در وضعیت نامناسبی قرار داشت.

مشکلات عرصه بانکی برای تامین مالی کوتاه مدت به شکل وام می توانست فرصتی برای شرکت های تامین سرمایه فراهم کند تا از طریق انتشار اوراق بهادار به یاری صنایع بزرگ بشتابند و آنها را در امر تامین مالی یاری رسانند. این امر به دو دلیل چندان محقق نشد. از یکسو اصرار بانک مرکزی بر تثبیت نرخ اسمی اوراق بهادار بر 20 درصد موجب شد تا عدم جاذبه ای که در مورد سپرده های بانکی وجود داشت تا حدودی دامن گیر اوراق مشارکت نیز گردد. از سوی دیگر سیاست بانک مرکزی برای جمع آوری بخشی از نقدینگی از طریق فروش اوراق مشارکت دولت و تامین برخی از پروژه های دولت از این راه موجب شد تا عرضه اوراق مشارکت نسبتا زیاد باشد و فضای برای انتشار اوراق مشارکت بنگاه های بخش خصوصی چندان باز نباشد. لذا شرکت های تامین سرمایه نتوانستند از فرصت ایجاد شده در سال قبل به خوبی بهره برداری کنند.

اینک سال 92 را در شرایطی آغاز می کنیم که عدم اطمینان ناشی از انتخابات و تب و تاب آن بر نیمه اول سال هیمنه دارد و دولت انگیزه دارد تا هزینه هایش را در نیمه نخست سال شدت بخشد. از اینرو بعید است که در مجموع کنترل هزینه های دولت موفقیت آمیز باشد و کسری بودجه دولت مجددا رشد شدید تورم را به دنبال بیاورد. از زاویه روابط بین المللی عدم اطمینان در مورد نحوه دستیابی به تفاهم پیرامون برنامه هسته ای کماکان سایه خود را بر اقتصاد ایران خواهد افکند. وجه مثبت مسئله این است بنگاه های اقتصادی به شرایط پس از سخت شدن تحریم آشنا شدند و اگر سال 91 را سال تعدیل و کسب سازگاری با تغییرات نرخ ارز و نرخ تورم بدانیم باید سال 92 را سالی قلمداد کنیم که بنگاه ها به نحوه مدیریت هزینه درآمد خود در شرایط جدید آشنا شده اند و خود را با این شرایط وفق داده اند. نرخ ارز گران بنگاه های جایگزین واردات را فعال کرده و فرصت هایی برای برخی بنگاه هایی که اتکای کمتری به واردات داشته اند فراهم ساخته اند. بعید است که شرایط تامین مالی از طریق بانک در سال جدید نسبت به سال گذشته تغییر مثبتی داشته باشد. از این رو بنگاه­های تامین سرمایه می توانند در تامین مالی چنین بنگاه هایی نقش منحصربه فردی ایفا نمایند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: