دفاع از استالین

کتاب آخرین روزهای امپراطوری شوروی (منتشره توسط انتشارات اطلاعات) را در اتوبوس می خواندم. می دانیم که استالین تقریبا قتل عام بزرگی از مخالفین خود حتی در میان کادرهای اصلی حزب کمونیست انجام داد که برخی تعداد کشته های آن دوران را به سه میلیون نفر می رسانند. در عین حال استالین کسی بود که توانست مقابل هیتلر بایستد و او را شکست دهد و اقتصاد جنگ زده شوروی را سامان دهد و آن را از یک کشور کشاورزی به یک کشور صنعتی تبدیل کند. وقتی که استالین مرد سوگواری بزرگی به راه افتاد و کشور رهبری که در سایه اش توانسته بود از مشکلات گذر کند را از دست داد ولی رهبران بعدی شوروی افشای عملکرد وی را در دستور کار قرار دادند و اعاده حیثیت از بازماندگان آن دوران را متقبل شدند. در زمان گورباچف که حمله به استالین و آن دوران اوج گرفته بود زنی از هواداران وی مقاله ی در دفاع از وی می نویسد که خیلی صدا می کند و بعدا در دیدار با خبرنگار نیوزویک (نویسنده کتاب) توضیحات بیشتری ارائه می کند که شاید برای شما هم جالب باشد:

«موضوع سرکوب ها تمام تناسب ها را در تصورات برخی جوانان درهم ریخته و بر تمام برداشت های واقعی از گذشته سایه افکنده است… استالین شاید برخی اشتباهات را داشت ولی چه کس دیگری می توانست کشور را با چنان سرعتی بسازد و آن را برای پیروزی بزرگ بر نازی ها آماده نماید…. آنها می خواهند به ما بقبولانند که گذشته کشور چیزی جز اشتباه و جنایات نبوده است …. درباره بزرگرین دستاوردهای گذشه و حال کشور سکوت می کنند»

«ممکن است که به مشت آهنین نیاز نداشته باشیم ولی در هر کشوری نظم باید برقرا باشد»

«می دانید اگر بوخاریبن رهبر ما بود امروز چیزی به نام اتحادیه شوروی وجود نداشت و کشور به کلی در جنگ جهانی دوم از بین رفته بود. بوخارین ویژگی های فردی جالبی داشت و مرد خوبی بود.با شاگردانش روی تپه ها اسکی می کرد و همه می توانستند براحتی با او صحبت کنند. اما از لحاظ شخصیتی و شناخت اصول کمبودهایی داشت. او گرچه با اشتراکی کردن موافق بود، ولی اعتقاد داشت کار باید به صورت گام به گام انجام شود. اگر او رهبر کشور بود، انجام اینکار تا سالهای 1950 به طول می انجامید. اما اگر ما در همان سالهای 1930 مزارع اشتراکی نداشتیم در سال 1941 یکسره از بین می رفتیم»

«طی چهار سال در زمان لنین، کشور انقلاب پیروزمندی را پشت سرگذاشت. در جنگ داخلی موفق شد و ما از تهاجم بیگانگان در امام ماندیم.طی چهارسال در حکومت استالین مردم ما حملات نازیها را دفع کردند و طلایه دار ملت ها شدند. تقریبا همین مدت زمان کافی بود که جراحات جنگی را التیام بخشیم و سطح تولید را به قبل از جنگ برسانیم»

«اما درباره سرکوب ها منی نمی توانم در باره میزان آن صحبت کنم. امروزه مردم بدون هیچ اندیشه ارقامی را تکرار می کنند. خود خروشچف هنگامی که در کمیسیون مربطو به بررسی آن دوران کار می کرد به رقم هشتصد و هفتاد هزار نفر رسید. البته این رقم سرکوب هم به خودی خود بسیار زیاد اس ولی این عدد تا یک میلیون و بیست میلیون و پنجاه میلیون نفری که امروزه مردم درباره آن صحبت می کنند فاصله زیادی دارد.»….»ببین در هر منازعه ای قربانیانی وجود دارند. من در سال 1943 در جبهه بودم و سربازان معمولی و افسران زیادی را می شناختم. هرکس نسبت به استالین رفتار متفاوتی داشت…اکثر کشاورزان و روشنفکران ما به استالین احترام می گذاشتند. در تعطیلات مردم، اولین گیلاس خود را به سلامتی فرمانده کل می نوشیدند ولی هیچ کس مجبور نبود چنین کند. پدر خود من طبق ماده پنچاه و هشت قانون جنایی محکوم و زندانی شد. آیا باید گله مند باشم؟»….»در این کشور از 1914-1917 و 1918 تا 1921 جنگ داشتیم. در هنگام جنگ در مواردی که شاید مجازات سبکی کافی بود، مردم اعدام می شدند. این بیرحمی است ولی اگر چنین قساوتی وجود نداشت، هر کس از سویی فرار می کرد. برخی اوقات قساوت و بیرحمی توجیه ناپذیر است».

«پس از جنگ به لنینگراد بازگشتیم. در سال 1953 خبر درگذشت استالین را شنیدیم. در کلاس ششم یا هفتم بودم. یک عزای تمام عیار برقرار شد. تمام بچه های مدرسه در صف ایستادند و مدیرمان برای ما از استالین گفت. تمام معلمین گریه می کردند. معاون مدرسه آنچنان به شدت هق هق می کرد که نتوانست سخن بگوید. همه ما ایستاده بودیم و سعی می کردیم جلوی ریزش اشکهایمان را بگیریم. روزی غم انگیز بود. یک روز بهاری بدون خورشید. کت هایمان را پوشیدیم و به سوی مجیسه یادبود کاترین کبیر در خیابان نووسکی روانه شدیم. موزیک عزا از تمام ردایوها شنیده می شد. همه غمگین بودند و همه به سوالی یکسان فکر می کردند. چه خواهیم کرد؟» ……..»استالین رهبری بود که با رهبری کشور توسط او سوسیالیزم طی مدت سی سال ساخته شد. مردمانی فقیر و بی سواد بودیم که سرپایی به پا داشتیم. اکثریت کشاورزان به حدی فقیر بودند که از این برداشت محصول تا برداشت بعدی به دشواری می توانستند دوام آورند»….»رسانه های ما این روزها درباره استالین دروغ می گویند. آنان تاریخ ما را لکه دار کرده و دنیای میلیونها مردمی را که تحت بدترین شرایط سوسیالیسم را برپا کردند خراب می کنند. ما می گوییم: آری زندگی وحشتناک و دشواری داشتیم اما همگان این باور را داشتند که زندگی فردای آنان بهتر خواهد بود و فرزندان و نوه هایشان در دنیای بهتری زندگی خواهند کرد. اما اکنون چه؟ آیا اکنون چنین امید و اعتقادی را به آینده داریم؟»…»یک آینده غیرقابل پیش بینی نمی تواند شالوده ای برای موجودیت شغلی معمولی نسل حاضر ما باشد. در گذشته کسی که شب می خوابید مطمئن بود که فردا سرکار خواهد رفت و از مراقبت های پزشکی رایگان البته نه در سطح بالا ولی بهر حال رایگان برخوردار خواهد بود اما اکنون هیچ تضمینی وجود ندارد». (کتاب آخرین روزهای امپراطوری شوروی، فصل مادر بزرگ)

 

3 دیدگاه

  1. ima said,

    جون 23, 2012 در 2:46 ب.ظ.

    من شخصا اطلاعی در مورد وضعیت زمان استالین ندارم ، اماحتی اگر تمام حرفهای ایننویسنده را درباره اینکه استالین خیرش بیش از شرش بود و یک دیکتاتور مصلح بود که قساوت و بی رحمی شدید اما با یک دید عمیق و بلند مدت ، قابل دفاعی داشت اونوقت چجوری میشه توجیه کرد که ملت برای یک همچین حاکم دیکتاتور و قسی القلبی به شدت عزاداری می کردند که به هق هق می افتادند؟یا به سلامتیش می نوشیدند؟مگراینکه تمام مردم روسیه آدمهای با دید باز و کلان نگر و باهوشی باشند که قبول داشته باشند در بهترین و کمترین حالت ممکن 700 تا 800 هزار نفر کشته عددی نیست برای رسیدن به آرمان های بزرگ

  2. ali said,

    جون 24, 2012 در 5:43 ب.ظ.

    دوست دارم مودب باشم اما این انسان و حرفهاش شدیدا تهوع آور هستن، اینکه مردم بعد از مردنش هق هق گریه میکردند، به عنوان مستند بر عملکرد خوبش بیان شده؟؟؟؟؟ مشابه این حرفها رو در مورد همه ی دیکتاتورها از لنین گرفته تا قذافی میشه شنید، مهم اینکه ببینیم نتیجه بعد از صد سال چی بوده!!!

  3. رضاکیانی said,

    جون 26, 2012 در 2:04 ق.ظ.

    کاملا یکجانبه نوشته. حاضرم باهاش بحث کنم و بهش ثابت کنم که اگر استالین نبود وضع روسیه دست کم در برابر المان خیلی بهتر بود. استالین بهترین شبکه جاسوسی دنیا رو داشت و این شبکه ساعت دقیق حمله آلمان رو بهش گفته بود ولی استالین این اخطار رو ندیده گرفت. حاصل همین اشتباه کوچک جان ملیون ها نفر روسی بود. در طی کمتر از یک ماه از 12 هزار تانک ارتش سرخ نصف بیشترش توسط آلمانها تار و مار شد چون این عالی جناب بهترین ژنرال زرهی ارتش سرخ رو اعدام کرده بود. در باره مزارع اشتراکی هم چرت نوشته. استالین ریشه کشاورزی رو در روسیه سوزوند. اینها که نقل کردید از این کتاب نشون می ده هنوزم گوشه و کنار دنیا ادم ابله که سر از آمار درنیاره پیدا می شه.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: