حکایت حکایت نور است

می گویند مرحوم همدانی از عرفای معاصر که 30 تا 40 سال پیش فوت کرد از نور چهره ها در مورد خیلی امور قضاوت می کرد. مثلا به فردی نابینا و بی سواد ناگهان قرآن الهام شده بود و بدون آموزش می توانست از حفظ بخواند. علمایی جمع شده بودند تا او را بیازمایند. مرحوم همدانی گفته بود که لازم به امتحان نیست نور چهره اش گواه حقانیتش است. شاگرد که می خواست بپذیرد صرفا به عکس ها نگاه می کرد و می گفت که فلانی نور کمی دارد و صلاحیت ندارد. ازشاگرد وی در مورد امام زمان سوال کردند وی گفت که برای اهل عرفان تشخیص امام زمان بسیار آسان است میزان نورانیت ایشان با بقیه بسیا رمتفاوت است و جای تردید برای شناخت ایشان باقی نمی گذارد…… در حدیث داریم که در آسمان ها خانه هایی که در آن قرآن بخوانند نورانی به نظر می رسد و برای اهل آسمان شناخته شده تر می گردد. الغرض در تمدنی که ما در آن زندگی می کنیم این حساب و کتاب ها هست. در مدرنیته این حرف ها نیست. مهم این است که تجاوزی به حقوق دیگری صورت نگیرد. اگر مال دیگری را به ناحق خوردی ولی توانستی در دادگاه موفق بیرون بیایی. مهم این است که سکس بدون رضایت طرف مقابل صورت نگیرد بیش از آن مهم نیست. مهم این است که در کانال های تعریف شده بتوانی قدرت را به چنگ آوری. چه اهمیت دارد که با روحت چه می شود. در تمدن ما چیزهای دیگری هست که مهم است. بی دلیل نیست که تمدن ما در برابر تمام ابهت و فشار تمدن غرب ایستادگی می کند. حتما «آتشی هست در این خانه که کاشانه بسوخت». بی خیال بی خیال ها! اما ما نمی توانیم بی خیال باشیم یا خود را به بی خیالی بزنیم.

4 دیدگاه

  1. saman bahrami said,

    مِی 28, 2012 در 12:29 ب.ظ.

    خوشحالم که توی این دنیا زندگی میکنم با تمام زشتی‌هاش که فکر نکنم دنیای قدیم هم بدون اینها بوده باشه.
    خوشحالم که در دنیای زندگی میکنم که کسی جرات نداره خودش رو صاحب نیروی فرازمینی بداند.
    چطور ۱۴۰۰ سال پیش یکنفر ادعای مالکیت زره کس دیگری کرد و صاحب اصلی نتوانست اثبات کند … حالا شما ایراد به سیستم قضایی این دوره میگیری؟
    ببخشید مگر تا ۱۰۰ پیش حاکمی بصورت عادلانه به قدرت رسیده بود که الان بخواد برسه؟ توی این دوره که خیلی بهتر از دوره‌های قبلی تاریخ بوده؟
    به نظر من دنیا جای بهتری شده با تمام مشکلاتش… فقط کسانی مثل شما که سرخورده شدن (در هر موردی) توی تمام دوران تاریخ نالیدید و آیه یاس خوندید.
    حالا یه سوال دوستدار سقراط تو واقعا به این خرافات که یکی نورانیت توی وجود کسی میبینه اعتقاد داری؟

    • علی سرزعیم said,

      مِی 28, 2012 در 1:14 ب.ظ.

      تردیدی در بهتر شدن وضع بیرونی جهان ندارم ولی مسئله وضع درونی ماست که در بهبود آن تردید دارم. اگر در بهبود وضع بیرونی جهان تردید داشتم که از مدرنیته دفاع نمی کردم. من به جهان غیب و حساب و کتاب هایی ورای مسائل مادی اعتقاد دارم.

  2. جواد رف said,

    مِی 30, 2012 در 10:42 ق.ظ.

    چه قدر واقعن می شه به این روایات تشخیص نور چهره و … اعتماد کرد؟ مثلن اگه فضای فعلی نبود آیا 50 سال دیگه مردم معتقد نبودند که آقای خامنه ای وقت زادن یا علی می گفته؟ به نظرم این حرف ها اساسن دروغه و در بهترین حالت اغراق آمیز. چه طور می تونی یه همچین روایات بی اساسی رو به عنوان حساب و کتاب تمدنی که ما در آن زندگی می کنیم بپذیری؟

    • علی سرزعیم said,

      مِی 31, 2012 در 4:14 ب.ظ.

      هر مسیری روش خودش را دارد. اما روشن است که به صرف وجود شیادان و خرافات و اشتباهات نمی شود از اصل چیزی صرف نظر کرد کمااینکه ما هم اکنون می دانیم برخی چیزها که علمی قلمداد می شده غلط بوده و در مواقعی شیادی بوده ولی از علم دست بر نمی داریم


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: