آزادی از خانواده می جوشد

بسیاری از ما دلنگران سیاست مداران شریفی هستیم که بابت پیگیری خواسته های تاریخی ملت پشت میله های زندان قرار دارند یا در حصر هستند. شکر خدا شدت فشار بر زندانیان مثل سابق نیست ولی بهرحال زندان زندان است و دغدغه خیلی ها رهایی آنهاست اما چرا به انسانهای خیلی زیادی که در کل زندگی شان اسیر پیوندهای نادرست خانوادگی شده اند فکر نمی کنیم؟ چرا اسارت آنها را نمی بینیم و برای آنها فکری نمی کنیم. همین چندی پیش بود که در خبرها خواندیم زنی که شوهر معتادی داشته بیش از ده سال وی را تحمل می کرده و خود کار می کرده تا خرج خانواده را در آورد. نهایتا وقتی که این (نا)مرد اصلاح نمی شود و پول یارانه را نیز که قرار بود زخمی از خانواده را مرهم باشد تلف می کند به همراه مادرش او را به قتل می رسانند. اینک این دو زن به عنوان قاتل در زندان اند و منتظر قصاص و احتمالا بچه هایشان سرگردان. زخمی که این زن در کل این زندگی مشترک بر دوش کشیده آیا کمتر از ظلمی است که سیاست مداران عزیز و موجه ما متحمل می شوند؟ آیا درست است که به صرف نداشتن حق طلاق هیچ گزینه ای نداشته باشد جز کشتن طرف مقابل و حالا هم باید اعدام گردد؟ به سمت دیگر نگاه کنیم. مردهایی که به خاطر مهریه که روز به روز به شکل بی معنایی ارقام بالایی می یابند ناگزیر از تحمل طرف مقابلند یا ناگزیر به زندان می روند صرفا به خاطر اینکه نمی خواهند با کسی زندگی کنند؟ چه بخواهیم ببینیم چه نخواهیم مشکل بزرگ ما سیاست ما نیست مشکل بزرگ ما در جامعه ماست ولی معتقدم که راه حل شدن مشکلات اجتماع ما از معبر سیاست می گذرد. ما تا وقتی که در رفتارهای خصوصی مان با نزدیکان مان درست رفتار نکنیم نمی توانیم انتظار داشته باشیم که در مواجهه حکومت با مردم رفتارهای درستی را شاهد خواهیم بود.

من فکر می کنم که سیاست دمکراتیک در جامعه ای دمکراتیک محقق می شود جامعه ای که پیوندهای خانوادگی بر اساس آزادی انتخاب و احترام متقابل شکل گرفته باشد. افراد آزادی را در حوزه خصوصی تجربه کرده باشند و آن وقت بسط آن را در حوزه عمومی خواستار شوند. خیلی مسخره است وضعیت آزادی خواهانی که در زندگی شخصی مشکل دارند و در زندگی خصوصی فاقد آزادی اند. تصور کنید که مهریه ای نباشد و اجازه طلاق منحصر به مرد نباشد، در این صورت آیا فکر نمی کنید رفتارهای زنان و مردان در قبال هم تغییر کند؟ علم اقتصاد می گوید که انسانها به انگیزه ها واکنش نشان می دهند و تا وقتی که نظام انگیزشی حاکم بر خانواده درست تعبیه نشود رفتارهای متقابل آزادمنشانه، محترمانه و مدنی نخواهد بود. از این روست که معتقدم دستور سابق آقای شاهرودی برای اضافه کردن بند «عند الاستطاعه بودن» پرداخت مهریه در قباله های ازدواج، به همراه مصوبه اخیر مجلس مبنی بر لازم الاجرا بودن تا 100 سکه بعلاوه پیش فرض قرار گرفتن (default) حق طلاق برای هر دو طرف گام های مهمی است که می تواند زندگی های جدید را در مسیر و بستر درستی شکل دهد. باور کنیم که آزادی از خانواده می جوشد چرا که خانواده کوچکترین عنصر زندگی اجتماعی است.

(این را به مناسبت روز جهانی زن می خواستم منتشر کنم که به دلیل گرفتاری درسی فراموش کردم حالا به مناسبت روز زن در ایران منتشر می کنم)

5 دیدگاه

  1. عطیه said,

    مِی 15, 2012 در 10:12 ب.ظ.

    آزادی از ذهنیتی شروع میشود که زن را برابر مرد بداند. نه اینکه جنس دوم ببیند و مهریه و … تعیین کند؛ بعد که در خفت نگاه غیر انسانی اش گیر کرد؛ بیایید بگوید این را برداریم و در عوض حق طلاق بدهیم و … این آزادی نیست. این تاخت زدن عقاید است چون من الان گیر کرده ام. فردا روزی که مشکلم برطرف شد، این هم حذف میشود. به همین راحتی.
    به عنوان یک زن و براساس علم اقتصاد میگویم که دوست ندارم مهریه حذف شود. تا زمانی که در ایران هستم.

    • علی سرزعیم said,

      مِی 28, 2012 در 1:18 ب.ظ.

      خیلی مجمل نوشتید و نتوانستم اصل استدلال شما را بفهمم. از کجا نکات من را مربوط به ذهنیت مذکور دانستید. اینکه چون یک زن هستید پس از مهریه دفاع میکنید را می فهمم. همه از منافع شان دفاع می کنند هرچند به حق نباشد! اینکه تا ایران هستید را نمی فهمم. آیا به خاطر اینکه مشارکت زنان در بازار کار ایران کمتر از مردان است پس باید مهریه ای باشد تا توازن برقرار شود؟ آیا مشارکت زنان دربازار کار ایران کمتر از بقیه کشورهای دنیاست که در آن مهریه نیست؟ علم اقتصادش را هم نفهمیدم. لطفا مرا آگاه کنید. تاخت زدن عیبی ندارد. نوع نگاه یا تفسیر مهم است. اینکه از هر دو سمت بندها را کاهش دهیم چیز بدی نیست….

  2. رضاکیانی said,

    مِی 23, 2012 در 11:51 ق.ظ.

    زدی توی خال برادر ولی هیچ راه عملی برای همین یه مشکلی که شما اشاره کردید(حق طلاق مردان-مهریه بالای زنان) وجود نداره. فعلا که وجود نداره

  3. کافی said,

    مِی 28, 2012 در 3:30 ق.ظ.

    به نظر من شما در نتیجه‌گیری این که مشکل از جامعه ماست و نه سیاست کمی عجله کردید. یعنی با یک مثال سعی کردید یک رابطه علی را برقرار کنید. در حالی که مثلا من هم می‌توانم بگویم که اتفاقا مشکل از سیاست است. چون همین وضع سیاسی است که باعث شده قوانینی مثل مهریه و حق طلاق شکل بگیرد و اگر حکومت دیگری سر کار بود بسیاری از این آزادی‌های فردی هم ضایع نمی‌شد.

    • علی سرزعیم said,

      مِی 28, 2012 در 1:15 ب.ظ.

      اختلاف نظر جدی نداریم


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: