پیرامون صلح مصر با اسرائیل

در اتوبوس فرصتی شد که کتاب «راه مصر به سوی قدس» نوشته پطرس غالی شخصیت مصری مذاکره کننده از سوی مصر با اسرائیل را مطالعه کنم (وی بعدها دبیرکل سازمان ملل شد) و واقعا از خواندن آن لذت بردم. برای ما که فقط نفرت از قرارداد کمپ دیوید را شنیده بودیم باید خیلی جالب باشد که چگونگی فرآیند انعقاد آن و دلایل منعقدکنندگان را نیز دریابیم و از نزدیک با پیچیدگی های مسئله روبرو شویم. اگر بخواهم دیدگاه اصلی تیم هوادار انعقاد قرارداد صلح را که در لابلای کتاب به شکل پراکنده وجود دارد را مرتب کنم چنین خواهد شد:

مصر با اشغال فلسطین مخالف بود و در این راه جنگ کرد و هزینه های زیادی متحمل شد و سربازان زیادی را از دست داد اما نهایتا شکست خورد و منطقه مهم سینا در دست اسرائیل باقی ماند. از دید طرف مصری دو روش برای مقابله با اسرائیل و هر دشمنی به طور کلی وجود دارد: 1) جنگ که در این صورت باید هزینه های نظامی و مادی و انسانی زیادی را متحمل شد و با یک احتمال به موفقیت رسید، 2) با دیپلماسی که در این حالت نیز هزینه هایی مانند به رسمیت شناختن یک نظام زورگو را متحمل می گردی. برای مصر تقریبا مسجل شده بود که راه حل نظامی حداقل در میان مدت برای بازگرداندن صحرای سینا وجود ندارد و از سوی دیگر تردید در مورد هزینه کردن برای فلسطینی ها در مصر ایجاد شده بود. در کنار این قضیه شخص انور سادات نسبت به شوروی و بلوک شرق بدگمان گردیده و بسیار به سمت آمریکا و غرب متمایل بود و مثل همه رهبران جاه طلبی های خود را نیز داشت. آمریکا و اسرائیل نیز که موضع ضعف مصر را می دیدند و از تمایل سادات برای مطرح شدن و نزدیک شدن به غرب آگاهی داشتند از این فرصت حداکثر استفاده را کردند تا وی را به این معامله بکشانند. کارتر به سادات وعده داد که اگر دفعه دوم انتخاب شود حتما اسرائیل را تحت فشار می گذارد تا قضیه فلسطین را حل کند اما انتخاب نشد… . تیم وزارت خارجه مصر به دنبال این بود که دو قرارداد صلح همزمان منعقد شود یکی بین مصر و اسرائیل که مصر در ازای دریافت صحرای سینا با اسرائیل روابطش را عادی کند و دیگری معاهده صلح برای فلسطین. هرچه تیم وزارتخانه مصر این هدف را دنبال می کرد اسرائیلی ها با حمایت آمریکا صرفا قرارداد اول را در سر داشتند و از طرح قرارداد دوم سرباز می زدند. از سوی دیگر تحریم مصر از سوی اعراب و اخراج آن از پیمان های عربی و منطقه ای انگیزه سادات برای پافشاری بر همراهی قرارداد دوم با قرارداد اول را از بین برد و اسرائیلی ها توانستند حداکثر امتیازی که می خواهند از سادات دریافت کنند. نویسنده به خوبی شرح می دهد که چگونه تیم مصری (به جز سادات) از انعقاد قرارداد شاد نبود اما آمریکایی ها و اسرائیلیها با خوشحالی آن را امضا کردند. نهایتا مجلس مصر نیز با مخالفت اندکی این قرارداد را تصویب می کند و ظاهرا در همه پرسی مردمی هم رای می آورد. به این ترتیب مصر صحرای سینا را به دست می آورد اما آرمان فلسطین را رها می کند. وضعیت مصر دز آن زمان شبیه دیدگاه کسانی که سخن از نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر می دادند است که نمی خواستند برای فلسطین سربازان مصری کشته شوند وقتی می شود صحرای سینا را با یک قرارداد بدست آورد.نکته جالب اینجاست که فرانسوی ها هم به تیم مصری هشدار می دهد که برگ برنده شما عدم انعقاد قرارداد با اسرائیل است و باید اسرائیل تحت فشار بماند تا نهایتا صلح با فلسطین را بپذیرد اما اگر مصر جداگانه با اسرائیل سازش نماید صلح فلسطین تا آینده نا معلومی به تعویق می افتد.

2 دیدگاه

  1. ژانویه 27, 2012 در 6:58 ب.ظ.

    نشون دهنده قدرت دستگاه دیپلماسی اسرائیل و البته ضعف سیاست خارجی اعرابه ……

  2. ebrahim said,

    مارس 24, 2012 در 1:01 ق.ظ.

    قدرت اسراییل در کجاست؟ دزدی فلسطین با کمک خانواده راتچلد صورت گرفت زیرا این خانواده یهودی صهیونیست قرن هاست که امپراتوری ها را در کنترل خود دارد. ناتان راتچلید در اوائل قرن نوزدهم نوشت:

    به من مربوط نیست چه خری بر مسند نخست وزیر انگلیس تکیه زده است. مهم آنست که چه کسی عرضه پول را کنترل می کند. کسی که این کنترل را در دست دارد یعنی امپراتوری انگلیس را کنترل می کند. من ناتان راتچلید کنترل عرضه پول و بالنتیجه کنترل امپراتوری انگلیس را در دست دارم.

    امروز هم بعلت قدرت این خانواده و امتدادش در مراکز اقتصادی و بانک ها و داشتن کنترل سیاست خارجه آمریکا توسط لابی یهودیان ، زرسالاران صهیونیست کنترل امپراتوری آمریکا را در دست دارند و با استفاده از بازوی نظامی آمریکا ب برای تغییر نقشه منطقه بنفع اسراییل طبق «استراتژی اسراییل در سالهای 1980» بقلم صهیونیست Oded Yinon و کنترل منابع منطقه جنگ راه می اندازند. آتزمون که خود یهودی ضد صهیونیسم است می نویسد:
    صهیونیست ها بعلت حرص وحشتناک برای دردست داشتن کنترل جهان و بر پایی «حکومت جهانی» سه امپراتوری را تا بحال به زیر کشیده اند: انگلیس – فرانسه – وحالا آمریکا

    در نتیجه لازم است مردم منطقه از جمله ایرانیان علیه اسراییل و سیاست های متجاوزانه اش با یک صدا فریاد زنند زیرا کشورگشایی و زیاده خواهی صهیونیست های جهود و خانواده راتچیلد به فلسطین محدود نیست. این قبیله خبیث به دنبال برپایی «حکومت جهانی» است که بعضی از ایرانیان نژادپرست و حامی اقتصاد بازار میلتون فریدمن از نئوکان ها – نظیر ایرانیان ستون پنجمی کشته و مرده آمریکا که در مجله مهرنامه قلم می زنند -نئوکانهان های ایرانی ، و قبلا» مجله آفتاب بیرون می دادند که خوشبختانه به زیر کشیده شد حالا مهرنامه بیرون می دهند وتبلیغ اقتصاد ورشکسته لیبرالیزم که بوی گندش دنیا را فراگرفته و نود ونه درصد جمعیت دنیا علیه آن برخاسته اند را بکنند.

    مهرنامه را در تمام دنیا افشا خواهیم کرد و تک تک افراد در گیردر این مجله را به ایرانیان خواهیم شناساند.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: