لذت تساهل در تجربه شخصی

چند نمونه از تجربه شخصی خود را می نویسم:
– دو سال قبل یک روز که پسرانم را به مهد کودک بردم، دیدم هنگام خروج مدیر همیشه خندان مدرسه مرا صدا کرد. گفت ما امروز که نزدیک کریسمس است می خواهیم بچه ها نقاشی های حضرت مسیح را نقاشی کنند. اگر شما مشکلی دارید می توانیم برای بچه های شما نقاشی های دیگری بگذاریم. خندیدم گفتم نه ما هم به حضرت مسیح اعتقاد داریم و از او تشکر کردم.
– امسال که پسر بزرگم کلاس اول رفت هنگام ثبت نام این فرم بود که آیا می خواهید بچه شما در کلاس دینی مسیحیت شرکت کند؟ من راستش برایم خیلی مهم نبود و اینکه صادق با مسیحیت آشنا شود مشکلی نداشتم ولی کمی من من کردم. مسئول ثبت نام گفت رودربایستی نکن. اگر نمی خواهمی بگو نمی خواهم. من هم علامت زدم نمی خواهم.
– برای غذای بچه ها در مهد کودک و مدرسه گرفتاری گوشت حلال هست ولی وقتی گفتیم که بچه ها گوشت نمی خورند بدون بحث قبول کردند و هر روز منوی غذای آنها متفاوت است. این قضیه در ایتالیا بدون دردسر است اما در بروکسل این گرفتاری را داشتیم که منوی دیگری نبود و ما هر روز باید غذا به بچه ها می دادیم تا ببرند.
– قبلا گفته بودم که در مدرسه عالی تحصیلات تکمیلی منشی ای بود که وقتی موقع نماز می رفتیم یک کاغذ بزرگ و کلید یکی از اتاق ها را می داد تا راحت نماز صبح و عصر را بخوانیم چون سه مسلمان در مجموعه مدرسه عالی مشغول به تحصیل بودند. یک روز رئیس دانشکده را دیدم و گفتم که سختم است هر روز برای نماز ظهر به مدرسه عالی بروم نماز بخوانم و برگردم یا در اتاق کامپیوتر کنار دیگران نماز بخوانم. راهی هست. بدون بحث به منشی دانشکده گفت که هر روز ظهر کلید اتاق سمینار را به او بدهید تا نماز بخواند. البته باید بگویم که همسرم در دانشگاه پلی تکنیک با این مسئله روبرو بود. ظاهرا در آن دانشگاه بزرگ جایی برای این منظور نبود. یک بار در مراسم خوش آمد گویی رئیس دانشگاه را دید و مسئله را به او گفت. او نیز گفت نامه بنویس تا بررسی شود. هر چقدر نامه نوشته شد خبری از جواب و اقدام نشد (لااقل تا جایی که ما می دانیم). دوست من هم که در اسپانیا مدیریت می خواند نشانم داد که اتاقی به این منظور اختصاص داده شده است.
-نهایتا اینکه در بروکسل اینهمه مسجد و حسینیه و مراسم اسلامی وجود داشت جالب و تحسین برانگیز بود. آن وقت آدمی تعجب می کند که چطور اهل سنت ایران برای داشتن یک مسجد اختصاصی در شهر خیلی بزرگی مثل تهران با مشکل مواجهند
برای اینکه کامتان هم شیرین شود این آهنگ که در مهد کودک یاد می دهند را گوش کنید.

8 دیدگاه

  1. صالح said,

    نوامبر 14, 2011 در 3:30 ب.ظ.

    من موقعی که دریک شرکت با حدود 150 کارمند در رومانی کار می کردم تنها کسی بودم که حق داشتم هر موقع دلم خواست -البته فقط برای خواندن نماز- وارد اتاق رئیس هیات مدیره شوم که تقریباً هیچ وقت آنجا نبود. فقط یک بار اتفاق افتاد که در را باز کردم و دیدم جلسه دارند، آن یک بار هم رئیس دپارتمانم و مسئول اچ.آرخودشان را کلی توی زحمت انداختند و یک اتاق دیگر برایم پیدا کردند. خلاصه ما که کاهل نمازیم ولی آنها حتی یک وعده نمازمان را هم نگذاشتند بی خیال شویم : )

  2. مهدی said,

    نوامبر 14, 2011 در 10:23 ب.ظ.

    دقیقا روبروی دانشگاه ما مسجد یا نمازخانه بزرگی هست. فاصله تا مسجد بعدی حدود 5 دقیقه پیاده روی است و بعد از چند ایستگاه مترو می شود به یکی از بزرگترین مساجد اروپا رسید. جالب اینکه سوئدی ها یکی از غیر مذهبی ترین جوامع هستند. دانشگاه های بزرگ شهر هم نمازخانه شکیل و خوبی دارند.

  3. نیام said,

    نوامبر 20, 2011 در 7:13 ب.ظ.

    متاسفانه این اروپایی ها آنچنان شناختی از اسلام ندارند و آنرا فقط به دید یک دین شخصی میبینند، نمیدانند که اساس اسلام یک دیدگاه سیاسی اجتماعی است و نه یک دیدگاه مذهبی شخصی. همین است که اجازه میدهند شما اینگونه راحت نماز بخوانید. اینکه به شما اجازه بدهند نماز بخوانید دقیقاً مثل این است که به یک عضو دو آتشه حزب نازی اجازه بدهند هر روز هیتلر را مورد ستایش قرار دهد.
    شما که دنبال نماز خواندن و گوشت حلالی چرا برنمیگردی ایران و یا حتی بری عربستان تا راحت نمازت رو بخونی با بقیه هم مسلک هات توی یک نماز خونه که باعطر عرق و جوراب های نشسته شما پر شده؟ چسبیدید به اروپا و آمریکا و از تسامح و تساهل حرف میزنید؟ شما ناقل ویروس بسیار خطرناکی هستید که روزی همه دنیا را مثل خاور میانه به آتش خواهد کشید!

    • علی سرزعیم said,

      نوامبر 20, 2011 در 8:49 ب.ظ.

      اگر خدا بخواهد آخر امسال بر می گردم!

    • virologist said,

      نوامبر 25, 2011 در 5:11 ب.ظ.

      من فکر میکنم تعصب شما و قضاوتی که ب راحتی علیه تمام مسلمانان می کنید،که هزار طایفه و عقیده متفاوت با هم دارند، ویروس خطرناکتریه.

  4. علی said,

    نوامبر 26, 2011 در 3:49 ب.ظ.

    نیام عزیز نازیسم یک ایدئولوژی نبود یک تمایل به قدرت مطلقه بود که بواسط شکست در جنگ اول جهانی و بیرحمی پیمان ورسای با یک بستر مناسب مواجه شد. اسلام یک دین است و مانند هر دین دیگری برخی از آن برای رسیدن به قدرت مطلقه استفاده می کنند. توهین به نماز و اعتقادات فردی تنها بستر را برای این گروه مطلق گرا مناسبتر می کند. نوع نگرش شما نفتیست که روی آتش افراط گرایی ریخته می شود.

  5. دسامبر 11, 2011 در 9:09 ب.ظ.

    man nadidam ta be haal oroopaeean ba masale namaz ya be ja avardane aadab eslami khayli taasobi barkhord konand.faghat shayad dar mavaredi soal pish biayad ke ba sohbat be rahati motevajeh mishavand

  6. نیام said,

    ژانویه 16, 2013 در 9:33 ق.ظ.

    من بعد از یکسال برگشتم اینجا که بگم نظرم عوض شده و الان فکر میکنم که یکسال پیش اشتباه میکردم.
    احتمالاً برای شما اهمیتی نداره، اما من به شما یک عذرخواهی بدهکارم.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: