مصالحه سیاسی در ایران

با یکی از دوستان حزب اللهی بر سر اصلاحات و دمکراسی در ایران بحث می کردم و متوجه شدم که آنها نیز نفرت انگیز بودن سرکوب و استبداد را می فهمند اما چون می ترسند که با دمکراتیک شدن ایران چیزهای مهمتری را از دست بدهند زیر بار دمکراسی نمی روند. اینکه این چیزهای مهمتر چیست نکته ای است که در مذاکرات بر سر مصالحه سیاسی مشخص می شود. مثلا این دوست من شدیدا به مسئله حجاب حساس بود و نگران بود که ایران دمکراتیک از حیث حجاب تفاوتی با غرب نکند و همانطور که زندگی در غرب برایش نفس گیر است زندگی در ایران برایش دشوار شود. مهم نیست که ما با این حساسیت او موافق باشیم یا نباشیم یا آن را درست بدانیم یا ندانیم، مهم این است که وی و امثال وی چنین حساسیتی دارند و به خاطر آن حاضرند از دمکراتیک نشدن ایران حمایت کنند. راه حل این است که امتیازاتی داد و امتیازاتی گرفت. مثلا حفظ حریم خصوصی را قبولاند به این قیمت که حفظ حجاب در عرصه عمومی اجباری بماند. برای بخشی از حاکمیت این هراس وجود دارد که با دمکراتیک شدن ایران ظرفیت های عظیم حکومت که برای مقابله با آمریکا و اسرائیل استفاده می شود از بین برود. راه حل این مسئله شعار نه غزه نه لبنان نیست که این نگرانی آنها را تشدید کند. راه حل این است که امتیاز بازبودن دست حکومت در سیاست خارجی را به ازای امتیاز مهمی چون آزادی بیان درداخل مبادله کنیم.
آنطور که من فهمیدم همه مصالحه های مهم و موفق تاریخ ، مصالحه های دردناکی بوده است اما این مصالحه های دردناک را کسانی انجام دادند که افقی دورتر را می دیدند. مثلا کنگره آفریقا در زمان ماندلا اینگونه توانست سفیدها را به حذف آپارتاید مجاب کند که امتیازات غیرقابل نقضی به آنها اعطا کرد. امتیازاتی که اکثریت سیاهان نتوانند آن را به شکل قانونی و با استفاده از اهرم اکثریت نقش کنند. نکته هوشمندانه و جالب توجه این است که گاه حتی خود کنگره آفریقا ترجیح می داد تا اکثریت مطلق را درپارلمان کسب نکند تا مبادا وسوسه دست بردن در قانون علیه سفیدها و به نفع سیاهان به وجود آید. من چنین تمهیداتی را حماقت نمی دانم بلکه آنها را هوشمندی و پختگی ناشی از فعالیت سیاسی ارزیابی می کنم. به اعتقاد من راه پیش روی ایران نیز چنین است انجام مصالحه های دردناک!

14 دیدگاه

  1. وب گذر said,

    نوامبر 6, 2011 در 10:54 ب.ظ.

    آیا از دید بک مسلمان، حفظ حجاب از مصالحه های دردناک !! است؟

    • علی سرزعیم said,

      نوامبر 8, 2011 در 9:37 ب.ظ.

      فارغ از الزام شرعی، من موافق حجاب هستم البته نه نوع سخت گیرانه آن ولی آن را به عنوان یک مثال مطرح کردم. دردناک بودن بسته به قشرهای مختلف دارد. شاید برای یک بی دین الزام حجاب خیلی دردناک باشد

  2. رضا said,

    نوامبر 6, 2011 در 11:36 ب.ظ.

    شاید بهتر باشد که مصالحه در مورد حقوق زنان با نظر و رای آنها انجام شود و اگر قرار است مصالحه ای صورت گیرد در مورد حقوق مردان و زنان با هم باشد نه اینکه یک حق متعلق به زن را با یک حق عمومی مطالحه کنیم.

  3. مصطفی said,

    نوامبر 7, 2011 در 7:05 ق.ظ.

    موضع شما را قبلا در نوشته ای با عنوان چرا این توسعه پیدا نمیکند واکاوی کرده اما به نظر می رسد موضوع فقط حجاب و یا موضوع فلسطین نیست که اگر این گونه بود مساله بسیار آسانتر حل می شد. به نظر من ایجاد دموکراسی ملزوماتی دارد از جمله شفافیت در عرصه های اقتصادی- سیاسی- اجتماعی- فرهنگی و…. ایجاد یک دموکراسی در ایران مستلزم از دست دادن منافعی است که چشم پوشی از ان برای کسانی که در قدرت هستند فاجعه بار است. تصور کنید که با ایجاد دموکراسی جایگاه رهبر به کجا تنزل پیدا می کند. فکر می کنم همین یک مورد برای تحلیل پویای سیتم کافی باشد

  4. حسین said,

    نوامبر 8, 2011 در 7:58 ب.ظ.

    گروهی نیز نگران اختلاط زن و مرد می باشند و یا بحث در باب مسائلی از جمله خدا،پیامبر، امامان و … را مجاز نمی دانند. گروهی موسیقی، مصرف مشروبات الکلی، گوشت خوک و غیره را حرام می دانند و این رشته سر دراز دارد.اگر بر سر تمامی این مسائل مصالحه گردد دیگر چه باقی می ماند؟. در یک جامعه آزاد تمامی افراد باید حداکثر آزادی ممکن را برای تمامی افراد جامعه درنظر بگیرند. یک فرد بی حجاب به ندرت محدودیتی برای افراد با حجاب پدید می آورد ولی عکس آن صادق نیست. این یک تفاوت بنیادین است و با انجام مصالحه تنها به شکل صوری حل می شود.

    • علی سرزعیم said,

      نوامبر 8, 2011 در 9:38 ب.ظ.

      مسئله این است که اولویت مشکلات کشور کدامست و چه چیزهایی را می توان فدای مصالح بالاتر کرد. به نظر من حقوق زندانی ها، آزادی بیان، آزادی انتخابات مهمتر از آزادی مصرف مشروبات الکلی است. این نظر من ست البته

      • حسین said,

        نوامبر 9, 2011 در 10:45 ب.ظ.

        مشروبات الکلی تنها یکی از مثالهای مطرح شده بود و من سعی کردم طیف گسترده مسائل مورد اختلاف را مطرح کنم ( جدا مشخص نبود؟؟). نکته دوم هم این بود که واقعا مصالحه با کسی که به رعایت حقوق زندانیان، آزادی بیان، آزادی انتخابات و … اعتقاد چندانی ندارد یا آنرا چندان مهم نمی داند چه معنایی دارد و چه تعداد از آزادیها در پای این مصالحه قربانی خواهد شد؟ ( حکایت شیر بی یال و دم و اشکم است!).
        و اما راه حل صحیح آنست که بر سر اصول قانون اساسی حامی آزادی مصالحه ای صورت نگیرد و پله اول کج گذاشته نشود. در مقابل در هنگام اجرا و تا زمان رسیدن اکثریت جامعه به رشد لازم، به صورت مقطعی و یا در بعضی مناطق یا مکانهای خاص تعدیلاتی اعمال گردد.

      • علی سرزعیم said,

        نوامبر 10, 2011 در 3:45 ق.ظ.

        نکته اساسی این است که بین دو انتخاب قرار داریم. راه حل ایده آلیستی با هزینه زیاد و راه حل واقع بینانه و نه چندان مطلوب با هزینه کمتر. من دومی را انتخاب می کنم وقتی تصور می کنم که من هم ممکن است جزو هزینه ها باشم! من واقعا مایل نیستم که هزینه ای بدهم تا کسانی بتوانند با آزادی مشروب بخورند یا بتوانند حجاب را کنار بگذارند و امثالهم من برای اموری که فکر می کنم مهم است حاضر به هزینه دادن هستم و به همین دلیل هم مصالحه را ارجح می دانم. گمان می کنم خیلی ها با من هم نظر باشند حتی کسانی که اهل خوردن مشروب هستند و …. اینها نیز حاضر نیستند هزینه بدهند برای این امور. نشانش هم اینکه دیگر کسی تظاهرات نمی کند و …. نکته آخر اینکه هیچ گاه مستبدین به مقولات آزادی (آزادی بیان و حقوق زندانیان و امثالهم) اعتقادی نداشته اند و برایشان مفهوم نبوده اما به جبر آنها را پذیرفته اند

    • محمد said,

      نوامبر 10, 2011 در 10:37 ق.ظ.

      دوست عزیز این آزادی که شما می گویید در یک کلام یعنی آزادی از خدا. اما آزادی واقعی همان آزادی بیان است آزادی تفکر نه آزادی هالیوودی که امثال شما بدنبال آن می باشند. شما با دیدن چند فیلم هالیوودی و یا ایرانیان ندید و بدیدی که تا به غرب می روند تا نا کجا آبادشان را نشان می دهند فکر کرده اید که آمریکا و تمدن غرب این است. در حالی که طبق آمار بیش از 80 درصد آمریکاییها روزهای یکشنبه به کلیسا می روند و متاسفانه من فکر نمی کنم که شما در عمرتان هم یک بار روز جمعه به نماز جمعه رفته باشید.

      • علی سرزعیم said,

        نوامبر 14, 2011 در 12:01 ب.ظ.

        خیلی بیش از یک دفعه! دبیرستان که هر هفته می رفتم!!

  5. حسین said,

    نوامبر 11, 2011 در 3:20 ق.ظ.

    متاسفانه الان شرایط طوری شده است که مصالحه چندان ممکن به نظر نمی رسد. مخالفت طرفین به کینه تبدیل شده است و هر کدام دستش برسد دیگری را از میان بر می دارد. طرفداران حکومتی حجاب عرصۀ نفوذ خود را بسیار بیش از عرصۀ عمومی تعریف می کنند. دخالت در عرصۀ خصوصی که سهل است دخالت غیر شرعی را هم مجاز می دانند و حاضر به از دست دادن آن نیستند (کجای مذهب نوشته شده که مردان نمی توانند موی بلند داشته باشند؟). این ماهیت قدرت است که مایل به بسط عرصۀ خود است. طرف مقابل هم سالها است که کینه به دل گرفته و آن را به همۀ عرصه های زندگی طرفداران حکومت گسترش داده و از هر فرصتی برای ضربه زدن، عادلانه یا غیر عادلانه، استفاده می کند. (حالت حدی اش برخی گروههای سیاسی خارج از کشور است که حتی زندگی کردن در ایران را هم خیانت به بشریت می دانند! احتمالاً با برخی از اینها برخورد داشته ای)
    این دو خیلی سخت بتوانند با هم وارد مذاکره شوند چه برسد به مصالحه و رعایت مرزها و حدود.

    • علی سرزعیم said,

      نوامبر 14, 2011 در 12:02 ب.ظ.

      مصالحه معمولا گزینه جذابی به نظر نمی رسد در فضای دوقطبی شده اما عقلایی ترین راهها لزوما جذاب ترین نیستند. درست است که افراطی ها پرسروصدا هستند اما اکثریت این روش را می پسندند اگر این ایده حاملینش را پیدا کند

  6. مجید said,

    نوامبر 11, 2011 در 8:16 ق.ظ.

    ایراد کار اینجاست که اصولا آزادی جزیی امکان پذیر نیست. جز به جز آزادی از هم تفکیک پذیر نیست و اگر هم بشود تفکیک را انجام داد این تفکیک پایدار نیست. مثلا این که شما بیایید آزادی بیان را به رسمیت بشناسید ولی سیاست خارجی را به آقایان واگذار کنید نتیجه اش این می‌شود که حتما یک عده‌ای بر علیه سیاست خارجی شروع خواهند کرد به نوشتن و حرف زدن که نهایتا سیاست خارجی را زیر سوال خواهد برد. در ضمن رسیدن به آزادی نیاز ندارد همرا با خشونت و هزینه زیاد باشد. اگر افراد دموکراسی خواه به بلوغ فکری کافی برسند و در ضمن از حیث تعداد به اندازه‌ای برسند که از نظر فضای فکری غلبه کافی پیدا کنند تغییرات دموکراسی‌خواهانه به طور اتوماتیک و با کمترین هزینه اتفاق خواهد افتاد. تنها زمانی هزینه‌ها بالا می‌رود که یک اقلیت دموکراسی‌خواه بخواهند دموکراسی را به دست بیاورند که طبیعتا باید هزینه زیادی بدهند. بنابراین به نظر من بهتر است که افراد دموکراسی‌خواه به نشر افکاری آزادی‌خواهی و آموزش مردم بپردازند تا معاملات سیاسی و مبارزات بی‌حاصل پر هزینه.

  7. کافی said,

    دسامبر 1, 2011 در 3:57 ب.ظ.

    من یک چیز را در نوشته شما نمی‌فهمم و آن این است که مذاکره و مصالحه وقتی معنا می‌دهد که دو طرف به آن نیاز داشته باشند یا نفع ببرند. در شرایط حاضر، وقتی طرف مقابل کاملا دست بالا را دارد اساسا چه نیازی به امتیازدهی و امتیازستانی می‌بیند؟ البته ممکن است مصالحه برایشان منافع داشته باشند و خودشان متوجه نباشند یا از پیامدهایش بترسند یا… بنابراین شاید لازم باشد نیاز به مصالحه را اول به طرف مقابل (امثال همان دوست حزب الهی) قبولاند چون قبولاندن به این طرف وقتی در شرایط فعلی عملا همه چیز را از دست داده و در مصالحه فقط امتیاز قرار است بگیرد کار خیلی سختی نیست.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: