آزادی بیان بازهم در خطر

منشور اصلاح شده جنبش سبز منتشر شده که این جمله آن در مورد محاکمه عوامل شکنجه و … تن من را لرزاند: «نقد آزادانة نظریه پردازان، و افشاء و محاکمة حامیان خشونت در لایه های مختلف فکری و نظری حکومت، از جمله واضحاتی است که در جهت اجرای عدالت باید مورد توجه قرار گیرد».
هیچ کس و هیچ متفکری را نباید به صرف ترویج اندیشه اش به بهانه خشونت پرور بودن، فساد پرور بودن و مروج غرب بودن …. محاکمه کرد.

4 دیدگاه

  1. شور said,

    فوریه 23, 2011 در 3:38 ب.ظ.

    خيلي ايده آليستي است و لذا امکان عملي شدن ندارد. کارل پوپر بزرگترين فيلسوف مروج رواداري و مدارا هم ميگويد «با همه مدارا به جز با مخالفان مدارا». آزادي بيان هم حد و مرز دارد اگر حد و مرز نداشته باشد تهي و پوچ و بي معني ميشود. آيا ميتوان با توسل به آزادي بيان مروج انديشه ضديت با آزادي بيان ديگران شد. آيا به اسم رواداري و مدارا ميتوان از نشر انديشه عدم مدارا و خشونت دفاع کرد؟ انديشه اي که صريحا مخالف مداراست و خشونت را تئوريزه ميکند و آنچه را براي خود ميپسندد براي ديگران نميپسندد با چه استدلالي ميتوان آزاد گذاشت؟

    • علی سرزعیم said,

      فوریه 23, 2011 در 3:55 ب.ظ.

      من فکر می کنم در مقام عمل باید افراد را مواخذه کرد

      • شور said,

        فوریه 23, 2011 در 4:30 ب.ظ.

        درست است براي محاکمه و مجازات بايد عمل را ملاک قرار داد. من ابتدا دچار بدفهمي شدم که انگار آزادي بيان بدون حد و مرز است و هر انديشه اي با توسل به آزادي بيان قابل ترويج است. هيچ چيزِ بي حد و حصري در اين دنيا نميتونه وجود واقعي داشته باشه. آزادي بيان بالاخره بايد با يک مرزي مشخص بشه. آيا امکان عملي آن وجو دارد که به دليل آزادي بيان از ترويج انديشه يا کتبي در زمينه تروريسم و نسل کشي يا تجاوز به کودکان يا موارد مشابه دفاع کرد و فقط به مواخذه عمل اکتفا کرد؟ پس آزادي بيان، مرزي دارد که بايد مشخص باشد. بايد بر سر اين مرز بحث کرد نه اينکه آرمان گرايانه آزادي بيان بدون حد و مرز را خواست. اين مرز ميتونه رواداري و عدم نقض آزادي بيان باشد تا موجب نقض غرض هم نشود.
        در حال حاضر ما در جامعه اي که آزادي بيان وجود دارد زندگي نميکنيم. امروز کساني مروج حصر انديشه، عدم رواداري و خشونت هستند. در واقع مروج نوعي نژادپرستي بر مبناي خودي و غير خودي. زماني اگر اوضاع تغيير کرد، با افرادي که مروج و توجيه کننده اعمال خشونت و تبعيض بوده اند هر چند خودشان دست به خشونت نزده اند چه بايد کرد؟ آيا نبايد در قبال ترويج و تقديس خشونت محاکمه شوند؟ جرم مروجان اين انديشه بيشتر است يا جرم فردي که به دليل شغلش مجبور به اعمال خشونت بوده است و مامور و معذور بوده است؟ جامعه اي را فرض کنيد که در آن عده اي مروج انديشه تجاوز به کودکان شهروندان درجه دوم به تعبير خودشان هستند و اين امر را مقدس اعلام ميکنند آيا اگر روزي شرايط عوض شد نبايد مروجان انديشه خشونت و نژادپرستي را محاکمه کرد؟

  2. شور said,

    فوریه 23, 2011 در 5:34 ب.ظ.

    خلاصه اينکه: خيلي آرمان گرايانه است لذا امکان عملي شدن ندارد. بحث محاکمه مروجين خشونت هم ربطي به آزادي بيان ندارد. اولا آزادي بيان بدون حد و مرز نيست. نميتوان به اسم آزادي بيان از ترويج انديشه هاي مروج خشونت و نژادپرستي، مخالف آزادي بيان، … دفاع کرد. در جامعه اي که آزادي بيان وجود دارد هم، هر انديشه اي امکان ترويج ندارد.‏
    دوما اينکه ما در جامعه اي با آزادي بيان زندگي نميکنيم. امروز عده اي مروج حصر انديشه، عدم رواداري، خشونت مقدس و نوعي نژاد پرستي بر مبناي خودي و غير خودي هستند. اگر روزي اوضاع تغيير کرد آيا نبايد مروجان انديشه خشونت و نژادپرستي و عدم مدارا محاکمه شوند؟ جرم مروجان و توجيه کنندگان و تقديس کنندگان خشونت و نژادپرستي و تجاوز بيشتر است يا جرم عاملين بي اختيار؟


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: