ارزیابی راهپیمایی 25 بهمن

راهپیمایی 25 بهمن بیش از آنکه به دنبال هدف سیاسی خاصی باشد واکنشی بود به تحقیر یک ساله در مورد شکست جنبش سبز! حکومتیان در نیافته بودند این حکمت قدیمی را که وقتی دشمنی را شکست می دهی طوری رفتار کن که غرورش جریحه دار نشود. رفتارهای حکومت به شکل روزافزونی شکست جریان سبز را در سال گذشته به رخ می کشید و این جریان دنبال فرصتی بود تا بقای خود را به رخ بکشد.
آیا تبعات سیاسی خاصی به دنبال دارد؟ به نظرم باید حدس زد. از یک سو می توان گفت که تصمیم گیران حکومتی فهمیده اند که به رغم مخاطرات و فشارهای موجود حضور همین جمعیت در تظاهرات 25 بهمن غیرمنتظره بوده و نشان می دهد که جمعیت هوادار این جریان به مراتب بیش از آن چیزی است که قبلا تصور می کردند. من هنوز بر این گمانم که تحلیل آنها این بود که تظاهرات های سال قبل بیشتر ناشی از بیش از حد داغ شدن رقابت های سیاسی در کوران انتخابات بود و معتقد بودند که با گذشت زمان بدنه جامعه خود را کنار می کشد و اقلیت ناچیزی باقی می ماند که می توان به راحتی آن را دفع کرد. ظاهرا در این تصور خللی ایجاد شده و در حاکمیت کم کم این دیدگاه که جنبش سبز یا مخالفین پایه اجتماعی قابل توجه و غیرقابل نادیده گرفتنی دارند قوت می گیرد. اینها حدس است البته اما عدم برخوردهای فعلی با موسوی و کروبی موید آنست تا اینجای کار.
در مورد سخنان رضایی، قالیباف، هاشمی و حسن روحانی بعدا خواهم نوشت اما حاکمیت از این فرصت به دنبال وصله پینه میان بدنه خود است اما اینکار با وجود عنصری چون احمدی نژاد و تیمش غیرممکن است هرچقدر هم که ادای وحدت درآورند. لذا گمان نمی کنم که شعارهای تند تظاهرات اخیر موجب ایجاد وحدت در حاکمیت شده باشد. اینهم البته حدس از راه دور است.
اگر اصلاح طلبان بتوانند این تظاهرات ها را به سمت انتخابات مجلس هدایت کنند و میوه آن را در آنجا بچینند گام هوشمندانه ای برداشته اند گرچه این دیدگاه آقای عبدی را قبول دارم که وقتی قدرت داشته باشی هرچند در حاکمیت نباشی اما تاثیر خود را بر جا خواهی گذاشت و دیدگاهت پیش خواهد رفت اما اگر قدرت نداشته باشی حتی اگر در مجلس و ریاست جمهوری نیز باشی منشا تاثیر نخواهی بود.
نکته فرعی: من این تحلیل کیهانی ها را که می گویند ضد انقلاب، خانواده های مجاهدین، بهایی ها و … در تظاهرات آمده بودند تا حدی قبول دارم با این توضیح که از وضع موجود افراد به درجات مختلف ناراضی هستند و زیان می بینند. آنها که از تداوم وضع موجود بیشترین ضربه ها را دیده و می بینند بیشترین انگیزه را برای خط شکنی در تظاهرات ها دارند. اینها پیش قدم می شوند و حداقل تعداد لازم برای حضور بقیه را فراهم می کنند. بعد بقیه جامعه ریسک ورود را می پذیرند. به همین دلیل گمان می کنم اینکه دو موج حضور در راهپیمایی 25 بهمن وجود داشت (هنگام عصر و شب) حرفی منطقی است.

۱ دیدگاه

  1. منتقد said,

    فوریه 23, 2011 در 9:56 ب.ظ.

    شما نوشتید میشه از وضع موجود به نفع اصلاح طلبان در انتخابات مجلس استفاده کرد برادر من مثل اینکه فراموش کردی چرا روز 23 خرداد این جنبش به وجود اومد؟ در ضمن احتمالا شما برادران شورای نگهبان رو فراموش کردین؟ به علاوه شما داری میگی که حاکمیت از 25 بهمن خطر رو کاملا احساس کرده که خیلی خنده داره آخه مگه اداره حکومت مسخره بازیه؟ حاکمیت از سال 84 که جناب آقای دکتر سید محمود احمدی نژاد رییس جمهور شد باید احساس خطر میکرد چون تو 4 سال تونست نارضایتی رو به مقدار بالایی برسونه یه چیزی تو مایه های تونس
    راستی چه کسی تا حالا از نظام خارج شده بعد تونسته روی سیاستاش تاثیر بذاره؟


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: