دیدگاه مردی که زودتر از دیگران می دانست

این سوال که چرا تونس و مصر تونست و ما هنوز نتوانسته ایم سوال مهمی است که نمی توان آن را نادیده گرفت و بی تفاوت از آن گذشت. این از جمله اموری است که تحلیل آن برای اقدام های آینده بسیار ضروری و مهم است. در اینجا آنچه من از دیدگاه های عباس عبدی فهمیدم را به طور خلاصه می نویسم.
1) جنبش دمکراسی خواهی در ایران باید حول محوری باشد که بتواند حداکثر پشتیبانی عمومی را فراهم کرده و میان حاکمیت اختلاف اندازد. اهدافی چون جمهوری ایرانی، نه غزه نه لبنان و امثالهم دقیقا بر خلاف این هدف هستند اما اهدافی چون تحقق و اجرای همه جانبه (یا بدون تنازل به تعبیر میرحسین) همین قانون اساسی موجود می تواند هدف گفته شده را فراهم کند. این هم تاکتیک است و هم استراتژی. همانطور که (امام/آقای) خمینی هدف رفتن شاه را مبنا گذاشت و همه را حول آن سازماندهی کرد و با این سازماندهی توانست بر شاه غلبه کند. به نظر آقای عبدی وظیفه رهبری جنبش سبز بود و هست که در مورد شعارها و محورهای اعتراض موضع گیری کند و آن را به حال خود رها نکند.
2) رهبری جنبش باید اگر به روش تظاهرات روی می آورد آن را رسما قبول کرده و آن را مدیریت کند. مثلا اگر خشونت مذموم است از هواداران بخواهد تحت هیچ شرایطی و هیچ توجیهی به آن روی نیاورند. به تعبیر وی قدرت جنبش دمکراسی خواهی در اعمال خشونت نیست که در این وادی ضعیف تر از رقیب است اما سلاح برنده تری که در اختیار دارد مظلومیت است. قدرت این جریان در کتک خوردن است نه کتک زدن. این چیزی است که می تواند پشتیبانی عمومی را به دنبال آورد و در حاکمیت اختلاف اندازد و مکانیزم های اجتماعی ای به راه اندازد که سلاح خشونت در دست حاکمیت را کند کند.
3) رهبری جنبش نباید و نمی بایست فاصله خود را از حاکمیت از یک حدی بیشتر کند/ می کرد تا انگیزه مذاکره و چانه زنی کمرنگ نشود. اگر این فاصله خیلی زیاد شود تا وقتی که کار خیلی خیلی بیخ پیدا نکند طرف مقابل انگیزه برگشت به سمت مخالفین را پیدا نخواهد کرد. این دیدگاه مبتنی بر این فرض است که مذاکره برای رسیدن به سازش با هدف کم کردن هزینه ها نسبت غلبه تام با هزینه زیاد ترجیح دارد. به همین دلیل آقای عبدی مهمترین و استراتژیک ترین اقدام میرحسین را شروط وی برای به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد قلمداد می کرد که به تعبیر وی به دلیل فشارهای موجود نهایتا با مصاحبه زهرا رهنورد این گام و این فرصت از بین رفت.

4 دیدگاه

  1. رضاکیانی said,

    فوریه 12, 2011 در 5:29 ق.ظ.

    خوب به سلامتی سایت شما هم ممنوع الدسترسی شد… حال با خیال راحت هرچه می خواهد دل تنگت بنویس که …. چی بگم؟

  2. رضاکیانی said,

    فوریه 13, 2011 در 2:03 ق.ظ.

    اشتباه کردم. ظاهرا همای فــــیلتر یه ضرب بر دوش کل ورد پرس نشسته

  3. حسن said,

    فوریه 13, 2011 در 10:33 ب.ظ.

    دکتر جان سلام
    مطلب عبدی را خوب خلاصه کرده ای عالی بود
    ضمنا نمی دونستم سبزکی هستی!

  4. علی سرزعیم said,

    فوریه 18, 2011 در 5:23 ب.ظ.

    یکی از دوستانم در جایی دیگر نوشته: «سلام من نظری در مورد عباس عبدی ندارم. اما دقیقا و کاملا یادمه که قبل از انتخابات سال 76 عبدی توی یکی از جلسات هفتگی که اومده بود گفت قطعا خاتمی رئیس جمهور نمیشه و با نا امیدی تموم گفت که خاتمی اومده تا صرفا یه کمی آبرو داری برای جناحش کنه. به گمانم با روایت علی سرزعیم توی وبلاگش یه کم زیادی متفاوت باشه این چیزی که من یادمه»


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: