خوشه چینی از بوستان های اندیشه

به قول مولانا خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در زبان دیگران:
عجب حرف قشنگی زده این وبلاگ: «شاید یکی از خیانت های بزرگ مارکسیسم، این باشد که بر قامت ِناساز ِبزرگ‌ترین امراض نفسانی و اخلاقی نظیر حسادت، بخل و تنگ نظری لباس شریف عدالت خواهی پوشانید.» چیزی که جان می کندم تا بیانش کنم را تمام و کمال بیان کرده
دوست من گزیده گویی های خوبی دارد و این یکی از بهترین های آن » در شوره زار خشونت، حتی جوانه نمیزند آزادی، چه برسد که تنومند شود آن درخت. یکی از بی وجه ترین عبارتهای مصطلح، آبیاری درخت آزادی با خون بود (یا هست). ریشه اش را میخشکاند خون. شما که حتی کشاورزی هم نمیدانید.»

از حسن سلیقه جمله خواندنی از استاد حکیمی انتخاب کرده: » جامعه‌اي که داراي رشد باشد، مطالبات دارد؛ يعني، به هر چگونگي از نظر مديريت و قضاوت و اقتصاد رضايت نمي‌دهد، …..هرگونه رفتار با انسان را نمي‌پذيرد … ممکن است مردمان جامعه‌اي معتقد باشند، اما به حد لازم از آگاهي نرسيده باشند. ملاک جامعة آگاه، مطالبات آن جامعه است. علي «ع»، ‌در سخنان خود، که در «نهج‌البلاغه» و روايات ديگر آمده است، جامعه را به اظهار شخصيت‌ در برابر قدرت تشجيع مي‌کند، و کرامت انساني را گوشزد مي‌فرمايد. «. (یک جمله این وسط سانسور شد تا سوء تفاهم ایجاد نشود)

یک جمله خیلی خوب هم از سایت دکتر حسین عباسی (یا حسین آقای خودمان) هم خوانده ام که دائم در ذهنم بالا و پایین می رود قریب به این مضمون (اصلش را دوباره پیدا نکردم). ریشه بهروزی یا بدبختی کشورها یا ملت ها در کوتاه مدت مرهون سیاست مداران/ سیاست گذاریها و در بلندمدت مرهون نهادهاست. برخی نیز اخیرا ریشه شکل گیری نهادها را در فرهنگ ها جستجو می کنند.

4 دیدگاه

  1. mehdi said,

    ژانویه 22, 2011 در 11:06 ب.ظ.

    این پاراگراف آخر ۱۰۰٪ مورد تایید هایک و مسلما بنده هست. تشکر

  2. رويا said,

    ژانویه 23, 2011 در 5:28 ق.ظ.

    آبياري درخت آزادي با خون/مراد خوني است كه از آزاديخواهان به جرم آزاديخواهي ريخته مي شود نه خوني كه بايد بريزند/ببخشيد شما موقع انقلاب چند سالتون بود؟
    حرف زدن راحته/حرفهاي به ظاهر قشنگ هم كه اين روزها مد روز/در اين عرصه «واقعيات» ناديده گرفته مي شوند نه؟

  3. علي نعمتي شهاب said,

    ژانویه 23, 2011 در 8:57 ق.ظ.

    جسارتا کدوم وبلاگ!؟

  4. بهمن said,

    ژانویه 23, 2011 در 7:58 ب.ظ.

    درود
    درمورد پاراگراف ، ماركسيست هم مثل خيلي از ديدگاها به دنبال توضيع عادلانه فقر است گرچه شايد به زبان نيايد. اما نتيجه همين مي شود.
    درمورد انقلاب و خون و ازادي، دو مسئله مطرح است، اول عموما هر وسيله اي براي رسيدن به هدف توجيج مي شود كه اشتباه است. ثانيا بحث نگاه هاي احساسي و رمانتيك است كه همه مي انديشند كه يك جامعه اي يك شبه مي توان ازادي راه انداخت، درهمين ايالات متحده ، كه به نظر اكثريت مهد ازادي است، كمتر از نيم قرن پيش كتاب ناتردشت سالينجر ممنوع الچاپ بود، زمان لازم است، جمله حق مطلب را درمورد اول خوب بيان كرده بود.
    درمورد پاراگراف اخر هم كه نمي توانم اظهار نظر كنم نه مطالعه ا ي در اين زمينه داشتم نه انديشه اي الان به ذهن ناقصم خطور مي كند.
    درمورد نظر يكي از دوستان ، رويا خانم ، بايد عرض كنم بهتر است كتابهاي دكتر مرديها مطالعه شود ،هم واقع گرايي افزايش مي يابد هم نظرها حالات منطقي به خود مي گيرد


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: