یک ابتکار علمی جالب

اخیرا در دانشکده اقتصاد دانشگاه بروکسل یعنی جایی که مهمان هستم یک ابتکار جالبی صورت گرفته به این ترتیب که یکی از اساتید دانشجویان علاقه مند به اقتصاد سیاسی را جمع کرده و هر دو هفته یک نشست برگزار می کند. در این نشست ها هر جلسه نوبت یک نفر است تا یکی از کارهایش را ارائه کند. جلسه خودمانی است و میزان حملاتی که می شود بسیار شدید است. بدون اینکه به شخصیت فرد توهین شود حسابی نقد و انتقاد می شود در مورد همه چیز (از نحوه ارائه گرفته، تا اسلاید ها تا نوشتن تا نحوه استدلال تا موضوع …. ). آنقدر این قضیه جذاب شده که روز به روز بر تعداد علاقه مندان به شرکت در آن افزوده می شود. از اساتید هم کسانی غیر از استاد مذکور هم می آیند. قرار است از جلسات آتی از اساتید گروه علوم سیاسی هم کسانی شرکت کنند تا بحث ها پربارتر شود. وقتی دو نفر برای ارائه وجود ندارد، به جای یک نفر یک مقاله ای را قبلا همه می خوانند و به بحث می گذارند. در فضای دانشکده های اروپا که افراد ایزوله و جدا از هم کار می کنند واقعا این جلسات نعمتی است و آموزش های خوبی دارد. تمرینی حساب می شود که همه دوست دارند تا نوبت شان شود تا اصلاح شوند. صمیمی بودن جلسه نیز موجب می شود تا دلخوری ایجاد نشود بلکه مسئله اصلی گرفتن بازخورد باشد.

نکته ای که این جلسه را از جلسات هفتگی رایج در دانشکده های اینجا متمایز می کند وجهه دانشجویی و غیررسمی آن است به این ترتیب که لزوما افراد یک مقاله حسابی و تمام شده و سفت و محکم را ارائه نمی کنند. اگر کسی مقاله ای ندارد پروپوزالش را ارائه می کند و نکته هایی بدست می آورد. کسی ایده اولیه اش را که یک مدل ناقص کرده عرضه می کند.

امیدوارم مشابه این کار در جاهای دیگر ایجاد شود. اگر خدا بخواهد سال دیگر در میلان همین کار را شروع خواهیم کرد.

حامد در کامنت ها می گوید که این چیز جدیدی نیست و سنت رایجی است که تحت عنوان دیگری رواج دارد

پارادکس زندانبان

سه نفر زندانی در یک زندان هستند که یک نفر از آنها محکوم به مرگ است.و تنها زندانبان می داند که چه کسی محکوم به مرگ است.(فرض کنید این سه نفر A,B,C  باشند).شخص A پیش زندانبان می رود و می گوید که چون حداقل یکی از B یا  C آزاد می شوند اسم کسی را که از آن دو نفر آزاد می شود به من بگو تا من نامه ای به او بدهم که به مادرم برساند. زندانبان به او می گوید اگر من اسم کسی را که آزاد می شود به شما بگویم احتمال مرگ شما از 3/1 به 2/1 افزایش میابد.ولی شخص  A می گوید که احتمال مرگ من تغییر نمی کند.حق بازندانبان است یا شخص A؟

پاسخ به این سوال soalدر فایل ضمیمه است. ممنون از آقای عباسی (از خوانندگان وبلاگ) که سوال و توضیحات را ارائه کردند.

Newer entries »