خاطره ای پیرامون سیاست های اقتصادی

چند سال قبل در ماه رمضان افطار در مهمانی ای شرکت کردم که یکی از مسئولین فعلی سازمان برنامه (که از هواداران احمدی نژاد بود) در آن شرکت داشت. اگرچه مشی من اصولا پرهیز از بحث آدم های حکومتی است اما   نهایتا در آخر مجلس (که تعداد کم و فضا خودمانی تر) بحث میان من و او بالا گرفت. من می گفتم که واضح است قیمت بنزین باید اصلاح شود، یارانه ها هدفمند شوند و … و اینها را به لحاظ اقتصادی اموری بدیهی عنوان می کردم. وی که آن زمان نیز مسئول بود می گفت اینها نسخه های سفارشی بانک جهانی برای تخریب کشورهای جهان سوم و خصوصا ایران است. بحث بر سر اعتبار بانک جهانی رسید و این نکته را به عنوان مهمترین دلیل عرضه کرد که چرا سیاسی ترین آدم آمریکا یعنی پاول ولفویتز به ریاست بانک جهانی نشانده شده؟ کسی که طراح جنگ علیه عراق بود؟ (وقتی کار به اینجا رسید واقعا بحث کردن بی فایده بود و دقیقا به همین دلیل از بحث کردن با چنین افرادی طفره می روم.)

اگرچه او را امسال ندیدم ولی با احتمال قریب به یقین می دانم که از هدفمندی یارانه ها دفاع می کند و آن را مهمترین گام اقتصادی که ظرف بیست سال گذشته برداشته شده قلمداد خواهد کرد. چیزی که برای من واقعا سوال است این است که احمدی نژاد چگونه می تواند چنین حمایتی را در میان بخشی از حکومت کسب کرد؟ من احمدی نژاد را سیاست مدار یا به تعبیر بهتر رجل سیاسی نمی دانم چرا که رجل سیاسی مورد نظر من اراده های یک ملت را پشت سر خود ایجاد می کند اما احمدی نژاد همین قدر هنر را دارد که لایه های مختلف حکومت را پشت سر خود بسیج می کند. کسانی که به هیچ وجه ربطی به اقتصاد نداشتند از اقدام او دفاع می کنند. حکومت بی سابقه ترین حمایت ها را از اجرای این سیاست ارائه کرده است. این تنها به این دلیل نیست که تداوم وضع گذشته دیگر امکان پذیر نبود. مسئله بیش از این است. مثلا چگونه است که آقای مکارم نیز ترجیح می دهد در حال حاضر واکنشی به سخنان اخیر مشایی در مورد موسیقی نشان ندهد در صورتی که هرکس دیگر بر سر کار بود الان داستانی بر سر این قضیه ایجاد شده بود. به نظر شما احمدی نژاد چگونه قادر به انجام چنین کاری می شود؟

8 دیدگاه

  1. توسعه اقتصادی said,

    دسامبر 27, 2010 در 9:33 ق.ظ.

    دو جواب به ذهنم می رسد:
    1. قبلاً خیلی ها اعتراض کرده اند و به بدترین شیوه لگدکوب شده اند. مثلاً یه عده اقتصادی جمع شدند نامه نوشتند جلسه رفتند آخر گفته شد که مشتی اقتصادی که افکار غربی و لیبرالی دارند می خواهند جلوی توسعه ملت را بگیرند. اساساً ایشان هر چیزی را مخالف حرف و تصمیمشان باشد مخالفت با ملت معرفی می کند و با توجه به سیستم عظیم خبرپراکنی که دارند کسی جرات نمی کند که بگوید نه اینطور نیست. نمونه مشابه این وضعیت در دهه 70 و همزمان با سیاست های تعدیل دولت هاشمی بود. ظاهراً در آن دوره مخالفت با تصمیم دولت مخالفت با اسلام و حکومت اسلامی بود و واجب شرعی بود که امامان جمعه بالای تریبون از این طرح دفاع کنند. بدیهی بود که مخالفتی برای اجرای طرح دیده نشود.
    3. توزیع رانت در اقتصاد ایران همیشه یک اهرم فشار در دست دولت بود. مثلاً در دوره سازمان برنامه از طریق این سازمان دولت و تخصیص بودجه دولت به مجلس هم می توانست فشار وارد کند. مخالفت با دولت به معنی کاهش سهم استانی و احتمالاً مزایای فردی دیگر بود. در دولت ایشان این رانت به صورت مرکزی و توسط شخص رئیس جمهور و نزدیکان تقسیم می شود. تصمیم گیری های عزل و نصب هم راساً و به سرعت انجام می شود و هیچ اصطکاکی هم ایجاد نمی شود. البته نمی تواند بشود. لذا کسی توان مقابله ندارد و البته سیستم توزیع رانت هم کار خودش را می کند.
    3. در خصوص طرح یارانه یک مساله ای مزید بر علت شده است و آن هم کمبود بودجه و سیر نزولی درآمدهای نفتی است. کاهش سرمایه گذار یدر اکتشاف به گفته متخصصان تا چند سال دیگر کشور را نیازمند واردات نفت خواهد کرد. بدیهی است که با این وضعیت حکومت هیچ گونه مقاومتی از خودش نشان ندهد.

  2. دکتر فاوست said,

    دسامبر 27, 2010 در 10:31 ق.ظ.

    ۱-این افراد حزب باد هستند.
    ۲- هیچ دیدگاه مخالفی اجازه رشد پیدا نمی کنه
    ۳- آیت الله مکارم باید بین تجارت شکر و مخالفت با مشایی یکی را انتخاب کنه.
    ۴- ا.ن ترسو نیست چون سپاه پشتشه. بعد از انتخابات هم دیگر آب از سر گذشته. تمام حکومت هم پشت سرشون هست.

  3. جعفر said,

    دسامبر 27, 2010 در 11:42 ق.ظ.

    یکی برمی گردد به نظام اداری دولتی که همیشه بادمجان دور قاب چین های بسیاری را پرورش می دهد و باد از هر جهت بوزد بادبان ها را به آن جهت تنظیم می کنند.
    دیگری غلوگویی و بزرگ جلوه دادن اقداماتی است که دولتیان انجام می دهند و ورد زبانشان «شرایط حساس کنونی» است که به این بهانه می توانند دهان ها را بندند.
    و سومی تغییر شرایط و جابجا شدن توازن قوا است که قدرت مانور و عرض اندام را مثل سابق به عده ای نمی دهد.

  4. آ. ک. زنديک said,

    دسامبر 27, 2010 در 12:34 ب.ظ.

    وقتی زر و زور تزویر باهم جمع بشوند، که حاصل جمع آنها جمهوری اسلامی است؛ بالاخره یکی از این سه تا کمک می کنه تا حکومتیان رو با خود همراه کنی.

  5. سعديه said,

    دسامبر 27, 2010 در 12:57 ب.ظ.

    سلام اقاي زعيم
    خوندن مطالب وبلاگ شما يكي از بهترين تفريحات منه البته من مقاله هاي دنياي اقتصاد رو هم ميخونم
    در مورد اين ادمها فكر كنم هر چند خرافات اما بايد دست به دامن مهره مار بشيم فكر كنم احمدي نژاد به اصلاش دست پيدا كرده. اين اقايون حتي اگه صداي ضبظ شده خودشون رو بشنون ميگن دروغه درست مثل ريئس شون و چه بسا ادعا كنند كلا خصوصي سازي تو همه دنيا ايده اينا بوده
    موفق باشيد

  6. حسین said,

    دسامبر 27, 2010 در 6:20 ب.ظ.

    مراکز اصلی قدرت از احمدی نژاد حمایت می کنند و لذا تمرکز قدرت در این دولت بیشتر از دولتهای قبلی است. این امر مشکل هماهنگی، که در دموکراسیها وجود دارد، را حل می کند. در چنین حالتی هر تصمیمی گرفته شود سریعتر و کارآمدتر اجرا می شود.
    البته مشکلش این است که ممکن است تصمیمات اشتباه گرفته شود که به نظر من در سیاست خارجی ایران گرفته شده است (احمدی نژاد به شکلی کارآمد روابط خارجی ایران را در کوتاهترین زمان دچار مشکل کرده است)
    مشابه این در شیلی اتفاق افتاد که پینوشه سیاستهای اقتصادی درست را با کارآمدی اجرا کرد، هر چند در عرصه های دیگر سیاستهایش بکلی خطا بود.

  7. شین. عین. said,

    دسامبر 28, 2010 در 3:59 ق.ظ.

    دلیل اصلی اون از نظر بنده اینه که معیار تصمیم گیری و اظهارنظر خیلی از آدم ها حب و بغض اوناست نه حق و باطل و نه رضایت خدا،
    مثل خودت که بجای حمایت از طرح، عوض شدن نظر دولتمردان برات مهمتره!

  8. M.n said,

    دسامبر 28, 2010 در 8:26 ب.ظ.

    دوستانی که نطر دادند چه بخواهند ببینند چه نخواهند .این دولت حمایت بسیاری از مردم رو پشت سرش داره مردمی که در دوره های قبل دیده نمیشدند و آقایان حتی در نظرسنجی هایشان هم آنها رو به حساب نیاوردند و همین شد که خود نیر توهم تقلب رو باور کردند
    اگر مردم روستا ها و شهرستانها رو هم بتوان به عنوان انسانهای صاحب حق در این مملکت به شمار آورد همان کسانی که در دول قبلی هیچ نگاشته میشدند آنگاه باید روی اعتماد این گروه به این دولت حساب کرد هرچند ممکن است ناراضی باشند اما میدانند اینجا در معادلات حسابند در حالیکه در 8 سال قبل اصلا این گروه رو داخل بشر حساب نمیکردند.
    سر در برف کردن نتیجه رو عوض نمیکنه و تا وقتی نخواهید ، نمیتوانید بدانید


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: