یک مسئله اقتصادی

قبل از طرح این معما یک مقدمه بگویم: یکی از بنیانی ترین قضایا در این حوزه، قضیه کوز است. کوز مدعی است که اگر هزینه مبادله صفر باشد، مهم نیست که قانون یا دادگاه مالکیت را چگونه تخصیص دهد. در هر صورت آن مال (کالا یا زمین …) به کسی خواهد رسید که بیشترین ارزش را برای داشتن آن قائل است. تخصیص قانونی مالکیت صرفا بر نحوه توزیع درآمد تاثیر دارد. یک مثال ساده این است که یک کشاورز زمینی دارد که برایش 30 واحد می ارزد. اما یک چوپان (یا گله دار) هست که همین زمین برایش 40 واحد می ارزد. لذا حتی اگر قانون مالکیت زمین را به کشاورز بدهد، نهایتا چوپان (یا گله دار) کشاورز را متقاعد به مصالحه خواهد کرد با پیشنهاد قیمتی بین 30 تا 40. لذا در هر صورت استفاده از زمین به گله دار خواهد رسید. اینکه   بر اساس مکانیزم بازار آزاد و بدون نیاز به مداخله دولت (یا دادگاه) زمین (یا کل کالاها) به کسی که بیشترین ارزش را برایش قائل هستند می رسد مهمترین یافته و دست آورد دونالد کوز است.

حال یک مثال جالب تر و معماگونه را در نظر بگیرید. اگر دادگاه حکم کند که زمین مال کشاورز است و اگر چوپان حق مالکیت کشاورز را رعایت نکند و به زمین های وی تعدی کند باید 60 واحد جریمه دهد، چه اتفاقی رخ خواهد داد و چه کسی از زمین استفاده خواهد کرد؟ قدری فکر کنید قبل از اینکه بقیه مطلب را بخوانید

در نگاه اول به نظر می رسد چوپان زمین را نخواهد گرفت و به زمین های وی نیز تجاوز نخواهد کرد و کشاورز نهایتا کشاورزی می کند! اما واقعا اینگونه نیست و نگاه اقتصادی در همین جا ظاهر می شود. گزینه های پیش روی چوپان چیست: یا گله داری نکند و صفر تومان بدست آورد و یا ناچار شود به زمین های کشاورز تعدی کند که در این صورت منهای 20 تومان گیرش می آید (یعنی بیست تومان بدهکار می شود). خوب روشن است که وی گزینه اول را انتخاب می کند. حال به گزینه های پیش روی کشاورز بپردازیم: اگر چوپان وارد مصالحه با کشاورز نشود، کشاورز نهایتا 30 تومان بدست می آورد اما اگر چوپان تعدی کند 60 تومان به جیب می زند. چون چوپان به این جمع بندی رسید که اصولا گله داری نکند، مقدار 30 تومان برای کشاورز محقق خواهد شد. حال چوپان می تواند بیاید و بگوید که بیا توافق کنیم روی عددی بین 30 و 40 و بی خیال حکم دادگاه شویم یعنی تعهد کن که اصلا به دادگاه شکایت نکنی و زمین را برای استفاده به من واگذار کنی. قطعا کشاورز این مصالحه را به حالت قبل ترجیح خواهد داد! لذا باز هم زمین به چوپان می رسد. همانطور که دیده شد بازهم قضیه کوز درست از آب درآمد.

یکی از حوزه های جالب و بسیار مهیج در اقتصاد، حوزه حقوق و اقتصاد است یعنی تحلیل اقتصادی حقوق. اگر علم اقتصاد را منسجم ترین و موفق ترین چارچوب علمی تحلیل رفتار بیشر بدانیم، طبیعی است که از این چارچوب برای تحلیل تاثیر قوانین، ارزیابی قوانین و رفتارهای حقوقی افراد استفاده شود. خوشبختانه یکی از مشهورترین کتاب های درسی در این حوزه به فارسی ترجمه شده است که از اینجا قابل داونلود است. خبر خوب تر این که سه نفر دانشجوی دکترای ایرانی را می شناسم که در این حوزه ها کار می کنند.

 

3 دیدگاه

  1. سام said,

    اکتبر 23, 2010 در 11:08 ق.ظ.

    سلام
    من هم به این شاخه علاقه زیادی دارم. ممنون می شوم اگر در این مورد بیشتر بنویسید و دانشگاه هایی که در این زمینه شهرت دارند را معرفی نمایید.
    با تشکر

  2. اکتبر 23, 2010 در 11:42 ق.ظ.

    هموطن عزیز سلام
    ممنون از نوشتارهای مفیدتان. اگر دادگاه عنوان کند که در صورت تبانی هر دو را به یک میزان جریمه خواهد کرد و این جریمه بیشتر از 10 (مابهالتفاوت دو نرخ 30و40 باشد) قضیه چه گونه خواهد شد
    بازم ممنون

  3. Mehdi E, said,

    اکتبر 26, 2010 در 5:55 ق.ظ.

    یک نتیجه جانبی اين خواهد بود که اگر جریمه 5 واحد باشد چوپان از مزرعه بی توافق کشاورز استفاده خواهد کرد.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: