ادب مقام

از دکتر سروش آموختم که هر مقامی ادبی دارد. کسی که در موقعیت های خاصی چون مرجعیت (به مفهوم عام و به مفهوم خاص) آن قرار می گیرد باید ادب ویژه آن مقام را رعایت کند. نامه اخیر دکتر سروش را اصلا نپسندیدم از این حیث که با مشی و مرام عالمانه سازگار نیست. وی می بایست در مقام عالمی می ماند و فاصله خود را از سیاست مداری و فعال سیاسی بودن حفظ می کرد. این خودداری نه از روی ترس بلکه برای مصلحت اندیشه وی بود. از دید من اندیشه دکتر سروش بسیار مهم تر و راهگشاتر از بن بست های کوتاه مدت سیاسی در کشور است. اندیشه ها عمر طولانی تری از افراد و رژیم ها و دولت ها دارند و نباید اندیشه ها را فدای ملاحظات موقت سیاسی نمود. ایشان می بایست بخردانه تر عمل می کرد تا پایش هیچ گاه از داخل قطع نشود و بتواند همواره در ایران حضور داشته و به نشر و ترویج اندیشه اش بپردازد. عمل سیاسی وی نمی باید بهانه ای بدست می داد تا مخالفین فکری او بهانه ای سیاسی برای برخورد غیرعلمی با وی پیدا کنند و کینه خود از اندیشه هایش را بر سر وی تلافی کنند. همین قضیه در مورد آیه الله صانعی نیز مطرح است. تکیه بر مسند مرجعیت آنهم در موضعی مقابل قدرت حاکم مقتضیاتی دارد. مرجع تقلید نباید همانند افراد عادی در برابر اشخاص سیاسی موضع گیری کند آنهم موضع گیری تند و با الفاظ صریح. شیوه مراجع همواره اشاره به موضوعات بدون ذکر مصادیق بوده و این شیوه به نظرم حکیمانه می آید.

راستی به نظر شما عجیب نیست که در مورد قضیه سید حسن این همه واکنش ها نشان داده شد اما در مورد حمله به خانه آقای صانعی تقریبا هیچ واکنشی بروز نکرد در حالیکه در مورد قضیه سید حسن خمینی به نظرم اشکالی وجود نداشت. اگر واقعا جمعیت حاضر در آن سخنرانی عمدتا مخالف سخنرانی سید حسن بودند، به شکلی کاملا دمکراتیک و آزادانه مخالفت خود را اعلام کردند و واقعا دلیلی برای محکوم کردن آن نمی بینم. کما اینکه این حق برای همه مخاطبان وجود دارد که وقتی اکثرا مایل به شنیدن سخنان کسی نباشند می توانند عدم تمایل خود را با شعارها و همهمه ها اعلام کنند.

2 دیدگاه

  1. socretes lover said,

    ژوئیه 5, 2010 در 8:36 ق.ظ.

    no offence sorry but waste of my time and band width

  2. علي نعمتي شهاب said,

    ژوئیه 5, 2010 در 6:08 ب.ظ.

    علي آقا من با اون قسمت ادب مقام‌اش موافقم ولي به نظرم مصداق‌هايي که انتخاب کرده‌ايد جز البته در مورد دکتر سروش درست نيست. واقعا واکنش‌ها به سيد حسن از روي آزادي بود‍؟ اين آدم‌ها که جز درقالب توده هويتي براي خودشان قائل نيستند، از روي آزادي به سيد حسن بي‌احترامي کردند؟ يا مثلا اگر آيت‌الله صانعي موضع نگيرد چه کسي بايد در برابر يک حاکميت متکي به مذهب بايستد؟ ما الان ديگر آيت‌الله منتظري را نداريم. بقيه حضرات علما هم که دنياشان براي‌شان از آخرت مهم‌تره.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: