با بهار آمدی،ای به ز بهار آمدنت!

خرداد بهار دمکراسی ایران است. این شعر را که زمانی حجاریان برای ترغیب میرحسین انتخاب کرده بود را می گذارم. خطاب به خاتمی، میرحسین و همه کسانی که در راه آزادی کشور می کوشند:

باغبان مژده گل می شنوم از چمنت
قاصدی کو که سلامی برساند ز منت؟

وقتِ آن است که با نغمه مرغان سحر
پر و بالی بگشايی به هوای وطنت

خون دل خوردن و دلتنگ نشستن تا چند؟
ديگر ای غنچه برون آر سر از پيرهنت

آبت از چشمه دل داده ام،ای باغ اميد
که به صد عشوه بخندند گل و ياسمنت

بوی پيراهن يوسف ز صبا می شنوم
مژده ای دل که گلستان شده بيت الحزنت

بر لبت مژده آزادی ما می گذرد
جان صد مرغ گرفتار فدای دهنت

دوستان بر سر پيمان درست اند،بيا
که نگون باد سر دشمن پيمان شکنت

خود به زخم تبر خلق در آمد از پای
آن که می خواست کزين خاک کند ريشه کنت

بشنو از سبزه که در گوش گل تازه چه گفت:
با بهار آمدی،ای به ز بهار آمدنت!

بنشِن در غزل سايه که چون آيت عشق
از سر صدق بخوانند به هر انجمنت

۱ دیدگاه

  1. فاطمه said,

    جون 11, 2010 در 2:40 ب.ظ.

    بسیار بسیار زیبا و دلنشین
    به امید ایران ازاد و اباد


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: