تراژدی های مهاجرت: کودکان

چیزی که قبلا هیچگاه به آن فکر نکرده بودم، حق کودکان در زندگی است به این معنی که بخش قابل توجهی از شیرینی دوران کودکی ما به روابط صمیمانه با پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها، دایی و خاله و عمه و … بر می گردد. حال وقتی که کودکان به خاطر مصالح والدین دور از وطن قرار می گیرند از همه این موهبت ها دور می افتند و جایگزینی ندارند. با خود کلنجار می روم که آیا حق داریم آنها را از چنین حقی محروم کنیم؟

2 دیدگاه

  1. يک‌وحید said,

    مارس 25, 2010 در 3:32 ب.ظ.

    قطعا بهتر از من می دونی ولی به جهت کم کردن عذاب وجدان خواستم یادآوری کنم که به کیفیت زبان آموزی و بقیه موقعیت هایی که خواهند داشت و ما نداشتیم فکر کن و کمی امیدوار باش که اتفاقا ممکنه با این مهاجرت شاید اون ها رو کمی از بعضی خطرها دور کرده ای.
    ضمنا سال نو مبارک و اینها

  2. asadollah said,

    مارس 28, 2010 در 10:01 ب.ظ.

    سلام
    حرف کاملا درستی است . آدم تا فرزند نداشته باشد و مهاجرت نکرده باشد این نکته را متوجه نمیشود . یک چیزی در مایه های «حلوای تنتنانی» است .
    بسیاری از مهاجران آینده بچه ها را دلیل مهاجرت عنوان میکنند ولی اولین چیزی که از دست میدهند بچه ها هستند. معمولا کشور های مهاجر پذیر چند صد سالی در مدیریت منابع انسانی از کشورهای مهاجر فهرست جلو هستند.
    مهاجرت یک امکان است و اگر مثل هر امکان دیگری با چشم باز از آن استفاده نکنیم عارضه های جانبی خاص خودش را دارد.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: