معمای رشد و سرمایه انسانی

در ادبیات کلاسیک رشد اقتصادی داریم که افزایش سرمایه انسانی (یعنی تحصیلات و مهارت های فنی و حرفه ای و همچنین تجربه) به رشد اقتصادی کمک می کند. نتیجه طبیعی که از این حرف برای سیاست گذاری گرفته می شود این است که باید تحصیلات را در جامعه افزایش داد تا رشد اقتصادی افزایش یابد. حال باید به دنیای واقع رجوع کرد و دید که آیا این پیش بینی تئوریک با واقعیت سازگار است و شواهد موجود موید آنست که هرجا تحصیلات افزایش یافته رشد هم افزایش یافته است؟ دکتر اصفهانی در مقاله ای به صراحت می گوید اینگونه نیست و رشد تحصیلات موجب افزایش رشد اقتصادی نشده است. دلیل این امر چیست؟ چند فرضیه برای پاسخ به این مسئله مطرح است که در پست بعدی به برخی از آنها اشاره می کنیم.

2 دیدگاه

  1. پویان said,

    فوریه 21, 2010 در 5:51 ب.ظ.

    آقای دکتر مثل سریال جای هیجان انگیزش قطع کردید موند قسمت بعد؟

  2. mhbvkl said,

    فوریه 22, 2010 در 7:47 ق.ظ.

    (حال باید به «دنیای واقع» رجوع کرد و دید که آیا این پیش بینی تئوریک با واقعیت سازگار است و شواهد موجود موید آنست که هرجا تحصیلات افزایش یافته رشد هم افزایش یافته است؟ )
    ایکاش این «دنیای واقع» را تعریف می‌کردید و اینکه واقعیت و حقیقت این کشور چگونه است؟ آیا از «دنیای واقعِ» واقع در ایران می‌توان انتظار داشت عقلانی، نرمال و طبیعی باشد؟
    جک ولش مدیر موفق جنرال الکتریک می‌گوید:
    چون جزو برترین شرکتها هستیم؛ موفق می‌شویم بهترین نیروها را جذب کنیم و چون بهترین نیروها را جذب می‌کنیم؛ همیشه جزو بهترین شرکتها هستیم.
    فکر می‌کنید چند درصد از مدیران کشورمان چنین می‌اندیشند؟ اصلا هیچ دغدغه‌ای در این باب دارند؟


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: