اهمیت پیشنهاد پروژه برای پذیرش

از امسال دانشگاه ما برای پذیرش شرط داشتن پیشنهاد پروژه را اضافه کرده است. من قبلا با وجود چنین شرطی اساسا مخالف بودم ولی تجربه فعلی نشان داد که چقدر این مسئله مهم است. از شش نفر دانشجوی دکترا، سه نفر موضوعی را برای تز برگزیده اند که با علایق کاری اساتید همخوانی ندارد و این مشکلی را ایجاد کرده است. از یک طرف دانشکده نمی خواهد موضوعی را به کسی الزام کند. تعبیر مسئول دوره دکترا این است که موضوع تز مثل ازدواج است. نمی شود به کسی آن را تحمیل کرد (لابد در ذهن او ازدواج دو سه سال بیشتر نباید طول بکشد!!!). به هر حال باید یک نفر از اساتید راهنمایی را بر عهده گیرد و یک استاد راهنمای خارجی (خارج از دانشکده) external  او را همراهی کند. به نظر این روش به صلاح دانشجو نیز هست. در جایی پذیرش می شود که استاد لازم برای راهنمایی اش هستند. از سوی دیگر دانشگاه از پذیرش کسانی که فاقد ایده و خالی الذهن هم هستند خودداری می کند.

5 دیدگاه

  1. deepblue said,

    نوامبر 7, 2009 در 12:14 ب.ظ.

    سلام
    یک سوال خدمتتون داشتم که مدت زیادیه ذهنمو به خودش مشغول کرده.

    آیا با قبول داشتن مدل اقتصاد بازار، مفاهیمی مثل ربا، احتکار و گرانفروشی در اسلام بی معنی میشن؟

    با تشکر

    • علی سرزعیم said,

      نوامبر 7, 2009 در 7:16 ب.ظ.

      به نظر من بحث هایی مثل بهره چند بعد دارد. یک بعد آن تفسیر رایج است که با اقتصاد بازار سازگار نیست اما دکتر غنی نژاد قرائت جالبی دارد که سازگار است. به کتاب مناظره ایشان با حجه الاسلام /// (اسمش را فراموش کردم) مراجعه کن ولی در مجموع من به این دیدگاه فلسفی اعتقاد دارم که دین برای این امور یعنی امور دنیوی نیامده در حالیکه بشر خود می تواند از پس مسائل دنیوی برآید نگاه دین بیشتر اخلاقی است

  2. مریم said,

    نوامبر 7, 2009 در 11:02 ب.ظ.

    جناب آقای سر زعیم

    با سلام و احترام

    من ناظر بر پستی که درباره مزیت کارهای مشترک نوشته بودید، پیشنهادی برای شما دارم. مایلم جزئیات‌اش را از طریق ایمیل به اطلاع شما برسانم. اما متاسفانه ایمیل شما را از وبلاگتان پیدا نکردم.

    با احترام و سپاس
    مریم کیانی

    (این کامنت برای انتشار نیست)

  3. ali said,

    نوامبر 8, 2009 در 4:00 ق.ظ.

    دوست عزیز اگر اسلام برای مسائل دنیوی نیامده میشه بگی پس تکلیف این آیه قرآن :(اکملت لکم دینکم) چی میشه؟ وقتی قبول کردیم دینی کامل است دیگر نمیشود که به برخی از قسمت ها ایمان آورد و به برخی نیاورد وگرنه مصداق منافقینی می شویم که در قرآن اشاره شده است مبنی بر این که می گفتند: (نکفر به بعض مومن به بعض).

    • علی سرزعیم said,

      نوامبر 12, 2009 در 2:40 ب.ظ.

      این نکته را دکتر سروش در سخنرانی های خوب به خوبی شکافته فرق اکمال دین با اینکه دین واجد همه امور باشد را ایشان به خوبی تبیین کرده الان یادم نمی آید کدام سخنرانی ایشان مستقیما به آن می پرداخت ولی کتاب بسط تجربه نبوی به نظرم آن مطلب را دارد


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: