میلان نامه 18: عروسی ایتالیایی ها

از دوستان ایتالیایی و مشاهدات خودم چیزهایی در مورد عروسی های آنها فهمیدم که شاید برایتان جالب باشد.

نخست آنکه همه ایتالیایی ها در کلیسا ازدواج نمی کنند. عده ای که غیرمذهبی هستند به اصطلاح با girl friend خود زندگی می کنند و سالها با هم هستند وبچه دار می شوند. جالب اینجاست که در صحبت ها هم نمی گویند همسرم این را گفت یا آن را گفت. می گویند دوست دخترم (پسرم) این را گفت یا آن را گفت و مقصودشان همان همسرم است. اینها رابطه خود را با ثبت در شهرداری رسمی می کنند و با این کار از تمام حقوق و مزایای مذکور بهره مند می شوند. مذهبی ترها در کلیسا ازدواج می کنند. منتها ازدواج در کلیسا فقط برای یک بار مجاز است زیرا مسیحیت طلاق ندارد. لذا فقط یک بار فرصت جشن گرفتن در کلیسا وجود دارد. آنقدر که دیدم صبح ها نزدیک ظهر به کلیسا می روند. عروس در لباس عروس و داماد در لباس رسمی. ماشین گل زده می شود اما نه آنقدر که ما ایرانی ها گل می زنیم. دنبال ماشین عروس نیز بوق می زنند اما نه آنقدر که ما بوق می زنیم. اگر ازدواج به طلاق انجامید، ازدواج های بعدی فقط در شهرداری ثبت می شود. ظاهرا یک رقابت غیررسمی میان شهرداری و کلیسا هست به این معنا که اگر ازدواج در شهرداری ثبت شود امکاناتی داده می شود.

تا اینجای کار مثل بقیه اروپا و آمریکاست اما نکته جالب کادو دادنهاست. عروس و داماد قبل از روز عروسی به یک مغازه بزرگ فروش لوازم منزل می روند و وسایلی را به خواست خود انتخاب می کنند و روی کارت عروسی می نویسند که اگر می خواهید هدیه دهید، به فلان مغازه روید. دوستان و اقوام به آن مغازه رفته و با هدایت صاحب مغازه از میان کالاهای انتخاب شده، پول یک یا چند تا را می دهند. دوست ما می گفت که یکی از اقوام بلیط ماه عسل را هدیه داده بود اما عروس خانم آن مکان را نپسندیده و به خواست او مکان سفر و بلیط سفر تغییر کرده بود.

فلسفه طهارت

یک دلیل و شاید مهمترین دلیل دینداری من اعتقاد عمیقم به وجود جهان غیب است. واقعا احساس نمی کنم که تصادف در این دنیاخیلی راه داشته باشد. امور در چشم من بی دلیل و بی حساب نیست. واقعا با قصه کیمیاگر پائولو کوئیلو همدل بودم و هستم و جهان را سمبلیک می بینم. یادش بخیر دکتر احمد صدری عزیز را که در دروس جامعه شناسی دین می گفت اگر یک مار بیاید کودکی را در گهواره نیش بزند و کودک بمیرد، و مادر گریه کند، کافی نیست که بگویی دلیل این مرگ اثر سم مار بر خون است و فعل و انفعالات شیمیایی آن را بگویی. این مادر از علت مسئله سوال دارد و علت این است که چرا این مار به اینجا آمده نه جای دیگر و چرا فرزند مرا زده و نه کس دیگر. دکتر صدری می گفت که ادیان پاسخ هایی از ین دست را می توانند ارائه کنند در حالیکه علم نمی تواند.

چندی پیش خاطره ای را از جناب فاطمی نیا شنیدم که به رغم قبح کلمات بازگو می کنم. مرحوم آیه الله مرعشی نجفی دکتری داشت که سحرها او را معاینه می کرد. یک روز این دکتر در حالت جنابت بوده و برای اینکه سروقت معاینه را انجام دهد غسل نکرده پیش ایشان می رود. همین که وارد می شود آقای مرعشی می گویند از این به بعد اینگونه پیش ما نیا!

من به این حرفها اعتقاد دارم و معتقدم که حساب و معادلات پیچیده ای در عالم غیب قرار دارد که اگر انبیا نبودند و از آن دنیا به آنها خبری نمی رسید ما راهی به فهم آنها نداشتیم.

بازاندیشی مفاهیم 3: شکنجه داریم تا شکنجه

دکتر حجاریان آخرین مقاله پیش از دستگیری خود را مدنیت یا بربریت نام نهاده که انصافا خواندنی است. من هم در این راستا از این پس مفاهیمی را در این دو چارچوب توضیح خواهم داد.

فرض کنید کسی که عضو یک گروه تروریستی است دستگیر شده و وی می داند که گروه وی قصد چه بمب گذاریهایی دارد (زمان و مکان بمب ها). اگر وی شکنجه شود این اطلاعات را بروز خواهد داد و جان عده ای بی گناه حفظ خواهد شد اما اگر شکنجه نشود به احتمال زیاد بمب گذاریها انجام خواهد گرفت. آیا باید به انجام شکنجه رای مثبت داد یا نه؟

می توان حدس زد که اکثریت انسانها به انجام شکنجه رای مثبت می دهند. اما کار تمام نیست و در یک نظام مدنی و مبتنی بر مدنیت، همین رای مثبت به معنی باز بودن دست نیروی اطلاعاتی و امنیتی نیست. شکنجه عملی قانونی خواهد بود مشروط به آنکه در چارچوب های قانونی صورت گیرد یعنی صرفا اشکال خاصی از شکنجه مجاز باشد، شکنجه توسط یک نفر انجام نشود بلکه همزمان چند نفر پیش تروریست مذکور باشند تا این احساس ایجاد نشود که یک نفر مطلق العنان است، بازجویی ضبط ویدئویی شود، کسانی از اتاق دیگر ناظر بر روش بازجویی باشند،ترجیحا وکیل یا نماینده حقوق بشر جزو ناظرین باشد. در این صورت شکنجه تنها به اشکال خاص برای هدفی کاملا خاص و مشروع از دید اکثر انسانها و به مقدار لازم انجام می شود یعنی شکنجه صرفا تا جایی انجام می گیرد که اطلاعات مذکور بیرون داده شود.

در بربریت، شکنجه هدف مشروعی ندارد. شکستن شخصیت مخالف، گرفتن اعترافات مورد نظر، پشیمان کردن و ترساندن مخالفین و همفکران فرد بازداشتی و زهرچشم گرفتن هدف است. آزار جسمی مخالف و لذت روانی شکنجه گر هدف این عمل است. دست شکنجه گر برای رسیدن به این مقصود نادرست باز است یعنی می تواند هر ابزار نفرت انگیزی را برای این امر به کار گیرد. طوری فضاسازی می شود که این ذهنیت بوجود آید که اختیار مرگ و حیات فرد در دست بازجوی وی است. وی در مقام خدایی نشسته و برایش تعیین تکلیف می کند.

همین مقایسه در مورد رفتار پلیس برای مقابله با تظاهرات غیرقانونی به کار می آید

در یک نظام مدنی و مبتنی بر مدنیت، پلیس موظف است تا با تظاهرات غیرقانونی مقابله کند یعنی با کتک زدن مانع از تجمع افراد گردد. هدف بر اساس قانونی که تجمعات قانونی را واقعا به رسمیت شناخته، مشروع است. پلیس برخاسته از متن مردم است و نفرت خاصی از گروه تظاهر کننده ندارد. گرچه پلیس ها نیز انسان هستند و تمایلات خاص خود را دارند اما چون استخدام آنها طبیعی است همان گرایشات جامعه را منعکس می کنند. حتی اگر قرار باشد تظاهرات مربوط به اقلیت منفوری توسط پلیس برهم بخورد، پلیس ها با جدیت و علاقه بیشتری باتوم ها را فرود می آورند اما در این زمینه نیز کاملا آزاد نیستند و می دانند که محدودیت خاصی بر رفتارشان حاکم است و چنانچه فیلم برخورد غیرمتعارف آنها گرفته شود باید مجازات سنگینی را متحمل شوند.

در نظام بربری، پلیس یا نیروی مسئول برقراری امنیت از تظاهر کنندگان متنفر است و فرصتی یافته تا تنفر خود را با هرچه محکمتر زدن باتوم نشان دهد و ارضای روانی گردد. پلیس یا نیروی مسئول برقراری امنیت، به شرطی استخدام می شوند که تنفر شدیدی از تظاهر کنندگان داشته باشند تا با علاقه و تعصب و جدیت سرکوب کنند. محدودیت کمی در برخورد با تظاهر کنندگان دارند و ….

ببخشید دیگه به لحاظ روانی طاقت توصیف و مقایسه مذکور را ندارم

چه می کنه این موسوی

اقدام اخیر موسوی واقعا هوشمندانه بود. نماز جمعه یک موضع سیاسی و هم موضع عبادی است بازپس گرفته شد. واقعا این حسرت در دلمان بود که با دل خوش نمازجمعه برویم و چیزهایی که آزارمان می داد را نشنویم و بتوانیم از لذت معنوی سرمست شویم. نماز جمعه را خیلی دوست دارم خصوصا آن قنوت ها و دعای وحدت پس از نماز را. موسوی خیلی خوب بازی سیاست را اداره می کند و وارد مناقشات مذهبی و روشنفکری نمی شود و در همان مرزهای سیاست، سیاست ورزی می کند و از پتانسیل های مذهبی استفاده می کند و نمی گذارد پتانسیل های مذهبی در بست در اختیار مخالفینش باشد.

مشاور کوچولوی من

با فرزندم صادق صحبت می کردم و می گفتم که بابا امیدوارم بزرگ شوی تا با هم خیلی جاها برویم …. ادامه دادم وقتی بزرگ شدی من اگر با مشکلی روبرو شدم با تو مشورت می کنم. بگویم صادقم به نظرت چه کار کنم تو به من راه حل بدهی و از این حرفها.

نوگل کوچک من گفت بابا الان هم می شه ها!!!!!!!

روی ماهش را بوسیدم

 

این مقدمه ای است برای مطالب شخصی که از این پس در وبلاگ خواهم نوشت. در این چهار یا پنج سال تقریبا مطلب شخصی نمی نوشتم. ولی از این پس خواهم نوشت.

فرصت های تحصیل اقتصاد در ایتالیا: دانشگاه میلان (گزارش من از دوره دکتری اقتصاد)

این روزها دانشگاه ما اعلامیه پذیرش تقاضا برای دوره دکترا در سال بعد را روی سایت خود اعلام کرده است. در اینجا می توانید آن را بیابید. کل برنامه دکتری اقتصاد همراه با بورس کامل و به زبان انگلیسی است. تعهدی نیز پس از پایان تحصیل به این دانشگاه نخواهید داشت. با توجه به پایان یافتن سال اول و اتمام کلیه دروس و امتحانات می توانم ارزیابی خوبی از دوره دکتری اقتصاد در دانشگاه دولتی میلان ارائه کنم که شاید برای برخی علاقه مندان مفید باشد.

دوره دکتری اقتصاد در دانشگاه دولتی میلان سه ساله است به این ترتیب که به جای گذراندن دو سال درس و دو سال تحقیق، شما یکسال درس می گذرانید و دو سال تحقیق. این کار به این ترتیب میسر گردیده که دروس پایه (سنجی، خرد و کلان) که در دانشگاه های دیگر در سال اول ارائه می شود قدری مختصر تر شده (یعنی به جای 120 ساعت هر درس، حدود 95 ساعت درس ارائه می شود) و در کنار درس های دیگر به شکل مختصرتر (20 ساعت) ارائه می گردید. به عبارت دیگر دروس در سال اول به شکل فشرده تر ارائه می گردد. این سه ساله بودن یک عیب است به این معنی که به جای دریافت کمک تحصیل برای چهارسال، سه سال آن را دریافت می کنید. اما از سوی دیگر این امتیاز را نیز دارد که وقت شما را برای گذراندن دروسی که نمی خواهید روی آن تخصص پیدا کنید و بعدها به سادگی فراموش می کنید تلف نمی کنند. به قول یکی از دوستان، سه ساله دکتر شدن بهتر از چهارساله دکتر شدن است.

دانشگاه ما مثل دانشگاه های آمریکا پولدار نیست به این معنی که اگر شما نتوانید ظرف سه سال کار خود را تمام کنید، از کمک مالی خبری نخواهد بود گرچه برخی اساتید کمک می کنند تا از طریق گذاردن حل تمرین، قدری به شما کمک کنند ولی بهر حال این با دانشگاه های آمریکا که گاه تا شش هفت سال پیاپی پول می دهند فرق می کند.

مشکل دیگر دانشگاه ما این است که در شهر گران میلان قرار گرفته و این امر موجب می شود تا بخش مهمی از کمک تحصیلی شما صرف اجاره خانه شود. البته این فکر را به کار گرفته اند که یک خانه نسبتا قابل قبول و خوب در اختیار دانشجویان دکترا خصوصا خارجی ها قرار می دهند تا از این مشکل رها شوند. بعد دیگر این مشکل این است که دانشگاه جای کافی برای در اختیار گذاردن اتاق به دانشجویان دکتری ندارد. برخی دانشگاه ها اتاق های مجزا در اختیار هر دانشجوی دکتری خود قرار می دهند ولی در دانشگاه ما یک اتاق برای کل دانشجویا دکتری اقتصاد هست. البته با توجه به پخش بودن دانشجویان دکتری اقتصاد در سراسر دنیا، تراکم زیادی در این اتاق نیست ولی بهرحال یک محدودیت است.

مزیت مهم دانشگاه ما برخوردهای بسیار خوب و فوق العاده ای است که با ما دارند. واقعا آنقدر با محبت و احترام با آدمی برخوردمی کنند که انسان شرمنده لطف و محبت شان می شود. انصافا وقتی آدم این امر را با آنچه در ایران دیدیم مقایسه می کند تاسف می خورد. شرم آور است که تحقیر همدیگر اعم از استاد یا دانشجو یا انسانهای دیگر بخشی از فرهنگ ما درآمده و این امر روز به روز گسترده تر می شود. افراد بسیار عاقل و دانایی بر کل امور دانشکده و خصوصا مدرسه عالی علوم اجتماعی نظارت دارند. مثلا من و دو نفر دیگر مسلمان هستیم و باید در دانشکده یا مدرسه عالی نماز ظهر و عصر را بخوانیم. با کمال محبت  سر ظهر به ما کلیدی می دهند تا در یکی از کلاس ها نماز بخوانیم. حتی یاد گرفته اند و قبله را نشان می دهند. فوق العاده با ادب و احترام نسبت به مناسک دینی ما رفتار می کنند طوری که من ذره ای احساس محدودیت نکرده ام. همین در رفتارهای دیگر دانشجویان نیز دیده می شود.

مزیت قابل توجه و مهم دیگر دانشکده و برنامه دکتری ما تاکید بر شبکه سازی با دانشگاه های دیگر است. دانشجویان را الزام می کنند که حداقل یک ترم یا شش ماه را در دانشگاه دیگری بگذرانند. حتی اگر شما بخواهید روی موضوعی کار کنید که کسی در این دانشکده در مورد آن کار نکرده، مانع شما نمی شوند و به راحتی این امکان را در اختیار شما می گذارند که به عنوان مهمان (تا 18 ماه) به دانشگاه مورد نظر خود بروید و با استادی که مایلید کار کنید، کار کنید. در این 18 ماه، نیز کمک تحصیل شما را تا 50% افزایش می دهند و شهریه دانشگاه دیگر را نیز می دهند اگر خیلی زیاد نباشد. لذا واقعا انگیزه ای برای تغییر دانشگاه نخواهید داشت و ترکیب هیات علمی محدودیتی برای پیگیری علاقه شما ایجاد نخواهد کرد. گرچه از امسال توجه بیشتری دارند که کسانی را بپذیرند که با ترکیب هیات علمی سنخیت بیشتری داشته باشند.

در مورد کیفیت دروس نیز نظر خود را بگویم: دروس سنجی 1، اقتصادخردسنجی (پانل دیتا)، اقتصاد خرد بازارهای ناکامل، تجارت بین الملل و اقتصاد کلان با کیفیت بسیار عالی ارائه شد. واقعا می توان ادعا کرد که کیفیت ارائه درس کلان و پانل دیتا با بهترین دانشگاه های آمریکا قابل مقایسه بود. اقتصاد خرد متوسط بود. کیفیت دروس اقتصاد کلان سنجی 2، IO، اقتصاد سیاسی، تئوری بازیها، معرفت شناسی علوم اجتماعی متوسط رو به پایین بود. دروس ریاضی، اقتصاد محیط زیست و اقتصاد کلان سنجی 1 با کیفیت بسیار ضعیف ارائه شد. ارزیابی ما موجب شد تا تجدیدنظر جدی روی درس ریاضی صورت گیرد و امسال درس ریاضی به ترتیبی ارائه خواهد شد که بسیار قوی، پیشرفته و البته دشوار خواهد بود. من معتقدم که آینده برنامه دکتری ما بسیار خوب است چون واقعا سیستم بازخورد گرفتن را جدی می گیرند و آن را اعمال می کنند. لذا معتقدم که آنها روی مسیر موفقیت هستند و روز به روز وضعیت بهتری خواهند داشت.

ارزیابی پایانی و کلی من به قرار زیر است: اگر می توانید به دانشگاه های ممتاز آمریکا و کانادا بروید (چه از حیث پذیرش گرفتن یا ویزا گرفتن) قطعا آنجا را انتخاب کنید چون برای آینده شغلی شما بهتر است. اگر نه 10 دانشگاه برتر اروپا و 10 دانشگاه برتر انگلیس را انتخاب کنید. اگر اینها نیز امکان پذیر نشد، آنگاه دانشگاه ما واقعا قابل توصیه است. صرف اینکه ایتالیا در میان ایرانیان پرستیژ ندارد یا رتبه دانشگاه میلان در رتبه بندی جهان پایین است مانع از آن نشود که آن را نادیده بگیرید. من منصفانه فکر می کنم که با لحاظ نکات فوق، برنامه دکتری ما قابل توصیه به دیگر هم وطنان عزیز هست. امیدوارم که هر سال به جای یک نفر از کشورهای روسیه و همسایه روسیه، یک نفر از ایران در این برنامه دکتری مشغول به فعالیت شود.

فرصت های تحصیل دکترا در ایتالیا: علوم سیاسی، جامعه شناسی، مطالعه نیروی کار و نیروی انسانی، تاریخ صنعتی و تجاری

مدرسه عالی علوم اجتماعی دانشگاه میلان این روزها آگهی پذیرش دانشجوی دکتری در رشته های علوم سیاسی، جامعه شناسی، مطالعه نیروی کار، تاریخ صنعتی و تجاری را رسما اعلام کرده است. این پذیرش همراه با بورس کامل بدون هر گونه تعهد به دانشگاه پس از فارغ التحصیلی خواهد بود. مشکل این است که تعداد بورس ها به دلیل بحران مالی کمتر از سال قبل شده است. همه برنامه نیز به زبان انگلیسی است.

دکتری علوم سیاسی دانشگاه میلان: رشته علوم سیاسی در ایتالیا جایگاه قابل قبولی دارد. خود بوکانان معروف، گفته بود که بعد از سفر به ایتالیا و آشنایی با علوم سیاسی در ایتالیا ، به سمت انتخاب عمومی رهنمون شد. بهرحال، کیفیت دکتری علوم سیاسی دانشگاه میلان بسیار خوب است و در ایتالیا معروف است. نکته مهم این است که بسیار مدرن است به این معنی که کارهای کمی و آماری در کنار حوزه سیاست گذاری عومی و تطبیقی مورد توجه است. لذا برخلاف علوم سیاسی رایج در ایران، دانشجوی این رشته ناگزیر است کمی (فقط کمی) ریاضی، آمار، اقتصاد سنجی، تئوری بازیها و فکر کنم اقتصاد خرد بیاموزد. البته سطح ریاضی و آمار آنها مثل رشته اقتصاد نیست اما قطعا بیشتر از آن چیزی است که در ایران رواج دارد. لذا اگر از این زمینه ها فراری هستید، بهتر است برای این رشته در دانشگاه دولتی میلان تقاضا نکنید.

رشته جامعه شناسی: خیلی خوب با وضعیت این رشته آشنا نیستم. هم اتاقی من از بچه های دکتری جامعه شناسی بود. وی برنامه های جامعه شناسی ممتاز در ایتالیا را می شناخت و مدعی بود که کیفیت جامعه شناسی ما در ایتالیا جزو بهترین هاست. صحت و سقم آن با خود دوست ما. امسال چون نتوانسته بودند که دانشجوی خارجی جذب کنند، کلی سرزنش شدند. لذا گمان می کنم که شانس خوبی برای پذیرش ایرانی ها وجود داشته باشد.

رشته مطالعات نیروی انسانی و نیروی کار: من واقعا این رشته را نمی فهمم چیست ولی آنقدر که با درس های شان آشنا شدم، حوزه ای میان رشته ای است که دانشجویان آن در هیچ حوزه ای عمیق نمی شوند ولی با حوزه های متعدد سروکار می یابند. آنها قدری اقتصاد نیروی کار، حقوق کار، جامعه شناسی کار و شغل، سیاست دولت رفاه و اتحادیه های کارگری، روانشناسی نیروی کار و امثالهم را می خوانند و برحسب زمینه تز خود روی یکی از این موضوعات عمیق می شوند. این رشته برای کسانی که ذائقه های میان رشته ای دارند شاید جالب باشد. نمی دانم چرا ولی احساس می کنم فرصت خوبی برای بچه های رشته حقوق است که کمی اقتصاد، جامعه شناسی و امثالهم بیاموزند و روی حقوق کار تمرکز کنند. این احساس وجود دارد که کیفیت بچه های این رشته پایین تر از بقیه خصوصا بچه های اقتصاد است.

رشته تاریخ مدیریت و تجارت: این رشته امسال تاسیس شده و من هیچ نمی دانم. بهتر از خود سایت شان بفهمید چیست.

میلان نامه 17: شمال و جنوب ایتالیا

در ایتالیا شکاف عظیمی میان شمال و جنوب برقرار است. اقلا شمالی ها را می دانم که از جنوبی ها اصلا خوش شان نمی آید. علنا می گویند فلانی از جنوب ایتالیاست و این معنای مشخصی دارد. اگر کسی کوچکترین نقطه ضعف با عملکرد منفی کوچکی داشته باشد بلافاصله جنوبی بودن او در ذکر نام او مطرح می شود.

در شمال ایتالیا، بخش تحصیل کرده، پولدار، اهل صنعت و سکولار و اروپایی تر ایتالیا زندگی می کنند اما در جنوب افراد خونگرم تر، مذهبی تر، فقیرتر هستند. کافی است نگاه کنیم که مهمترین دانشگاه های ایتالیا در نیمه شمالی آن قرار دارد و در جنوب کمتر دانشگاه خوب می توان دید. شهر میلان نماد اقتدار شمال در برابر جنوب است. پوتنام جامعه شناس معروف اولین کسی بود که این تفاوت شمال و جنوب را به طور سیستماتیک مورد مطالعه قرار داد و خواست علت تفاوت آن را بفهمد. وی این علت را تفاوت سرمایه اجتماعی دانست و از اینجا این مفهوم را خلق کرد. کتاب پوتنام به فارسی ترجمه شده و توسط وزارت کشور تحت عنوان «دمکراسی و نهادهای مدنی» ترجمه شده است.

اگر شمال ایتالیا نماد صنعت، تجارت و علم است جنوب نماد سیاست است. همه چیزهایی که در مورد مافیا شنیده اید مربوط به جنوب و خصوصا جنوبی ترین بخش آن یعنی سیسیلی است. تعبیری که این ایتالیایی ها خیلی بکار می گیرند برای توصیف سیاست در جنوب، clientalism است که آقای حجاریان زمانی آن را حامی پروری ترجمه می کرد. در جنوب بیکاری بالاست و به همین دلیل افرادی حول سیاست مداران جمع می شوند تا در دستگاه های دولتی کار بیابند و معیشت شان حل شود. روشن است که در چنین وضعی شبکه های غیرقانونی نظیر مافیا مجال بروز می یابد. رم نماد جنوب و اقتدار آنست. بالاخره گره سیاست ایتالیا در رم قرار دارد و از آنچا برای کل ایتالیا از جمله شمال تعیین تکلیف می شود. در واکنش به این وضع، حزب لگا در شمال اکثریت یافته که زمانی خواستار جدایی شمال از جنوب و تشکیل دو کشور یا دو منطقه خودمختار شده بود. حالا قدری معتدل تر شده اند و معتقدند که چرا ما شمالی ها زحمت بکشیم درآمد کسب کنیم و از این درآمد مالیاتی را نصیب جنوبی ها کنیم. تزی که امروزه دنبال می کنند این است که مالیات شمال در شمال ایتالیا صرف شود و به رم نرود. یکی دیگر از سیاست های این حزب، تحت فشار قرار دادن مهاجرین برای نماندن در ایتالیاست. دشواری گرفتن کارت اقامت تا حدودی مربوط به این مسئله می شود.

در مخالفت با نامه نگاری به مراجع

این روزها نامه های زیادی به مراجع نوشته می شود و خواستار مداخله آنها در حل و فصل موضوعات می شود. برخی نظیر دکتر نیکفر سکوت روحانیت را یک امتیاز منفی ارزیابی کرده و به آن طعنه زده است. من کلا مخالف این هستم که از مراجع خواسته شود در این مسال مداخله کنند. اگر جوان بازی در بیاوریم گمان می کنیم که دنیا همین دو روز است و مسائل را خیلی بزرگ می بینیم. یادم می آید زمانی که مهاجرانی وزیر فرهنگ شد، تعدادی از بچه بسیجی ها تصور می کردند که دنیا دیگر تمام شد و دین رخت بربست و الفاتحه. من به این سادگی می خندیدم و امروز نیز تصور می کنم کسان دیگری از آن سو افتاده اند و گمان می کنند که همه چیز از دست رفت. عرصه سیاست عرصه این جذر و مدهاست و به اعتقاد من دین که سرمایه مهمی است نباید آلت دست سیاست مداران شود و خود را با این جذر و مدها گره بزند. علمای گذشته با هزاران خون دل این گوهر را نسل به نسل منتقل کردند و پرهیز آنها از سیاست واقعا هوشمندانه بود. ما که با توجه به تجربه موجود می فهمیم که چه آسیب ها از خلط دین و سیاست متوجه دین شده، چرا دوباره خواستار خلط آن می شویم؟ علمای دین باید دغدغه دین را داشته باشند و خود را با گروه ها و تمایلات سیاسی گره نزنند. من واقعا مرحوم آقای بهجت را تحسین می کردم. زمانی که تبلیغات علیه خاتمی و مطبوعات در اوج بود و این ادعا که اینها دارند دین را نابود می کنند خوب گرفته بود، عده ای از حکومتیان سراغ آقای بهجت می روند با این امید که از ایشان چکشی علیه اصلاح طلبان بیرون بکشند. سخن ایشان در این جلسه این بود که اکثر مشکلات بشر ناشی از هوای نفس است …. . خیلی توی حال آن افراد خورده بود و من کیاست ایشان را تحسین کردم. باز می گویم که دین بازیچه جذر و مد سیاسی نیست و قرار نیست با تلاطم روزگار گوهری که باید برای همه اعم از برندگان و بازندگان این جذر و مدها باشد، گرفتار این درگیریها شود.

کسانی که به مراجع نامه نگاری می کنند، باید راه قانونی یا منطقی را پیگیری کنند. به رئیس قوه قضائیه، رئیس سپاه، رئیس بسیج و امثالهم نامه بنویسند. اگر فکر می کنند فایده ندارد به رهبری که قانونا ناظر عملکرد این نهادهاست نامه بنویسند. اگر فکر می کنند که بی فایده است باید به مرجع بالاتر که خبرگان است و خصوصا رئیس مجلس خبرگان آقای هاشمی نامه دهند. این مسیر درست تر و موثرتر از مسیر نامه نگاری به مراجع است.

فرصت های تحصیل دکتری اقتصاد در ایتالیا

1-      دانشگاه میلان-بیکوکو: این دانشگاه قبلا قرار بوده به شکل موقت باشد تا زمانی که دانشگاه میلان راه اندازی شود (همانند شریف در مقایسه با صنعتی اصفهان) ولی بعدا ماندگار شده است.دوستان من که در آنجا تحصیل کرده اند بسیار راضی هستند. یک امتیاز این دانشگاه این است که سال اول دانشجویان دکترای خود را به اسکاتلند می فرستد تا دروس پایه را در آنجا بگذرانند. با این کار مشکل دریافت کارت اقامت خصوصا برای افراد متاهل تا حدود زیادی کاهش می یابد. (توجه توجه:  الان موعد اپلای برای این دانشگاه است و ظاهرا 17 جولای مهلت آن پایان می یابد. اعلامیه پذیرش آنها در اینجاست).

2-      روشن است که موسسه دانشگاه اروپایی بهترین دانشگاه ایتالیا و به اعتباری بهترین دانشگاه اروپاست. این دانشگاه خیلی ایتالیایی نیست بلکه متعلق به کل اروپاست که دربهترین جای ایتالیا (یعنی فلورانس) قرار گرفته و هر سال از هر کشور اروپایی 2 دانشجو می پذیرد. قبلا فقط به دانشجویان اروپایی کمک مالی می داد ولی ظاهرا از امسال به غیراروپایی ها هم کمک مالی می دهد.

3-      دانشگاه بولوینیا روز به روز در حال پیشرفت است تا جایی که اخیرا رتبه دوم را بدست آورده است. من اطلاع دقیقی از برنامه شان ندارم اما آنقدر می دانم که یک فرد بسیار استثنایی و فوق العاده با سواد را از موسسه دانشگاه اروپایی جدا کرده و مدیر دوره دکترای شان قرار دادند. این فرد در دانشکده ما یک سخنرانی داشت که مرا اساسا مبهوت توانایی خود نمود. با وجود این فرد می توان مطمئن بود که برنامه خوبی دارند. اساتیدشان نیز بسیار خوبند. ظاهرا 3 ایرانی در آنجا تحصیل می کنند. یک نفر در مقطع فوق لیسانس و دو نفر در مقطع دکترا

4-      دانشگاه تورینو: همین قدر بگویم که یک بار میان بچه های دانشکده این بحث را مطرح کردم که دانشگاه را عوض کنیم یا نه، با این پیشنهاد روبرو شدم که اگر بتوان تورینو رفت می ارزد!

5-      بوکونی اگرچه در این رتبه بندی جایگاهش تنزل کرده اما به عقیده من هنوز دانشگاه دوم و با پرستیژترین دوره اقتصاد در ایتالیا به شمار می رود. تقریبا هر اقتصاددان بدردبخوری که در ایتالیا هست لیسانس خود را در این دانشگاه گذرانده است. راستی یک علت تنزل جایگاه این دانشگاه به حساب نیامدن تحقیقاتی است که در مرکز تحقیقات بوکونی صورت می گیرد.

6-      دانشگاه میلان. در مورد دانشگاه خودمان جداگانه خواهم نوشت

7-      دانشگاه ونیز: اطلاع دقیقی از این دانشگاه ندارم ولی می دانم که با برخی دانشگاه های اروپایی در یک شبکه قرار دارد که نشان می دهد از کیفیت بالایی برخوردار است. یک ایرانی در آنجا در مقطع دکترا مشغول به تحصیل است. موقعیت دانشگاه هم که معلوم است بسیار خوب و دیدنی است.

8-      Carlo Alberto College: موسسه ای نوظهور است که با قوت برنامه هایی خوب را ارائه می کند. تا یادم نرفته بگویم که یک فوق لیسانس فاینانس و یک فوق لیسانس اقتصاد با کمک مالی عرضه می کنند که اگر به این دو حوزه علاقه مند هستید کاملا قابل توصیه است. دوست ما آقای سبزواری نیز آنجا تحصیل کرده و بسیار راضی است و برای اطلاع بیشتر می توانید با وی تماس بگیرید. در اینجا دوره دکترای اقتصاد، حقوق و اقتصاد و اقتصاد بهداشت نیز ارائه می شود و برخی برنامه های شان با دانشگاه تورینو مشترک است.

9-      دانشگاه برگامو: دانشگاهی است که در شبکه دانشگاه ما و در شهر زیبای برگامو قرار دارد. آنطور که از سایت آنها فهمیدم، با دانشگاه ایلی نوی (ایلی نوی معروف نه!) یک برنامه مبادله دانشجو دارند. لذا برای عشاق آمریکا این امتیاز وجود دارد که بخشی از دوره خود را می توانند در آنجا بگذرانند. (توجه توجه: ظاهرا این ایام موعد اپلای برای این دانشگاه است).

10-   دانشگاه ورونا: این دانشگاه در شهر زیبای ورونا قرار دارد و دکترای اقتصاد-فاینانس ارائه می کند. لذا اگر می خواهید به حوزه فاینانس نزدیک شوید گزینه مناسبی به نظر می رسد.

11-   دوره DEFAP: دوره ای است که توسط سه دانشگاه (از جمله دانشگاه ما) در زمینه اقتصاد بخش عمومی عرضه می شود. بورس کامل هم می دهند. کیفیت این دوره متوسط است. نه خیلی عالی و نه خیلی بد.

12- دانشگاه ترنتو: اگر به حوزه اقتصاد رفتاری یا اقتصاد مدیریت علاقه مند هستید، بهترین جا در ایتالیا یا حتی اروپا دانشگاه ترنتوست. در این دو حوزه بسیار شناخته شده و معروف هستند.

« Older entries Newer entries »