راه نافرجام مجاهدین خلق را می روند

نوجوان که بودم کتابی که جزئیات شکنجه سه پاسدار توسط منافقین را در کتابخانه مدرسه را دیدم. از پرس و جوها چنین فهمیدم که این شکنجه ها تلافی ناراحتی از اقبال جامعه به گرایشی مخالف با گرایش سازمان مجاهدین خلق و ترساندن دیگر مردم جامعه صورت گرفته است. امروز نیز که اخبار و برخی عکس های مربوط به شکنجه بازداشتی ها را می بینم باز به یاد همان تحلیل می افتم. گویی عده ای که از مسیر جامعه ناخشنودند، بغض و کینه خود را بر سر زندانیان بی دفاع خالی می کنند تا هم آلام خویش را تسکین کنند و هم دیگران را بترسانند. فرجام این راه بدبختی، ذلت و ننگ است همانطور که مجاهدین این روزها به آن دچار گردیده است.

دلیل این بی راهه رفتنها همه یکی است: قدرت و دیگر هیچ. یک جا کسب قدرت برای سازمان به هر قیمت و یک جا حفظ نظام به هر قیمت…

2 دیدگاه

  1. ابوذ said,

    آگوست 1, 2009 در 11:39 ق.ظ.

    منم این جزوه رو یادمه
    ما توخونه داشتیمش
    اسم رئیس اون بسیجی ها طالب بود
    آخرشم زنده به گورشون کرده بودند اون 3 تا رو
    عکساشونو و اتفاقاتی که براشون افتاده بود رو هیچ وقت از یاد نخواهم برد

  2. سپتامبر 21, 2009 در 5:04 ب.ظ.

    سلام
    هرچه باشد
    وعده ي كاردرست ترين كسي كه ميشناسم هيچگاه دروغ نميشه
    و اون اين كه
    مستضعفين بر دنيا حاكم مي شود
    و عدل جانشين ظلم مي شود
    و….
    و هيچ حسابي گم نميشه ولو به اندازه ي دانه اي


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: