استراتژی های تبلیغاتی احمدی نژاد

به رغم دسترسی اندک به اینترنت، برداشت من از استراتژی تبلیغاتی احمدی نژاد به شرح زیر است: 1. در حالیکه سه کاندیدای دیگر و نخبگان و کثیری از روزنامه نگاران در خلال چهار سال گذشته، عملکرد احمدی نژاد را مورد حمله قرار داده و وی از این ناحیه آسیب پذیر گردیده، وی تلاش می کند میدان مسابقه را به عرصه دیگری غیر از عملکرد خود سوق دهد و آن میدان حوزه فساد است. این از زیرکی وی و تیم وی است که تلاش می کنند حوزه مسابقه و رقابت را به عرصه ای بکشانند که گمان می کنند در آن موفق تر هستند. هنر کاندیداها باید این باشد که اولا بتوانند فضا را طوری مدیریت کنند که جواب حملات وی را بدهند و در عین حال فضای رقابت را در حوزه عملکرد وی حفظ کنند و از این زاویه بر وی ضربه بزنند. همه می دانند که سیستم سیاسی ایران فاسد است اما فساد بدلیل ذات پنهانش نیاز به سمبل دارد و رفتارهای آقای هاشمی این بهانه را به دست داده است. بزرگ کردن هاشمی نه تنها ناشی از کینه احمدی نژاد بلکه ناشی از این است که تیم احمدی نژاد می خواهد موضوع فساد را در ذهن مردم برجسته کند و آن را به عنوان تنها یا مهمترین عامل تصمیم گیری در رای گیری تبدیل نماید. راه حل: باید تاکید کرد که مشکل کشور حیف و میل است و تنها نباید روی «میل» تمرکز نمود بلکه باید روی «حیف» نیز تمرکز کرد و از این زاویه به او حمله کرد و بحث را مجددا به عرصه اقتصاد کشاند. دلیل پیوند زدن موسوی به خاتمی و هاشمی نیز همین مسئله است. نهایتا اینکه هدف وی این است که با این تغییر اولویت ذهنی مردم و تغییر حوزه رقابت، ویژگی خود را به عنوان ضد فساد بودن برجسته نماید. به عبارت دیگر احمدی نژاد می خواهد از عطش عدالت سرکوب شده در جامعه ایران طوری بهره برداری کند که مردم با خود بگویند که مهم نیست عملکرد وی چگونه است مهم این است که حال خیلی از مفسدین را می گیرد و حرف دل فروخفته ما را می زند.

راه حل: کاندیدای مقابل احمدی نژاد باید میان فسادهای کوچک (حقوق بالا و وام بانکی) و فسادهای بزرگ (طرح های عمرانی بدون مناقصه) تفکیک کند و تخصیص طرح های عمرانی به برخی نهادها را نشانه شدت یافتن فساد بزرگ عنوان نماید و حذف سازمان برنامه را برای بازگذاشتن دست آقایان برای چپاول بودجه عمرانی تفسیر کرد و از این زاویه به او حمله نمود.

2. استراتژی دوم احمدی نژاد تکرار استراتژی چهار سال پیش است و آن اینکه خود را اپوزیسیون نظام معرفی کند و از شکاف دولت-ملت به نحو غرض ورزانه ای استفاده کرده و طوری فضاسازی کند توگویی نظام در سمت دیگر است و وی همراه با ملت در سمت دیگر. به همین دلیل تلاش می کند تا مدیریت 16 سال گذشته را به 24 سال گذشته تعمیم داده و همه را در یک نسخه بپیچد و دولت خود رایک نقطه عطف معرفی کند. در واقع احمدی نژاد تنها درسی که از دوم خرداد گرفت این بود که ادای آن را برای دولت خود درآورد و همه آن ادعاها را تکرار کند. وی تلاش می کند با بزرگ کردن حمایت بی اهمیت افرادی چون هاشمی و ناطق نوری از موسوی، موسوی را کاندیدای نظام و خود را کاندیدایی که بر نظام تحمیل شده معرفی کند.

راه حل: موسوی باید ضمن بهره برداری از حمایت خاتمی وهاشمی تمایز خود را با آنها برجسته کند. وی می تواند بگوید که وی در زمانی که امثال احمدی نژاد شعار «مخالف هاشمی دشمن پیغمبراست» سر می دادند مخالف بعضی از سیاست های وی بوده و موضع وی نسبت به آقای هاشمی به عنوان شخص دوم مملکت نه نفی کامل و نه تایید کامل است. در عین حال این مسئله را برجسته کند که احمدی نژاد «مدیر هاشمی» بوده و دلیل مخالفت شدید فعلی اش برکناری اش بوده و حتی می تواند جملاتی که وی در آن زمان در دوره سفر هاشمی به اردبیل بیان کرده را بخواند و تغییر موضع احمدی نژاد از «حمایت کامل» به «مخالفت کامل» نشانه تزلزل شخصیت وی قلمداد کند.موسوی باید حمایت دستگاه های اطلاعاتی، قضایی، انتصابی، احزاب راست، کیهان و روزنامه های راست و دستگاهی های دولتی و در راس آنها صدا و سیما را برجسته کرده تا افشا کند که کاندیدای نظام احمدی نژاد است و حملات وی به برخی شخصیت های نظام نظیر هاشمی ناشی از درگیری های پشت پرده است و احمدی نژاد آلت دست آقایان برای تصفیه حساب های اهل قدرت است. نام بردن از حمایت مهدوی کنی، عسکر اولادی، مصباح یزدی، حسین شریعتمداری، آیت الله یزدی (رئیس قوه قضاییه سابق که باید در برابر وجود فسادهای پیشین جوابگو باشد) می تواند فضای مناظره را تغییر دهد.

3. استراتژی سوم احمدی نژاد و تیم وی در تبلیغات انتخاباتی این است که ملاک های فردی و شخصی را برجسته کرده و ملاک های معطوف به رفتارهای اجتماعی و مدیریتی را در حاشیه نگه دارد. این دقیقا کاری است که جمهوری اسلامی در مورد آقای خمینی و آقای خامنه ای می کند یعنی ویژگی هایی چون نماز شب خواندن، قناعت در زندگی شخصی، شاعر بودن و امثالهم را برجسته می کند و ابعادی چون دفاع از حقوق مردم، منعطف بودن در تصمیم گیری ها، به روز بودن و مسائلی از این دست را در حاشیه قرار می دهد. احمدی نژاد می خواهد ویژگی هایش نظیر «دکتر بودن»، «نان و پنیر خوردن»، «حقوق دانشگاهی گرفتن نه حقوق ریاست جمهوری گرفتن»، «18 ساعت کارکردن»، «مصمم بودن در تغییر مدیران اجرایی» و امثالهم را برجسته کند. حملات وی بر ویژگی های شخصی موسوی نظیر حمله به مدرک همسر موسوی و ظاهرا حملات وی بر مسائل شخصی کروبی همگی دلالت بر این دارد که وی گمان می کند به لحاظ ویژگی های شخصی در وضعیت ممتازتری نسبت به دیگر کاندیداها قرار دارد.راه حل: برجسته کردن «رفیق بازی»، «باجناق بازی»، «سوتی های شدید نظیر هاله نور، ….»، «تزلزل در مدیریت عزل نیمی از کابینه، تغییر مکرر روسای بانک مرکزی» ….

4. استراتژی چهارم احمدی نژاد برجسته کردن موفقیت هسته ای و به حاشیه راندن بالا بودن درآمد نفت در زمان وی است. وی تلاش می کند از سویی با دراماتیزه کردن توافقات هسته ای در دوره قبل و اغراق کردن در موفقیت های فعلی هسته ای، خود را قهرمان این عرصه معرفی کرده و این مسئله را به سمبل سیاست خارجی تبدیل کرده و ضعف های خود را در عرصه روابط بین الملل بپوشاند. تمام تلاش وی این ست که بحث ها از حوزه اقتصاد به حوزه بحث هسته ای کشیده شود.راه حل: موسوی می تواند با زیرکی خیر و شر این مسئله یعنی موفقیت های فعلی هسته ای (اگر موفقیت باشد) و ضعف های هسته ای قبلی (اگر ضعف باشد) را به مراجع بالاتر منتسب کند به این ترتیب که این سیاست ها بدون نظر رهبر و شورای امنیت ملی به اجرا در نمی آمد. در عین حال بر اشتباه نفی هولوکاست و به تبع آن دوستی با ملت اسرائیل و فضاحت ژنو تاکید کرده و بر «متوهم بودن» احمدی نژاد در عرصه جهانی علنا تاکید کند. وی می تواند «ضعف مدیریت داخلی» در کنار «ادعای مدیریت جهانی» را برجسته کرده و تحقیر ملت ایران در نامه نگاری به بوش را بزرگ نماید.

 5. تاکتیک دیگر وی مبتنی بر استزاتژی های فوق این است که نقدها و حملات مخالفین را طوری بازتعریف کند تا از یک تهدید به یک فرصت تبدیل شود. در گام نخست وی اکثر حملات را به کسانی منتسب می کند که دست شان از اموال بیت المال به دلیل روی کار آمدن دولت وی قطع گردیده است. لذا به جای جواب دادن به حملات و در موضع دفاعی قرار گرفتن تلاش می کند تا مشروعیت حمله کنندگان را زیر سوال ببرد. همچنین انبوه حملات را نه نشانه ضعف شدید عملکرد بلکه نشانه متفق بودن دشمنان تفسیر می کند و تلاش می کند تا حملات را به سمبل مظلوم بودن تبدیل کند و از امتیازات مظلوم نمایی بهره برداری کرده و در عین حال این حملات را نشانه نقدپذیر بودن دولت خود عنوان کند. راه حل: موسوی باید صریحا بپرسد که آیا انبوه مخالفین، همه اساتید دانشگاه، نظام کارشناسی در سازمان برنامه و وزارت نفت و دیگر ادارات همگی دزد هستند که با وی مخالفند. وی همچنین باید نقدناپذیری وی را با ذکر این واقعیت که وی جزو شاکیان سلام در زمان مدیریت هاشمی بوده را علنا بیان کند و تقابل دولت-ملت در زمان خاتمی را مجددا به رخ بکشد و بگوید که تمام ارکان های نظام و دستگاه های حکومتی علیه آقای خاتمی بودند و اگر یک نفر در یک روزنامه مردمی کاریکاتوری کشید که کسی نمی خواند و نمی دید آقایان در صداو سیما هر روز سریالی برای مسخره کردن آقای خاتمی و لوایح دوگانه اش می ساختند!

اینها بخش کوچکی است که من از خلال پیگیری اندک خود فهمیدم. در برابر هر کدام از این استراتژی ها می توان تدبیری به خرج داد و مقابله کرد. این بر عهده تیم تبلیغاتی آقایان است که تدابیر لازم را بیاندیشند. بهر تقدیر سیستم انتخابات که دستاورد غربی هاست هر چند سال یک بار به رغم اکراه مسئولین کشور موجب می شود تا گندآب سیاست ایران یک بار بهم بخورد و فرصت جدیدی برای ملت ایجاد شود تا به شکل غیرمستقیم خواسته های خود، نارضایتی خود، نفرت خود و ترجیحات خود را بیان کند. ای کاش در این روزها در فضای تهران بودم و بهتر در می یافتم که احمدی نژاد چه دام هایی برای ملت بافته است.

شجاعت و وقاحت

يکي از مشکلات جمهوري اسلامي خلط شجاعت و وقاحت است. آدم شجاع در چهارچوب اخلاق و عقلانيت عمل مي‌كند؛ لذا به هر وسيله متوصل نمي‌شود و هر شكستي را وارونه جلوه نمي‌دهد. ولي آدم وقيح نه محدوديت اخلاقي براي خود قائل است و نه اشتباه و شكست را مي‌پذيرد و حتي آن را پيروزي جلوه مي‌دهد. محمود احمدي نژاد سمبل وقاحت در ميان مسئولين حكومت است، اما تنها نمونه و حتي برترين نمونه نيست. اينگونه است که حکومت ديني دقيقا حکومت غير اخلاقي‌ شده. مناظره موسوي ـ احمدي نژاد نمايي از اين تعارض و تفاوت است.

need help

as I have lost my access to internet except in unuiversity  where there is no persian font, is there anyone who can guide me how to write in persian for weblog

Newer entries »