تنظیم انگیزش ها

در گذشته در یک نوبت افرادی که از شرکت در خدمت سربازی سرپیچی کرده بودند، عفو و اگر اشتباه نکنم منوط به یک سن خاص، مشمول عفو سربازی یا خرید خدمت سربازی شدند. این اقدام اگرچه نوعی کمک به اینگونه افراد برای حل مسئله شان تلقی می شد، اما به صورت غیرمستقیم انگیزه شرکت داوطلبانه در خدمت سربازی را کاهش داد. بیش از گذشته می شنویم که کسانی به امید اینکه در آینده نیز مشمول چنین وضعی شوند، از شرکت در خدمت سربازی خودداری می کنند. این قبیل تصمیمات به دلیل تغییر دادن نظام انگیزشی در رفتارهای بعدی، تاثیرات خود رادر آینده برجا می گذارند. به همین دلیل باید با دقت و حساسیت در مورد آنها تصمیم گیری کرد.

نمونه ای از این مسئله قضیه مبادله گیلاد شالیت با زندانیان حماس است. داستان از این قرار است که حماس توانست در یک عملیات این سرباز را به اسارت بگیرد و در مقابل آزادی او، آزادی 350 نفر از فلسطینی ها که قاعدتا از فرماندهان حماس هستند، را طلب کند. تا کنون اسرائیل زیر بار این قضیه نرفت تا اینکه داستان 1000 روز به طول انجامید. با طرح مسئله کنار رفتن اولمرت خانواده این سرباز در مقابل دفتر کار اولمرت چادر زدند تا او را تحت فشار بگذارند تا مصالحه بر سر فرزندشان در زمان اولمرت نهایی شود چرا که با توجه به مواضع نتانیاهو، احتمال مصالحه ناچیز خواهد بود. فشارهای مذکور موجب شد تا اولمرت به مذاکره با حماس برای مبادله تن دهد و نهایتا به مبادله 250 نفر رضایت دادند اما حماس بر آزادی 350 نفر اصرار داشت که نتیجه این وضع شکست مذاکرات بود. داستان کمی پیچیده شده به این دلیل که اسرائیل خیلی نمی تواند با حمله مجدد به غزه یا محاصره تنگ تر فلسطینی ها را برای آزادی شالیت تحت فشار بگذارد زیرا اگر حماس نیز مجاب شود که امکان مبادله به کلی منتفی است می تواند جنازه اسیر خود را تحویل دهد تا غائله بخوابد. لذا گرچه نتانیاهو و هوادارانش خیلی شاخ و شانه می کشند اما گزینه های پیش روی آنها خیلی زیاد نیست.

در این غائله آومن (اقتصاددان مشهور اسرائیلی و برنده جایزه نوبل در حوزه نظریه بازیها) مصاحبه ای انجام داد و گفت اگرچه می دانم که شرایط بسیار پیچیده است و می توان حال خانواده این سرباز را درک کرد اما باید توجه داشت که هر مصالحه ای حتی یک نفر در مقابل یک نفر، انگیزه برای اسیر کردن مجدد سربازان اسرائیلی را افزایش خواهد داد. خلاصه بعد از کلی مقدمه و توضیح، توصیه نهایی اش عدم مصالحه که معنای آن قبول مردن این اسیر باشد بود. مثالی که وی بیان می کرد آمریکا در عراق بود. آمریکا هیچ گاه حاضر نشد بر سر اسیران و گروگان ها با ربایندگان حاضر به گفتگو و مبادله شود چرا که می دانست این کار انگیزه ربایندگان را افزایش خواهد داد. لذا هزینه فعلی یعنی قتل گروگان های فعلی را به هزینه آتی یعنی گروگان گیری بیشتر ترجیح داد.

آیا با تحلیل آومن موافقید؟

نقدی که عجالتا به این تحلیل آومن دارم این است که عدم مصالحه یا مصالحه، بر انگیزه حمله به سربازان اسرائیلی تاثیری نخواهد داشت بلکه صرفا بر زنده گرفتن یا کشتن آنها در حین حمله تاثیر دارد. اگرچه مصالحه می تواند انگیزه اسیر گرفتن را افزایش دهد اما عدم مصالحه، انگیزه زنده نگه داشتن سربازان اسرائیلی را کاهش خواهد داد و حماس در طراحی حملات آتی خود تدابیر کمتری برای زنده گرفتن آنها در نظر خواهد گرفت. حال برای اسرائیلی ها کدام بهتر است؟ در مورد تحلیل اول مربوط به سربازی نیز می توان این نقد را مطرح کرد که عدم اطمینان نسبت به عفو مجدد (گزینه بسیار محتمل تر) یا مجاز شدن برای خرید خدمت سربازی (گزینه کمتر محتمل) می تواند اکثریت افراد ریسک گریز را به شرکت داوطلبانه به خدمت سربازی متقاعد کند. این امر برای آنها که می خواهند خارج از کشور بروند یا معاملات تجاری انجام دهند خیلی مربوط نخواهد بود.

۱ دیدگاه

  1. عباس said,

    آوریل 7, 2009 در 3:50 ب.ظ.

    نکات جالبی بود امیدوارم هر روز بنویسی چرا که از خواندن آنها لذت میبرم .


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: