ميلان نامه 2- ترافيك و حمل و نقل

قبل از آمدن اينجا شنيده بودم كه ايتاليا وضع خيلي بهم ريخته اي دارد و نشان آنهم ترافيك است. راستش را بخواهيد در ميلان من ترافيكي نديدم. (دوستم مي گويد در راههاي منتهي به ميلان صبح ها ترافيك هست). حركت وسايل نقليه داخل شهر بسيار روان است و ماشين ها بسيار مرتب و منظم حركت مي كنند و خيلي خيلي مراقب عابر پياده هستند. اين يكي واقعا تحسين كردني است. مترو و اتوبوسها و ترامواهاي شهري نيازهاي حمل و نقل را به خوبي برآورده مي كنند و از اين حيث بسيار خوب هستند اگرچه مترو تهران و اتوبوس هاي ما ترو تميزتر و شيك تر مي باشند. ضمنا تا يادم نرفته بگويم كه قيمت بليط مترو يا اتوبوس در اينجا 1 يورو است. حال مقايسه كنيد آن را با قيمت ناچيز بليط مترو و اتوبوس در تهران! تا همين جا 60 يورو بابت حمل و نقل هزينه كرده ام (ظرف دو هفته). نكته جالب توجه حجم بالاي موتور سوارها در شهر است. جايتان خالي موتور وسپا هم در اينجا هنوز هست ولي در حال حركت نديده ام تا مقايسه كنم چقدر دود توليد مي كند. نكته خيلي مهم اين است كه همه موتورسوارها كلاه ايمني دارند و اين هيچ استثنايي ندارد (هم سرنشين و هم راننده). با دوستم خواستيم با موتور به جايي رويم، گفت بگذار بروم خانه كلاه بردارم و بياورم در حالي كه خانه اش تقريبا از دانشكده دور بود. دوچرخه نيز در اينجا خيلي متداول است و من كه دائما وسوسه اين هستم يك دوچرخه بگيرم. نرخ دزدي دوچرخه خيلي بالاست. همه ادارات در مقابل درب ورود، جايي را گذاشته اند تا دوچرخه را به آنجا زنجير كنيد. استاد ما هم كه دوچرخه سوار است به من توصيه مي كرد دوچرخه نو و گران نخر كه خيلي در چشم نباشد! مضاف بر اينكه قفل حسابي به آن بزن! نكته جالب توجه ديگر توجه نصف و نيمه به چراغ عابر پياده است. در اينجا چيز متداولي است كه عابرين پياده وقتي مي بينند ماشيني نمي آيد چراغ قرمز عابر پياده را ناديده بگيرند البته برخي بازهم مي ايستند اما نيمي مي روند. وقتي چنين چيزي را اولين بار ديدم به همكلاسي ام كه همراهم بود گفتم چرا وضع اينگونه است. گفت چون ايتاليايي ها با قانون خداحافظي كرده اند. سعيد هم از قول استادشان مي گفت كه فلان مسئله همانند ايتاليايي هاست كه هر وقت يك قانون بر آنها وضع مي شوند، مي گردند تا راه فرار براي آن پيدا كنند. نكته درخور توجه حضور پليس در كل شهر است بماند كه در مقابل ساختمان هاي مهم نيروي نظامي علاوه بر پليس حضور دارد آنهم با همان جيپ هاي نظامي مخصوص. از يكي از آنها آدرسي را سوال كردم. اول به حالت خبردار ايستاد و يك سلام نظامي داد و بعد به من آدرس را نشان داد (كيف كردم). محل زندگي من نزديك يك ميدان است . همين كه چراغ راهنمايي در اينجا قطع مي شود، منطقه پر از پليس راهنمايي با لباس هاي شيك مي شود و رفت و آمد ماشين ها را با حساسيت خيلي زياد كنترل مي كنند.

3 دیدگاه

  1. اسماعیل said,

    اکتبر 14, 2008 در 1:30 ب.ظ.

    آقا علی ما را به یاد روزهای اولی که تازه اومده بودیم این ور انداختی.
    اولش آدم خیلی این تفاوتها را می بیند و معمولا حال می کند!!!! بعد از یکی دوسال کم کم عادت می کند و اون وقت شروع می کند به ایراد گرفتن از اینجا!!!!

    لازم است هر از گاهی دوباره برگردیم ایران تا یادمان نرود اونجا چه جوری بود!!!
    -خصوصا از لحاض رانندگی-
    من هر روز برا 4 سال اون اتوبان تهران- کرج رو می اومدم می رفتم پارسال که بعد از چندین سال برگشتم ایران، باور کن دفعه اول که رفتیم تو اتوبان حسابی ترس برم داشته بود. خودم هم تعجب می کردم که چرادارم می ترسم!!!!

  2. sarzaeem said,

    اکتبر 15, 2008 در 6:32 ق.ظ.

    I agree with you. that»s why I try to write my new experience as soon as possible

  3. آيلار said,

    اکتبر 23, 2008 در 8:42 ب.ظ.

    سلام
    حالتون چطوره؟
    من دانشجوي رشته اقتصاد هستم ترم 5 .
    با گذشت اين دو سال هنوز نتونستم احساس خوبي نسبت به رشته ام داشته باشم نمي دونم چرا!؟؟!!
    ولي هر وقت كه يكي رو مي بينم كه ارشد اقتصاد يا دكتراي اقتصاد بهش غبطه مي خورم
    .
    خوش به حالتون
    شابد ارشد يه رشته ديگه بدم شايد هم از اول كنكور دادم
    به نظر شما چيكار كنم بهتره؟

    اميدوارم كه موفق باشيد


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: