تقسیم ریسک میان کارفرمایان و پیمانکاران

در دو سال اخیر که قیمت فولاد در بازارهای جهانی تغییرات شدیدی یافت اختلافات فراوانی میان کارفرمایان و پیمانکاران ایجاد شد چرا که پیمانکاران اکثرا معتقد بودند که با قراردادهای قبلی متضرر شده اند. در برخی موارد کارفرمایان تعدیلات مذکور را قبول کردند (نظیر شرکت نفت ایران) و در مواردی زیر بار آن نرفتند (مثل موردی که شرکت توتال کارفرما بود و یکی از بستگان ما پیمانکار آنها). بهر حال اختلافات زیادی ایجاد شد.

حال سوال این است که از این پس قراردادها باید چگونه منعقد گردد؟ پاسخ به این سوال را از آموزه های حقوق و اقتصاد می توان یافت. بر اساس آموزه های آن می دانیم کسی باید ریسک را بر عهده بگیرد که با هزینه کمتری قدرت پیش بینی و مدیریت آن را در اختیار دارد. از سوی دیگر یک اصل حقوقی وجود دارد مبنی بر اینکه هزینه ها را باید جیب بزرگتر بپردازد. بر اساس ترکیب این دو اصل می توان به فرمول زیر رسید:

نوسانات قیمت فولاد و دیگر نهاده های تولید در محدوده 10% بر عهده پیمانکار و بیشتر از آن بر عهده کارفرما خواهد بود.

با این روش پیمانکار انگیزه خواهد داشت تا با سرعت بیشتری کار را انجام داده و با دقت بیشتری هزینه ها را تخمین زده و بی دلیل در مناقصه کم نمایی هزینه نکند و همچنین برنامه مدیریت انبار و انباشت مواد اولیه را اجرا کند.

2 دیدگاه

  1. رضا said,

    جون 21, 2008 در 1:29 ب.ظ.

    البته طرح بدی را پیشنهاد نکرده اید ولی حقیقتش این است که فکر میکنم جواب این مشکل قبلاً وجود داشت فقط توسط دولت معظم و فکور نهم به فراموشی رفت
    این طبیعی هست که هر جنسی در طی زمان دچار افزایش و یا حتی کاهش قیمت شود که سازمان برنامه و بودجه مرحوم از سالها پیش این مهم را توسط شاخصهای سه ماهه تعدیل کنترل میکرد و از طرف دیگر چون سه ماده آهن و سیمان و قیر به راحتی در جداول و ضرائب تعدیل مهار نمی شدند و بازهم پیمانکاران از این سه مورد ضرر میکردند گونه ای دیگر از پرداخت را بنام مابه التفاوت برای این سه ماده لحاظ کرده بودند که بازهم بصورت سه ماهه مشخصی میشد
    و بدین گونه در قراردادهای با زمان زیاد ریسک پیمانکاران را کنترل میکردند ، این تعدیلها و شاخصها بهمراه چاپ فهرست بها در اواخر دوران خاتمی به نظم خوبی رسیده بود که الان هم بر همان نظم در حال حرکت هست با این تفاوت که مورد مابه التفاوت را ملغی کردند و به همین جهت بازهم آه و ناله و مطالبه پیمانکاران و سازندگان را از برای آهن و سیمان و قیر به عرش رسانیده اند ، گاهی فکر میکنم دستهایی درکاراست که اوضاع را تا سر حد امکان به وخامت بکشاند
    با تشکر از استاد عزیز و پوزش از طولانی شدن کامنت

  2. بهاره said,

    آگوست 26, 2008 در 8:09 ق.ظ.

    سلام
    این پست برای من مفید بود. ولی نکته اینجاست که همین میزان «10%» براساس چه چیزی تعیین می شود. چرا مثلا 15% نه؟

    ممنون می شوم توضیح بدهید.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: