عاشوراي امسال

من هم با سيبستان در اظهار نظر زير موافقم:
امسال عاشورا را اصلا باور نکردم! اصلا باور نکردم که مردمی می توانند عاشورا داشته باشند و به آنچه در زندانها می گذرد بی اعتنا باشند. به نظرم کشته شدن آن پسر بالابلند و خوش قیافه سنندجی عاشورا را از رونق انداخته بود. آن مرگ بی دلیل و آن دفن کردن پنهان نشانه شومی است. برای من ریاکاری جامعه ایرانی بیماری بزرگی است. گریستن بر حسین و شانه بالا انداختن در مقابل مرگ جوان سنندجی برای من قابل فهم نیست.

تکرار بی معنای مراسم، تقلید بی محتوایی است که نه دین می آورد و نه عدالتی را پاسبانی می کند. من هیچ اشکی را که امروز بر ابراهیم و زهرا نریخته باشد باور نمی کنم. دلمان را به شمعی که روشن کردیم خوش نکنیم وقتی شمع وجود جوانان شهر چنین پف می شود چنین هیچ می‌شود.
….
دلمان به عاشورایی خوش است که دیگر هیج چیزی از پیام حسین در آن نمانده است. جز پوست. جز نذری و ناهار ظهر عاشورا. جز دسته های رنگارنگ خودنمایی. جز روضه خوانی بی خون. جز مداحی های پوچ. اوف بر این شیعیان که زنجیر می زنند و قمه بر می دارند و کلام حقی نمی توانند گفت و سوالی نمی توانند کرد و حقی را پاس نمی توانند داشت و هر غلطی را توجیه می توانند کرد. عاشورای امسال روز شرمندگی بود. آن زیارتنامه خوانی به چه کار می آیدت که لعنت می خوانی بر هر که حسین را کشت و یا شنید که کشته شده و راضی بود وقتی خودت یا چنانی که از دنیا بی خبری و نمی دانی جوان کشی راه انداخته اند و یا می شنوی که جوانی کشته شد به جور و ساکت و راضی می مانی؟ تو چه می دانی شام غریبان چیست اگر شام غریبانه خانه ابراهیم را ندانی؟ خانه زهرا را ندانی؟ یا اصلا قصه را ندانی؟»

به نظر شخص من حكومت چه هنر بزرگي كرده كه واقعه به اين عظمت را اينگونه خنثي، بي اثر و حتي افسونگر و مخدر كرده است.

3 دیدگاه

  1. rahgozar said,

    ژانویه 21, 2008 در 11:12 ق.ظ.

    سلام.دوست عزیز در اینکه بخشی از پیام عاشورا مبارزه با ظلم و ستم است تردید نیست و اینکه بخش عمده هدف زنده نگه داشتن این نهضت وبرپایی مراسم عزاداری ، زنده نگه داشتن پیام آن است نیزشکی نیست اما برای من عجیب است که نه شما و نه نویسنده اصلی این متن و نه سایر کسانی که مانند شما لینک این مطلب را گذاشته اند هیچ یک هرگز اشاره ای به مظالمی که محدود به یک نفر و دو نفر نمی شود و در یک قدمی ما رخ می دهد،نمی کنید از سویی داعیه جهانی بودن و جهانی اندیشیدن دارید و از سویی ادعای ظلم ستیزی اما یک نفر از شما حتی این روز ها اشاره ای به فجایعی که در غزه رخ می دهد هم نمی کند دست همه ما بر یاری رسانی به آنها تقریبا بسته است اما به نظرم این وقایع حداقل می تواند نشانه ای بر صدق مدعای ما باشد و احیانا تلنگری بر روحمان

  2. اميد said,

    ژانویه 21, 2008 در 12:51 ب.ظ.

    ان لم يكن لكم دين وكنتم لا تخافون المعاد فكونوا أحرارا في دنياكم

  3. @ said,

    ژانویه 27, 2008 در 11:02 ق.ظ.

    به این دوست عزیز طرفدار غزه مان عرض شود که فجایع جهان بسیار فراتر از فجایع این غزه تان است. شما از دارفور چه خبر دارید؟ از پرستاران صلیب سرخ لهستانی در لیبی چیزی میدانی؟ از کنیا و کنگو چه؟ فقط مسلمانان هم مسلک و مرامتان شایسته تفکر و تامل هستند؟ چقدر تو به همین ابراهیم فکر کرده ای؟ در بلاگت پستی نوشته ای؟ با دوستانت حرفی زده ای؟ چه کردهای؟ من منتظرم که بخوانم کرده هایت را در هیمن کامتن دانی؟ به نظرت اهمین داشته؟ صلاح ندانسته ای چیزی بگویی؟ ملت فلسطین به پشتوانه دلارهای نفتی ایران و خبرهای شب روز بسیاری از رسانه های ملی و بین المللی جهان مستظهرند. ابراهیم را لحظه ای تصور کن؟ تنها، بی کس، در زیر فشار، میگویندش اعتراف کن به فسق و فجورت تو در این دنیا حامی نداری میکشیمت نابودت میکنیم و صدای تو را هیچ کس نخواهد شنید. و او مقاومت میکند و با تحقیر و درد بدون افتخار، بدون امید بهشت ، بدون آگاهی از ثبت نام اش تا ابد تاریخ با پافشاری بر عقایدش و ایمانش میمیرد؛ درسی است برای همه و معیاری تازه از استواری و شهامت بینهایت. عاشورا باید درس بگیرد از این شهامت.

    ماجرای غزه البته برای من چیزی جر مرثیه بی پایان سیاستهای فاسد جمهوری اسلامی برای فلسطینیان نیست. پولهای نفت ایران برای مشغول نگه داشتن اسرائیل با استفاده از ابزار فریبخورده ای به نام حماس. قضیه رقت انگیز است (اگر بدانی) که بوش آمد گفت صلح کنید و دوست باشید و من(بوش) کمک میکنم. ایران هم که خوب طبعا اگر هم صلحی باشد باید توسط او به سرانجام برسد به ایادی اش در حماس اشاره ای کرد و آنها یک شهروند اسرائیلی را کشتند. در جواب هم که اسرائیل این بلا را سر نظامیان و غیر نظامیان در غزه آورد. هرچند شکی در عوضی بودن اسرائیل ندارم ولی مطمئنم هم مردمی که بدین سان از بدبختی و فقر رنج میبرند تمایلی به مثلا نابودی اسرائیل یا این حرفهای مسخره ندارند و یک محیط امن و سالم و ساکت و رفاه اقتصادی و اجتماعی برایشان کافی است. این شهارهای بزرگتر از دهانشان را ایران و سوریه به دلیل معاملات مسائل سیاسی خودشان برای مردم فلسطین به ارمغان آورده اند.


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: