در رثای استاد اخلاق

این روزها رسانه ها خبر درگذشت استاد اخلاق مرحوم آیه الله مجتهدی را اعلام نمود. واکنش طبیعی عمومی این است که یک آخوند دیگر مثل همه آخوندها فوت کرده و بازهم رسانه های دولتی مسئله را بزرگ کرده اند. برای من که فرصت حضور در مجالس آقای مجتهدی را (ولو به شکل ناچیز سالی دو یا سه بار) داشته ام مسئله به کلی متفاوت است. مرحوم مجتهدی شخصیتی به کلی متفاوت با طیف روحانیت موجود داشت و همین امر موجب جذابیت شخصیت ایشان برای من می شد.

به نظر من او از جمله آخرین نمونه های روحانیت سنتی بود که چندان به تفکرات انقلابی و تندرویها و خرافات ناشی از آن آغشته نشده بود. عزاداری را نه یک هدف بلکه بهانه ای برای موعظه و گفتن نصایح اخلاقی می دانست. برای این مقصود نیز هر نوبت از یک حدیث استفاده می کرد. الحق که در گذشته چه سنت نیکویی برای روایت حدیث وجود داشته است. عمرش را صرف پرورش طلاب نمود و همواره بر علم و دانش تاکید می کرد و آن را بر خیلی از امور از جمله عبادات واقعا مقدم می دانست. آنقدر علمای بزرگ و قدیمی را دیده بود که دیگر اسامی گول زن موجود چنگی به دلش نمی زد و فریبش نمی داد و از منظر بالا به سخنرانان موجود امر و نهی می کرد. از انحرافات روحانیت به شدت ناراحت بود و علنا روحانیون راشماتت می کرد. از انقلاب طرفداری می کرد اما به دام تملق نمی افتاد. خاطرم هست که شب های انتخابات مجلس هفتم به مدرسه اش رفتم. با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از طلاب معمولا گرایش های سیاسی تند دارند همه انتظار داشتند تا موضع رژیم را منعکس کند اما با صراحت می گفت که من شرکت یا عدم شرکت در این انتخابات را توصیه نمی کنم و به اطلاعاتی ها هم بگویید که موضع فلانی در قبال این انتخابات سکوت است……از آموزه هایش برایتان بگویم. معروف ترین چیزی که از او شنیدم این سخن بود:

«نسبت به نجس و پاکی حساس نباشید بلکه به حلال و حرام (خصوصا حلال و حرام بودن روزی) حساسیت داشته باشید».

یک بار شخصا از او توصیه ای را درخواست کردم و گفت: «خوبست که برخی اوقات تمرین مقابله با نفس کنی به این معنی که اگر دلت چیزی خواست برآورده نکنی تا اگر روزی تحت فشار شدید قرار گرفتی تمرین ایستادگی کرده باشی. در برخی شرایط جاده چنان سرازیری می شود که اگر قبلا تمرین نکرده باشی ترمز می بری!»

با جمود و تعصب مخالف بود اما اعتقاد داشت کسی که بخواهد به زی طلبگی درآید باید کمی وفقط کمی خصلت تعبد و تعصب داشته باشد.

طبیعی است که مثل هر انسان دیگری آمیزه ای از نکات مثبت و منفی بود اما هر کس که به ایشان نزدیک شد نکات مثبتش را به مراتب بیشتر از نکات منفی می دید. خدایش بیامرزد و به شاگردانش صبر دهد. اینک ما مانده ایم و تحیر در این مسئله که دیگر چه فرد مقبولی را می توان در سلک روحانیت پیدا کرد.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: