تحليلي شايد جديد از قيام امام حسين

با شروع محرم باز هم به اين واقعه فكر مي كنم كه چرا چنين اتفاقي رخ داد.

دو تحليل رايج در اين باره مطرح است: 1) تحليل نويسنده تازه درگذشته كه گفته بود امام حسين براي گرفتن حكومت قيام كرد اما ناكام ماند و 2) تحليل مرحوم مطهري مبني بر اينكه امام حسين براي امر به معروف قيام كرد. نظر اول تلويحا اين را مي گويد كه امام حسين در محاسبات اشتباه كرد و نبايد در اين شرايط و اين اوضاع قيام مي كرد وبايد مي دانست كه نيروهاي مخالف قوي ترند.

نظر من با نظر اول نزديك تر است چون زندگي ائمه را طبيعي تر از آنچه عنوان مي كنند مي دانم. به نظرم امام حسين در محاسباتش اشتباه نكرد و نقطه درستي را هم براي شروع قيام سياسي اش عليه يزيد انتخاب كرد. كوفه جايي بود كه بيشترين هوادار را مي توانست داشته باشد و از آنجا مي توانست عراق را بگيرد و با همراهي عربستان يعني مكه و مدينه، يزيد را در شام خفه كند. مسئله فقط بازيگري غلط فرستاده امام حسين بود يا شايد درست تر بگويم سياس بودن و زيرك بودن ابن زياد. ابن زياد در شرايطي به كوفه آمد كه كوفه به جانب امام حسين متمايل شده بود و او در اقليت قرار داشت اما توانست چنان با مهره هايش بازي كند كه خود را از يك اقليت به اكثريت تبديل كند تا جاييكه اين اكثريت را براي كشتن امام حسين همراه كند. در تعارض ميان ابن زياد و مسلم در همراه كردن توده مردم، البته ابن زياد توانمندتر بود. اين مسائل در سياست كاملا طبيعي است. نمونه روشن پيش روي ما دوم خرداد است كه مخالفين توانستند در عين اقليت بودن با اهرم هايشان به خوبي بازي كنند و به اكثريت رسند و با اين اكثريت مي توانستند خيلي جلوتر از اين هم بيايند و مثل اول انقلاب دوم خردادي ها را قلع و قمع كنند.

براي درك بهتر جنگ حضرت علي با معاويه را در نظر بگيريد كه قدرت نظامي حضرت علي و سپاهيانش بيشتر از معاويه بود اما با يك ترفند اين رودررويي به تساوي و نهايتا با حكميت به نفع معاويه پايان يافت. مثالي دور از ذهن بزنم. گاه توازن دو تيم مثل بارسلونا يا رئال مادريد برابر است و در كار زار يك تيم بهتر از ديگري بازي مي كند. اين دليل نمي شود كه توازن قوا ميان دو تيم برقرار نبوده بلكه ممكن است تنها يك نفر بهتر بازي كرده باشد.

3 دیدگاه

  1. صالح said,

    ژانویه 11, 2008 در 6:41 ب.ظ.

    آقای سرزعیم عزیز سلام، بعد از مدتها وبلاگ شما رو خوندم و تمام نوشته های اخیر رو هم خوندم. این نوشته ی آخری که مثالهاش خیلی دور از ذهن بود! (هم دوم خرداد و هم فوتبال).
    تولدتون هم -با تاخیر- مبارک.

  2. محسن said,

    ژانویه 12, 2008 در 6:45 ب.ظ.

    این تحلیل چندان قادر به تبیین شهادت امام حسین به همراه اسارت خانواده اش نیست. چرا که امام با این تلقی جنابعالی میتوانست حتی با بیعت با یزید برای خویش فرصتی دیگر فراهم سازد و در شرایط بعدی راه خویش را پی بگیرد.

  3. پيله ور said,

    ژانویه 15, 2008 در 4:53 ب.ظ.

    فرض اوليه خيليها اين است كه امام حسين عامل شروع كننده بوده است – چه براي حكومت چه براي امر به معروف … – آيا كسي بررسي كرده كه واقعا ايشان شروع كننده بوده يا نه ؟ ممكن است شروع كننده حكومت وقت باشد كه خواسته باشد محور محتمل مخالفتهاي احتمالي آينده را از بين ببرد. خاندان اموي سياستمدار بوده اند و بعيد نيست كه چنين محاسبه هائي كرده باشند. در اين صورت احتمالا ايشان عمدتا سعي مي كرده از زير ضربه دور شود و طبعا اگر ببيند آخر خط است تا آخرين توان دفاع نميند


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: