می 29, 2008 در 6:48 ق.ظ (Uncategorized)
دکتر آشنا که در مسائل تبلیغات صاحب نظر است در وبلاگش مصاحبه ای از خود را گذارده که نکات جالبی دارد. انتخاب من این نکات بود:
- در چیزی که آگاهی ندارید وابستگیتان به رسانه خیلی زیاد است، ولی در مسئلهای که خودتان آگاهی دارید رسانه را محک میزنید. بنابراین اگر در مورد آنچه شما از آن آگاهی دارید رسانه راست گفته باشد، در آنچه که آگاهی ندارید به رسانه اعتماد میکنید.
- اگر شما گذشتة بدی در افکار عمومی داشتهاید و حالا میخواهید در انتخابات شرکت کنید، لطفاً مدتی در رسانه نباشید. اگر چهرة رسانهای خوبی دارید، بهتر است تا چهرة رسانهای شما خراب نشده در انتخابات شرکت کنید. اما اگر فرد ناشناسی هستید و خیلی هم سابقة روشن ندارید، بیشترین شانس را دارید که برای خود سابقة رسانهای خلق کنید، چون هرچه بگویید درست است و چیزی برای مقایسه وجود ندارد. اگر «اوباما» هم در انتخابات حزب دموکرات به پیروزی برسد دقیقاً به همین دلیل است. هیلاری کلینتون چهرة جدیدی برای جامعة امریکا نیست. مردم امریکا سالهاست که او را در کنار شوهرش دیدهاند، ولی حرف اوباما باید شنیده شود، چهرهاش دیده شود و رفتارش سنجیده شود.
- بازندهها بیشتر فریب این تحلیل را میخورند که نتوانستند آرای خاکستریای که متعلق به قشر خاصی است به دست بیاورند. آقای احمدینژاد ویژگی اصلیاش این بود که فریب این تحلیل را نخورد. گفت آرای سنتی جامعه یک درصدی است، من بروم همانجا بازی کنم. کاندیدایی که به دنبال به دست آوردن آرای خاکستری است رأی خودش را هم از دست میدهد…..در فعالیت سیاسی همیشه اقلیت فعال از اکثریت خاموش اهمیت بیشتری دارد.
- یکی از مشکلات بزرگ سیستم تبلیغاتی آقای هاشمی این بود که دربارة فردا حرفی نمیزد. گفتمانها دوره دارند ولی طولانی یا کوتاه بودن این دورهها به عملکرد صاحب گفتمان بستگی دارد. گفتمان آقای خاتمی روشنفکری بود، باقی هم ماند و احتمالاً به حیاتش ادامه میدهد، به خاطر اینکه اصالت دارد و معلوم است که از کجا آمده و به کدام سو میرود. گفتمان عدالت آقای احمدینژاد بهشدت با عملکردش گره خورده است. متأسفانه گفتمانهای آزادی و سازندگی در ایران دستمالی شدند.
- آقای احمدینژاد معتقد است مدیون هیچ حزب و گروهی نیست و مدیون زیارت عاشورا و دعای ندبه است. تصورم این است که ایشان مدیون دعای ندبه و زیارت عاشوراست، ولی مدیون دعای ندبهخوانها و زیارت عاشوراخوانها هم هست. یعنی شبکههای هیئتها و مساجد که توانستند ارتباط بین شهرها را برقرار کنند. مروجانی که از جنس مردم متدین بودند و بدون اینکه پولی از ستاد او بگیرند رفتند و مثل تبلیغ برای محرم کار کردند. در حقیقت این مسئله بازاریابی سنتي در انتخابات است
- شعار رادیکال را آقای احمدینژاد داد. آقای معین گفت: خاتمی یک کم بیشتر، ولی آقای احمدینژاد گفت: هیچکس. او از واژههای رادیکالی مثل مافیای نفت و خانوادههای ثروت و قدرت استفاده کرد. شعار رادیکال همیشه جذاب است و زمانی جذابتر میشود که شعار قبلی دورهاش تمام شده باشد
نوشتن دیدگاه
می 24, 2008 در 10:22 ق.ظ (Uncategorized)
کسینجر اخیرا گفته که اوباما انسان خطرناکی است چون از تغیر صحبت می کند اما هیچگاه جزئیات این تغییرات را بیان نمی کند.
انتخابات 84 را به یاد می آوریم؟
3 دیدگاه
می 11, 2008 در 7:49 ق.ظ (Uncategorized)
ندرتا از نوشته ها و ایده های خودم تعریف می کنم اما احساس می کنم که این یادداشت که متاسفانه در بدترین روز هفته منتشر شد، یک ایده عملی و راه حل کاربردی برای یکی از معضلات اساسی کشور عرضه می کند. ای کاش این نوشته جدی گرفته شود.
4 دیدگاه
می 7, 2008 در 12:07 ب.ظ (Uncategorized)
در ايران وقتي سخن از رشته روانشناسي به ميان مي آيد، دختران و زناني به ذهن مي رسند كه كنجكاوي (فضولي) دلسوزانه شان و در عين حال حرف هاي كاملا معلوم شان را در غالب توصيه هاي روانشناسانه عرضه مي كنند. براي اين كار رشته روانشناسي تحصيل مي كنند. همين امر شغل و رشته روانشناسي را به امري زننده و چندش آور تبديل مي سازد. من نيز در گذشته از اين حرف ها متنفر بودم و روانشناسي را جدي نمي گرفتم.به يمن برخي اتفاقات گذرم به كتاب هاي درسي خارجي و در عين حال جدي در رشته روانشناسي اجتماعي افتاد. ديدم كه رشته روانشناسي فرسنگ ها با آنچه كه تصور عمومي از روانشناسي مي رود تفاوت دارد. امروزه اين رشته تكيه عظيمي به روش هاي تجربي و آزمايش هاي بسيار جالب و هيجان انگيز براي درك رفتارهاي آدمي دارد. من كه بخشي از چند سال گذشته را صرف خواندن اين يافته ها كردم و از اين امر بسيار مسرورم. چند روز قبل يك آزمايش جالب ديدم. دو عكس به افراد نشان داده مي شود. در يكي ليواني كوچك حاوي بستني است كه بستني آن لبريز گرديده است اما در ديگري ليواني بزرگ نمايش داده مي شود كه در داخل آن بستني ريخته شده اما همه ليوان را در بر نگرفته است. وقتي از افراد سوال مي شود كه كداميك بستني بيشتري دارد، اكثر ليوان اول را انتخاب مي كنند در حاليكه جواب درست ليوان دوم است. اين آزمايش به نحوي نشان مي دهد كه برخي مسائل نظير لبريز بودن حس مثبتي را ايجاد كرده و خالي بودن سر ليوان حس منفي بوجود مي آورد و اين احساسات قبل از اينكه مكانيزم هاي منطقي براي استدلال به درستي به كار بيفتند بر قضاوت آدمي تاثير خود را برجا مي گذارد.
۱ دیدگاه
می 3, 2008 در 12:02 ب.ظ (Uncategorized)
دکتر نیلی در این مصاحبه نکات خوبی گفته است. مهمترین نکته این است که برای اجرای سیاست های اصلاح ساختار اقتصادی چهار شرط لازم است:
1) جرات و جسارت کافی در دولت، 2)برخورداری و پشتیبانی از حمایت ارکان دیگر تصمیم گیری، 3)قدرت طراحی، 4)ظرفیت اجرایی و توان مدیریتی.
“ر دولت های قبل در دولت مهندس موسوی اعتقادی به انجام این کار نبود. در زمان دولت آقای هاشمی، جرات و جسارت بود، ظرفیت کارشناسی و توان مدیریتی و اجرا هم وجود داشت اما هماهنگی با سایر ارکان و حمایت همه ارکان وجود نداشت به عنوان مثال در زمان برنامه دوم آقای هاشمی می خواست قیمت انرژی را اصلاح کند مجلس چهارم مخالفت کرد. در زمان آقای خاتمی ظرفیت کارشناسی و تکنوکراسی و مدیریتی کشور در حداکثر خود در مقایسه با سال های قبل بود. جرات و جسارت و هماهنگی سایر ارکان وجود نداشت.
- امروز وضع چگونه است؟
الان دو مورد اول وجود دارد. جرات و جسارت در اوج خودش است. بیشترین هماهنگی هم وجود دارد اما به لحاظ توان کارشناسی و ظرفیت مدیریتی در ضعیف ترین موقعیت خود هستیم.”
۱ دیدگاه