ندرتا از نوشته ها و ایده های خودم تعریف می کنم اما احساس می کنم که این یادداشت که متاسفانه در بدترین روز هفته منتشر شد، یک ایده عملی و راه حل کاربردی برای یکی از معضلات اساسی کشور عرضه می کند. ای کاش این نوشته جدی گرفته شود.

در ايران وقتي سخن از رشته روانشناسي به ميان مي آيد، دختران و زناني به ذهن مي رسند كه كنجكاوي (فضولي) دلسوزانه شان و در عين حال حرف هاي كاملا معلوم شان را در غالب توصيه هاي روانشناسانه عرضه مي كنند. براي اين كار رشته روانشناسي تحصيل مي كنند. همين امر شغل و رشته روانشناسي را به امري زننده و چندش آور تبديل مي سازد. من نيز در گذشته از اين حرف ها متنفر بودم و روانشناسي را جدي نمي گرفتم.به يمن برخي اتفاقات گذرم به كتاب هاي درسي خارجي و در عين حال جدي در رشته روانشناسي اجتماعي افتاد. ديدم كه رشته روانشناسي فرسنگ ها با آنچه كه تصور عمومي از روانشناسي مي رود تفاوت دارد. امروزه اين رشته تكيه عظيمي به روش هاي تجربي و آزمايش هاي بسيار جالب و هيجان انگيز براي درك رفتارهاي آدمي دارد. من كه بخشي از چند سال گذشته را صرف خواندن اين يافته ها كردم و از اين امر بسيار مسرورم. چند روز قبل يك آزمايش جالب ديدم. دو عكس به افراد نشان داده مي شود. در يكي ليواني كوچك حاوي بستني است كه بستني آن لبريز گرديده است اما در ديگري ليواني بزرگ نمايش داده مي شود كه در داخل آن بستني ريخته شده اما همه ليوان را در بر نگرفته است. وقتي از افراد سوال مي شود كه كداميك بستني بيشتري دارد، اكثر ليوان اول را انتخاب مي كنند در حاليكه جواب درست ليوان دوم است. اين آزمايش به نحوي نشان مي دهد كه برخي مسائل نظير لبريز بودن حس مثبتي را ايجاد كرده و خالي بودن سر ليوان حس منفي بوجود مي آورد و اين احساسات قبل از اينكه مكانيزم هاي منطقي براي استدلال به درستي به كار بيفتند بر قضاوت آدمي تاثير خود را برجا مي گذارد.

دکتر نیلی در این مصاحبه نکات خوبی گفته است. مهمترین نکته این است که برای اجرای سیاست های اصلاح ساختار اقتصادی چهار شرط لازم است:

1) جرات و جسارت کافی در دولت، 2)برخورداری و پشتیبانی از حمایت ارکان دیگر تصمیم گیری، 3)قدرت طراحی، 4)ظرفیت اجرایی و توان مدیریتی.

ر دولت های قبل در دولت مهندس موسوی اعتقادی به انجام این کار نبود. در زمان دولت آقای هاشمی، جرات و جسارت بود، ظرفیت کارشناسی و توان مدیریتی و اجرا هم وجود داشت اما هماهنگی با سایر ارکان و حمایت همه ارکان وجود نداشت به عنوان مثال در زمان برنامه دوم آقای هاشمی می خواست قیمت انرژی را اصلاح کند مجلس چهارم مخالفت کرد. در زمان آقای خاتمی ظرفیت کارشناسی و تکنوکراسی و مدیریتی کشور در حداکثر خود در مقایسه با سال های قبل بود. جرات و جسارت و هماهنگی سایر ارکان وجود نداشت.

- امروز وضع چگونه است؟

الان دو مورد اول وجود دارد. جرات و جسارت در اوج خودش است. بیشترین هماهنگی هم وجود دارد اما به لحاظ توان کارشناسی و ظرفیت مدیریتی در ضعیف ترین موقعیت خود هستیم.”

حال که نتایج انتخابات مشخص شد در فضای غیراحساسی تری می توان دو تاکتیک شرکت یا تحریم را ارزیابی کرد.

دوستان با شرکت در انتخابات به یک اقلیتی دست یافتند که حتی اگر تحریم نیز می کردند همین اقلیت کمابیش بدست می آمد چرا که اعضای این اقلیت بر اساس ملاک های قومی و روستایی و نژادی انتخاب شدند نه ملاک های حزبی. در قبال این منفعت ناچیز یک چیز بزرگ را از دست دادند و آن اعتبار و قدرت تهدیدشان بود. بی تردید مهمترین انتخابات ایران، ریاست جمهوری است و دوستان اصلاح طلب برای دو انتخابات کم اهمیتر پرنسیب خود را به قیمت نازلا فروختند و حالا دیگر با دست های بالا باید به سراغ انتخابات ریاست جمهوری بروند.

متاسفانه بی پرسنیبی آنها موجب شد تا در انتخابات مهم آتی طرف مقابل به این جمع بندی برسد که هر کار که بخواهد و هرگونه رد صلاحیت که صلاح بداند می تواند انجام دهد بدون اینکه مشکلی ایجاد شود چرا که اصلاح طلبان خط قرمزی ندارند و تا هر جا که بخواهند می توانند آنها را دنبال خود بکشند. معنای دیگر این حرف آنست که آنها از کاندیدای اصلاح طلبان احتمالا کروبی را باقی می گذارند و تایید می کنند چون می دانند که پتانسیل برد ندارد. احتمال دیگر که مطرح است این است که بخواهند خاتمی را کاندید کنند. به نظر من نه خود او قبول می کند نه کروبی می گذارد و نه حکومت. حتی اگر این کار را هم بکنند، یک باخت فجیع پیش روی اصلاح طلبان خواهد بود چرا که مردم میان احمدی نژاد و خاتمی احمدی نژاد را بر می گزینند. مردم یک مدیر اجرایی بی سواد ولی قاطع را به یک فرد بی عرضه ولی خوش فکر ترجیح می دهند (درست یا غلط) و این می شود فرجام تلخ یک دهه حکومت استراتژی غلط اعتدالیون/ میانه روان و خاتمی گرایان!

ورد زبان همه از جمله بن برنانکی (رئیس فدرال رزرو) این است که اقتصاد آمریکا با بحران روبروست. علی حیدری در مطلب جالب و بامزه زیر دیدگاه متفاوتی را عرضه می کند.

Almost every politician and human being, market analyzer, and most of economists says we are in a recession. The link you forwarded shared the same concern.
http://www.businessweek.com/magazine/content/08_16/b4080000602263.htm?chan=search

m
y view on American economy:

have a look at this cartoon and then continue:
http://bp3.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/R_zCXA1dm0I/AAAAAAAAELI/1_MFPPBnK8g/s1600-h/cartoon.jpg

1- Consumer Expenditures: I think he was a little bit selective on items to NOT show the whole picture. anyway:
Americans don’t travel to Europe because of weak dollar: it makes more sense to have fun in Denver or New York.
food and clothes (and in general all non-durable consumption) don’t change that much by recession or temporary income fluctuation. they depend on prices and seasonal preferences. I guess food was relatively a little bit cheaper and people spend more money on fashion in summer.
Vehicles’ spending is less because of high oil prices (and effect of winter demand on them).
People spend less in alcoholic beverages, gambling, jewelry and more on bank services because it’s time to pay off the loans and credit cards. It’s very good signal that people spend wisely.

2- Real Economy: Actually the national accounts is in a better way than before:
http://www.bea.gov/national/nipaweb/TableView.asp?SelectedTable=1&FirstYear=2006&LastYear=2007&Freq=Qtr#
as you see the only item that may concern is residential investment (housing) which means after very long time of buying and renovating houses by very low interest rate, it’s time to not buy houses (the price is so high and loans aren’t that cheap to cover it).
Investments, Exports, Durable spending are very good. how about industrial production index. have a look  (it’s not bad):
http://bp1.blogger.com/_djgssszshgM/SAZI3b8kZjI/AAAAAAAAAVI/ZtN8tu4M87w/s1600-h/inudstrial+production.png

3- Financial Sector, Loans and Credits: some say the main problem is that because of sup-prime mortgage crisis and consumer debts, bank are out of money or they can’t find sources to invest. They are loosing old high risk mortgages and also loosing profit because of stock prices but business investment and other source of investment (education, furniture, off-shore investing and …) are strong enough to help them out.
http://bp2.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/SAdUiKCFA8I/AAAAAAAAER8/wK_If_-o8hE/s1600-h/loans.png
http://bp0.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/SADAjZgtfrI/AAAAAAAAENg/U4uoLT5gjFM/s1600-h/credit.bmp
http://bp0.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/R_OxyuFFtnI/AAAAAAAAEIg/NRUJs1QXM2I/s1600-h/totalcredit.png
http://bp1.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/R_Oxy-FFtoI/AAAAAAAAEIo/Y-4IKr8e2GQ/s1600-h/totalloans.png
even mortgage crisis has passed the peak time and it’s going to be better.

4- Job market: is not working well but wait a minute, it’s not the first time in Bush period that job market performing poor while the economy is doing well. The story is that the productivity rate in Bush period is higher than any other recent period. even more than 90’s and Information Technology era and even more than 80’s and the era of “American economy is coming back”. and I guess it’s going to happen again. factories and businesses laying off employees while improving the productivity and cutting down expenses. they fire old and retired employees (baby boom old boys) while NOT hiring unskilled employees. How do they handle the business, I don’t know. and don’t forget that 5.1% or even 5.5% is really full employment condition. Have a look at these graphs:
http://data.bls.gov/PDQ/servlet/SurveyOutputServlet?data_tool=latest_numbers&series_id=PRS85006092
http://data.bls.gov/PDQ/servlet/SurveyOutputServlet?data_tool=latest_numbers&series_id=LNS14000000
http://bp3.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/R_rT_uFFt6I/AAAAAAAAEK4/xhuWSPXTq4E/s1600-h/med.png
http://bp3.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/R_eC9eFFtvI/AAAAAAAAEJg/WdNSrtWrunA/s1600-h/unrate.bmp

5- At the end, economy is doing well, it’s reducing the home prices (which is over priced), depreciating dollar value (had been over priced and it’s time for Americans to export more and import less), forcing consumer to spend carefully and save more (which they really need), investing on businesses and technology, improving productivity, pushing people to get skill. If economy says it’s time to slow down or go to recession, it’s absolutely right. nobody knows better (and I really don’t understand when people don’t want to buy and they do want to save and pay the loans off, how the “falling money out of helicopter” can change their decision). the big concern is not recession, it’s the sections which government keeps them out of the reach of the free market forces: Government expenditures, Gov deficit (which is getting better), Public Schools, Health care  expenses (through Medicare, Medicaid, employment insurances, regulations on supply side of medical services),Foreign policy, defense policy and social security.
http://bp0.blogger.com/_otfwl2zc6Qc/R_myoOFFt2I/AAAAAAAAEKY/nkrtq1v8DJY/s1600-h/cartoon.bmp

یکی از چیزهایی که به شما کمک می کند تا بتوانید سطح دانش خود را بالا نگه دارید استفاده از وبسایت دانشگاه های بزرگ است. در این وبسایت ها فایل های سخنرانی های هفتگی گذاشته می شود و شما می توانید از آن استفاده کنید به این ترتیب می توانید تا حدودی جبران عدم حضور در این دانشگاه ها را بنمایید. مثلا امروز این سایت از مدرسه علوم سیاسی و اقتصادی لندن را کشف کردم

http://www.lse.ac.uk/resources/podcasts/publicLecturesAndEvents.htm

خانمی در یکی از شهرهای ایران به دلیل ایجاد خانه فساد دستگیر شده و در دادگاه بدوی محکوم می گردد. حکم دادگاه تجدیدنظر را بخوانید:

در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم …… از دادنامه ………..صادره از …………….با نگرش به مطاوی پرونده و مستندات دادنامه بدوی، نظر به اینکه خانم …….خود معتاد بوده و برای دیگران هم مواد مخدر تهیه می کرده، به نظر می رسد دلیلی بر اینکه لانه فساد ایجاد کرده وجود ندارد زیرا معتاد از دو حال خارج نیست یا تلوتلو میز ند و خمیازه و بدنبال مواد است که در این صورت او حال رابطه و انجام رابطه ندارد یا شنگول است که در این مرحله هم لول لول است و بدنبال رابطه نیست و مامورین انتظامی هم متهمین را در حال استعمال مواد مخدر گرفته اند. علیهذا تشکیل لانه فساد محرز نیست و به استناد بند ……رای معترض عنه نقض و باستناد اصل 37 قانون اساسی رای بر برائت وی صادر و اعلام می گردد که رای صادره قطعی است.

این سوال مهمی است که چرا سینمای آمریکا از سینمای اروپا جلو زد؟ دوستی که در آمریکا روی همین موضوع تحقیق می کرد گفت که دلیل آن بزرگی آمریکاست. تقریبا هر فیلمی که در آمریکا ساخته می شود -هرچقدر هم که بد باشد- می تواند آنقدر بیننده داشته باشد که هزینه هایش را پوشش دهد. لذا سازندگان آن با خیال راحت تولید کرده و صادر می کنند در حالیکه سازندگان فیلم های اروپای با مشکل تنوع زبانها و فرهنگ روبرو هستند و بازار کوچکی دارند. لذا پشتوانه اقتصادی برای رشد خود ندارند. این را نیز اضافه کنیم که مخاطب سینماگران آمریکا طبقه عادی و متوسط است در حالیکه سینماگران اروپایی بیشتر گرایش به قشرهای نخبه دارند. یک بار دیگر اهمیت بزرگی مقیاس را شاهدیم.

حال شاید با این عینک بهتر بتوانیم توسعه چین را درک کنیم.

در سمینار سالانه موسسه مطالعات انرژی، مسئول جذب نیروی انسانی شرکت شل سخنرانی داشت. سخنرانی ساده، کوتاه، جالب به همراه چند نکته مشخص. شاید برای شما هم جالب باشد:

- می گفت که صنعت نفت در دهه 80 که قیمت ها شدیدا افت داشت حجم عظیمی نیرو از دست داد و همین امر باعث شد تا پس از آن افراد کمتری برای ورود به این عرصه سرمایه گذاری کنند. یک کار ما این است که افراد را تشویق کنیم برای ورود به این عرصه عمر خود را صرف آموزشهای لازم کنند.

- در منطقه خاورمیانه که بازار کار بزرگتر است نیروی انسانی توانمند معضل بزرگتری است. وی می گفت ایران یک استثناء است ولی به غیر از ایران بقیه با مشکل جدی روبرو هستند.

- وی می گفت به دلیل ملاحظات سیاسی یا ژئوپلیتیک و همچنین معضل ویزا دادن به ایرانیها نمی توان از آنها در دیگر کشورهای منطقه به راحتی استفاده کرد.

- وی نیروهای انسانی را بر حسب سال تولد به سه نسل تقسیم بندی می کرد. کسانی که قبل از 1965 به دنیا آمده اند، کسانی که بعد از 1965 به دنیا آمده، و کسانی که از 1985 به بعد پا به این دنیا گذاشته اند. وی می گفت نسل اول بیشتر نگران این هستند که چه کاری برای دنیا انجام خواهند داد. دسته دوم بیشتر می خواهند یک تعادلی میان آنچه دنیا برای آنها دارد و آنچه آنها می توانند برای دنیا داشته باشند برقرار باشد. دسته سوم به کلی متفاوت هستند و انگیزه های متفاوتی دارند. به تعبیر او نسلی که پشت کامپیوتر بزرگ شده است. وی می گفت دغدغه امروز ما جذب و نگهداری این نیروهای جدید است

این جمله جالب را در مقاله ای پیرامون هند خواندم که عینا می آورم:

The Economist reports that the head of General Electric’s Indian Subsidiaries, Scott Bayman, tells its reporters that the proportion of his time he spends in government offices has fallen from 70% to less than 5%.